Archive for the ‘مديريت’ Category

۴۹۴-متحول كردن تيم كار مشكلي است!!!

چهارشنبه, فروردین ۳۰م, ۱۳۹۱

تيمي كار كردن را همه در شعار مد نظر داريم و در عمل هم بعضا تلاش براي انجامش داريم ولي طبيعي است كه يك تفكر كار انفرادي را بدون تلاش و زحمت نمي توان تغيير داد . ما كلا ميل به كار فردي داريم و اگر بحال خود رها شويم به اصل خود بر مي گرديم . كار تيمي يك فر ايندي است كه مي بايست در همه حال عارضه يابي شود و مشكلات آن بر طرف گردد . اين مشكلات مي تواند به نحوه ارتباط افراد با هم و يا چگونگي تقسيم كار و نوع ساختار تيم مربوط باشد يا به خصلت افراد تيم كه شايد رفع ان بسيار سخت تر از مشكلات ساختاري و ارتباطي باشد . در اين مقوله هم ما مشكلات فرهنگي خاص خود را داريم . ما خيلي گرفتار تعارف و رو د روايسي هستيم و حرف خود را راحت بر زبان نمي اوريم . هزار بيراهه مي رويم تا سخن از راه اصلي نزنيم! گاهي براي زدن حرف خود دنبال يك واسطه مي گرديم يا با گوشه و كنايه منظور خود را بيان مي كنيم و يكراست نمي رويم سر اصل مطلب! با اين روشها نمي توان در خصوصيات افراد تيم تحول ايجاد كرد و اصلاحات لازم را انجام داد . در اين مقوله بايد روراست بود و شايد بهتر است بگويم كه بايد بيرحم بود و زخم را هر چند سوزش شديد هم داشته باشد ضد عفوني كرد . عملكرد بايد واضح بيان شود و اشكالات كار هم بطور مشخص توضيح داده شود و اينكه اين اشكالات چه مضراتي را براي خود شخص و تيم دارد و در صورت تكرار خطا بايد دوباره تكرار كرد و گفتن را ادامه داد! حقيقت تلخ است ولي باعث ناراحتي طرف مقابل هم مي شود ولي بگذاريد كه بشود بالاخره اشكال بايد اشكار و حل شود و تنها راه تغيير افراد اينستكه صريح صريح صريح اشكالاتشان را بگوييد و اينكه اگر خود را اصلاح نكنند در تيم جايي ندارند و اين بنفع همه است !

۴۹۲- تقلب در جايزه!!!

سه شنبه, اسفند ۹م, ۱۳۹۰

اين چند روز اول ماه اسفند روزهاي تغيير و دگرگوني براي من بود كه در وقت مناسب در مورد ان صحبت مي كنم . هميشه كار وجود دارد و انهم مسائل و درگيريها و چالشهاي مخصوص بخود را دارد و در همه جا هم معمولا اينها همه بنوعي مشابه است ولي انچه از همه اين مشكلات و درگيريها و چالشها مي ماند آن كارهايي است كه انجام شده است و روابطي است كه با ديگران ايجاد شده است . هيچكس نمي تواند بگويد كه در همه حال توانسته است روابط مثبت با همه ايجاد كند . هر تغيير و دگرگوني و حركتي بهر حال موافق و مخالف خود را دارد .بعضي مخالفتها بر مبناي منافعي است كه بخطر افتاده است يا تصور خطر ي است كه در اذهان بوجود امده است يا عدم درك درست يك عمل در انزمان خاص است ولي آنچه مسلم است اينكه زمان بهترين قاضي است براي همه اعمال و كرده هايي كه داشته ايم . و در اين گذشت زمان است كه براي خيلي از همين مخالفان اصالت رفتارها اشكار مي شود .

 روز يكشنبه براي شركت در مراسم نهمين دوره جايزه ملي بهره وري Ùˆ تعالي سازماني راهي تهران Ùˆ سالن همايشهاي صدا Ùˆ سيما شدم . نتيجه ارزيابي روز يازدهم بهمن ماه شركت مشخص شده بود Ùˆ قرار بود در اين روز تقدير نامه دو ستاره به شركت اهدا گردد . تقدير نامه اي كه قرعه دريافت ان كه حاصل تلاش همه همكاران عزيز از مدير عامل محترم Ùˆ كليه مديران Ùˆ روسا Ùˆ …. در سازمان بود  بنام من افتاد Ùˆ تقدير نامه توسط  وزير صنعت Ùˆ تجارت Ùˆ…. ( اينقدر اسم اين وزارتخانه دراز Ùˆ بلند شده است يادم رفت كه Ú†Ù‡ هست! ) داده شد . بعد از وزير يكي از بزرگان صنعت در بخش خصوصي جناب اقاي محسن خليلي ايستاده بود Ùˆ براي من لذت بخش ترين بخش آن همين دست دادن با ايشان Ùˆ چند كلام كوتاهي بود كه ردو بدل شد ØŒ او كه قبل از اين مراسم اهدا در سخناني كه بسختي بيان مي كرد Ùˆ حضار را ” گلهاي من ” خطاب مي كرد همه را بشعف اورد . چقدر دوست داشتم در همان روي صحنه صورت ايشان را مي بوسيدم كه از كار افرينان مطرح بخش خصوصي در كشور هستند . كساني كه شايد ديگر با رفتن انها كساني را جايگزينشان نداشته باشيم . كساني كه بمفهوم واقعي كلمه كار آفرينند . شايد خيليها باشند كه صاحب كارخانه هستند Ùˆ بيشتر از اينها هم دارند ولي هيچكدام را خودشان نساخته اند ولي امثال ايشان يا آقاي تحصيلي شيبه يا اقاي مهندس موسوي فومن شيمي يا اقاي ابراهيمي دايتي  كساني هستند كه آجر به اجر شركتهاي خود را خودشان  روي هم گذاشته اندو …. ارزو مي كنم اينها كه در اينمورد تنها نيستند Ùˆ ليست آنها بيشتر از اين است كه من اشاره كردم تا هستند مورد توجه Ùˆ قدرداني قرار گيرند تا الگوهاي كارافريني در كشور شوند در شرايطي كه همه بدنبال  دلالي Ùˆ كسب مال در كوتاهترين زمان ممكن از هر طريقي هستند وجود اينها نعمت است . همه اينها شايد از نظر اصول مديريتي از يك الگوي خاص تبعيت نكنند Ùˆ هر كدام سبك خاص خودشان را داشته باشند كه شايد با الگوهاي رايج Ùˆ شناخته شده مديريت همخواني نداشته باشد  ولي در يك اصل مشترك هستند Ùˆ ان كار افريني است كه قاعدتا نبايد قاعده مند باشد! چند روز قبل با يكي از اين عزيزان كار آفرين كه در دهه ۴۰ از بنيانگذاران صنعت در اين كشور بود تلفني صحبت مي كردم زنگ زده بودم  براي اينكه جوياي حالش باشم بعد از عملي كه انجام داده بود صداي خسته اش كه ناشي از مشكلات مبتلابه صنعت بود دلم را بدرد اورد . صنعتي كه اينان با ان زندگي كرده اند Ùˆ… وزير صنايع در سخنانش با اشاره به سخنان معاون خود كه قبل از ايشان سخنراني كرد Ùˆ گفت كه  الگوهاي تعالي ØŒ غربي هستند Ùˆ بايد بومي سازي شوند به اين نكته اشاره كرد كه در اين امور كه به تكنولوژي مرتبط هستند نبايد خيلي اصرار به بومي سازي كنيم چراكه اين مقولات در همه جا يكسان هستند .

يكي از وجوه اصلي اين الگو رشد متوازن در همه فر ايندها در سازمان است نكته اي كه شايد عدم توجه به ان در سازمانها Ùˆ حتي در توانمنديهاي شخصي باعث بروز مشكلات عديده اي شده است Ùˆ مي شود . توسعه نامتوازن مي شود يك موجود زنده با اندام نامتناسب كه عملا هيچكدام كارايي ندارند Ùˆ اين موجود زنده بدون فعاليت موثر انقدر بدر Ùˆ ديوار ميزند تا بميرد ! يكي از اشتباهاتي كه متاسفانه خانواده ها مي كنند تاكيد بيش از حدي است كه بر رشد تحصيلي فرزندانشان دارند بدون توجه به رشد توانمنديهاي ديگر انها مانند اداب معاشرت ØŒ تعامل با مردم ØŒ هنر ØŒ ورزش Ùˆ…. كه عملا باعث مي شوند فرزندانشان در مواجهه با كوچكترين مشكلات واقعي زندگي در هم بريزند ! سازماني كه به كيفيت محصول توجه مي كند بايد به كيفيت رفتار با مشتري خود هم توجه كند Ú†Ù‡ مشتري خارجي Ú†Ù‡ مشتري داخلي ( كاركنان) بايد به كيفيت برخورد انتظاماتش با ارباب رجوع توجه كند بايد به نوع تعامل روابط عمومي اش با بيرون Ùˆ داخل سازمان توجه كند . سازماني كه بر روابط ناصحيح مديران Ùˆ كاركنان بنا شده است نمي تواند يك سازمان صادر كننده نمونه باشد مگر اينكه در اينكار تقلب كند ! …. اگر به اين الگوها Ú†Ù‡ دست نخورده Ùˆ Ú†Ù‡ بومي شده براستي عمل شود Ùˆ همه در سازمانها بدرستي به اصول ان عمل كنند مسلما نتايج مثبت ان در همه عرصه ها نمايان خواهد شد .

۴۹۱- انتخاب مناسب ابزارهاي مديريتي

شنبه, بهمن ۲۹م, ۱۳۹۰

انتخاب صحيح سيستم و ابزارهاي مديريتي از شاخصهاي مهم براي ارزيابي عملكرد يك مدير است . اينكه شما براي باز كردن يك گره از دندان استفاده كنيد و پدر ميناي دندانتان را دراوريد و ميكروبهاي انباشته بر گره را به بدنتان راه دهيد يا اينكه با قدري حوصله و تفكر از دستان خود استفاده كنيد . نرم افزارها و

solution هاي زيادي به ياري مديران امده اند ليكن نكته مهم Ùˆ اساسي انتخاب مناسب يكي از انها Ùˆ اجرايي كردن ان است . گذشته از ملاكهايي مانند قيمت، تعداد مشتريان ØŒ user friendly بودن Ùˆ …آنچه از اهميت اساسي برخوردار است تطابق آن با دانش كاربران سازمان است . اگر يك سيستم ERP را از معروفترين شركت در اين زمينه با قيمت گزاف خريداري كنيد Ùˆ حتي اجراي آن را به يك شركت خارجي بسپاريد Ùˆ عده اي را با هزينه هاي بسيار Ùˆ حاشيه هاي فراوان به فلان كشور اروپايي اعزام كنيد Ùˆ مدرس ساعتي بيش از صد هزارتومان هم بكار بگيريد اگر راهبر گروه خودش درك درستي از مفاهيم اساسي سيستم نداشته باشد Ùˆ سطح دانش Ùˆ انگيزه كاربران هم پايين باشد مسلما نتيجه ان خواهد شد كه در نهايت پس از اتمام كار از يك گزارش گيري ساده از اين سيستم عاجز خواهيد بود Ùˆ در اجرا نيز با دستي عمل كردن بخشهايي از سيستم مثلا MRP كه هسته اصلي سيستم است يا بر خريد مجزاي سيستم نت از يك شركت ديگر فاتحه اي بر همه هزينه هاي انجام شده خواهيد خواند. هزينه هايي كه در مرز ده ميليارد تومان است Ùˆ اگر سازمانتان عمومي باشد از اين مجمع به ان مجمع بايد بدنبال توجيه Ùˆ ماست مالي Ùˆ ايجاد يك نمايش براي گذر از عقل سهامداران باشيد!! Ùˆ اگر حسابرسي درستي در كار باشد اينگونه اعمال نه يك اشتباه كوچك مديريتي ØŒ كه خيانتي به اقتصاد كشور Ùˆ به سرمايه هاي تك تك سهامداران است Ùˆ هزينه اي در اين حد مي تواند آن نفسگيري آخر يك دونده براي عبور بموقع از خط پايان Ùˆ قهرمان شدن Ùˆ يا نگرفتن ان نفس در گامهاي اخر Ùˆ جلو زدن ديگران Ùˆ شكست بعنوان نفر آخر باشد . مخصوصا وقتي شما در مرحله اي هستي كه اين مبلغ مي تواند پروژه را تكميل Ùˆ آغاز سود دهي براي شركت باشد . با دوستي صحبت مي كردم كه به رشته تحصيلي اش عشق مي ورزد Ùˆ چند سالي با هم همكار بوده ايم .با شور Ùˆ شعف از اجراي يك سيستم ERP سخن مي گفت كه نتيجه آن دريافت آنلاين قيمت تمام شده Ùˆ… شده است . پياده سازي اين سيستم كه هزينه آن يكدهم مثال فوق است با تدبر Ùˆ انگيزه بالاي دست اندركاران Ùˆ دوري از ريخت Ùˆ پاش در يك شركت خصوصي انجام شده است . از هيجان او در بيان اين موفقيت احساس لذت كردم . افرادي كه همواره بدنبال آموختنند Ùˆ شخصيت خود را در انجام كار خوب Ùˆ متناسب با تحصيلاتشان Ùˆ كلا دانش شان مي يابند . اين افراد براي هر سازماني سرمايه هستند . برخلاف افرادي كه بقاي خود را فقط در تاييد آنچه انجام مي شود Ú†Ù‡ درست ،چه غلط مي بينند . افراد دسته اول مردانگي مي كنند بدون آنكه نام خود را رادمرد بگذارند . هويتشان عين بودنشان است . خير خواهي Ùˆ از شر دوري مي كنند بدون اينكه نامي بي مسما بر خود بگذارند . بواقع در سازمانهاي خود اخگرند Ùˆ سياهي نمي پراكنند .صنعت كشور مخصوصا در بخشهاي عمومي، نيازمند مديراني است كه منافع سازمان را بيشتر از منافع خودشان دوست داشته باشند Ùˆ منابع باشند Ùˆ منابع سازمان را صرف تامين نيازهاي شخصي خود Ùˆ اطرافيانشان نكنند .عملكرد مناسب سازمانهاي صنعتي كشور به بهبود مستمر كيفيت زندگي مردم مي انجامد Ùˆ مسلما اين ريخت وپاشها Ùˆ سوء مديريتها Ùˆ ناكارآمديهاي سازمانها لطمه اصلي را به مردم خواهد زد .در شرايط كسب Ùˆ كار كنوني در كشور Ùˆ تغييرات شرايط كار Ùˆ سياستهاي اقتصادي Ùˆ تشديد فشارها ،مديراني قادر به راهبري درست سازمانها مي باشند كه توانايي كار در شرايط بحراني را داشته باشند Ùˆ در همه حال اهداف استراتژيك سازمان را فراموش نكنند . مديران ولخرج Ùˆ لوكس گرا كه به هفت دست شدن آفتابه Ù„Ú¯Ù† توجه بيشتري دارند Ùˆ شام Ùˆ نهار را فراموش مي كنند مناسب اين شرايط نيستند . اين خصوصيت بيشتر در مديران ابتداي پروژه ها ديده مي شود كه با بودجه كردن زياد Ùˆ هزينه كردن بي حساب خو گرفته اند !!!

۴۹۰-همدلي در زمان مشكلات

جمعه, بهمن ۲۱م, ۱۳۹۰

خيلي از مشكلات Ùˆ گرفتاريهايي كه در زندگي با آنها روبرو مي شويم اگر در كنار خود عزيزاني را داشته باشيم كه با ما همراه باشند Ùˆ ما را درك كنند بسيار راحت قابل حل خواهند بود.انسان بالقوه موجودي تواناست Ùˆ با قرار گرفتن در شرايط مساعد مي تواند اين تواناييها را عملي سازد Ùˆ به فعل در آورد . بسياري از بيماريهاي جسمي را نيز مي توان با قدرت روحي مغلوب ساخت Ùˆ بر عكس اين هم وجود دارد ضربه هاي روحي شديد مي تواند مشكلات جسمي متعددي را بوجود اورد . يادم است در زمان فوت مادرم هر Ú†Ù‡ درد جسماني بود به سراغم امده بود با اينكه ۳۴ سال بيشتر نداشتم Ùˆ براي اين دردها زود بود! در مراجعه به دكترها هم در نهايت به اين نتيجه مي رسيدند كه علت انها فشار روحي ناشي از اين مصيبت است.

 در فيلمA beautiful mind كه اخيرا ديدم ، داستان در مورد رياضيداني بنام جان ناش به بازيگري russel crowe است كه دچار بيماري شيزوفرني شده است وآدمهايي خيالي را دور و بر خود مي بيند كه در نهايت به بستري شدن او در بيمارستان رواني مي انجامد ولي اراده مي كند كه انها را نديده بگيرد و زندگي اش را بكند و موفق مي شود و در نهايت برنده جايزه اقتصاد نوبل ميشود . همراهي دوستش كه رئيس دانشكده اقتصاد شده است و همسرش در اين راه يك كمك اصلي به او براي اينكار مي باشد .در محيطهاي كاري هم اگر بعنوان همكار بتوانيم در موتقع بروز مشكلات در كنار ديگر همكاران خود باشيم ضمن تقويت روحي انها و ايجاد يك فضاي صميمي و نزديك به خانواده! مي توانيم از هدر رفتن بسياري از استعداد ها جلوگيري نماييم .

۴۸۷-جبران اشتباه

چهارشنبه, بهمن ۵م, ۱۳۹۰

دار مكافات در همين دنياست. اين جمله را بارها شنيده ايم ولي شايد هيچگاه به طور جدي، خيلي از ما، به ان اعتقادپيدا نكرده ايم . گارهايي انجام مي دهيم كه اثرات زيادي بر زندگي اطرافيان دارد Ùˆ هيچگاه خود را مسئول نمي دانيم! در نظر بگيريد مدير يك سازمان كه از سرمايه مردم تشكيل شده است با سوء مديريت خود سرمايه هاي ان را بر باد بدهد، سرمايه گذاريي كه مي توانست مسبب اشتغال افراد بسياري شود به بار نمي نشيند Ùˆ بر خيل بيكاران افزوده مي شود Ùˆ بيكاري هم كه مادر همه فسادهاست . اين فسادهاي ببار امده هم نتيجه آن بيكاري است .البته آن مدير هيچگاه اين موضوع را نمي پذيرد .حتي اگر اين سوء تدبيرش با انباشت چند ميليون متر مربعي توليداتش در انبار قابل مشاهده باشد. هيچكدام از ما مسئوليت كارهاي خود را نميپذيريم. تا كنون در بازيهاي فوتبال چند مربي را ديده ايد كه بعد از شكست بگويند بخاطر اتخاذ روش غلط بازي را باخته اند . در صورتيكه اگر ببرند ان را به اناليز دقيق تيم حريف توسط خود Ùˆ تعويضهاي مناسب Ùˆ…. مربوط مي كنند . چقدر خوب مي شد كه همه مان مسئوليت كارهايمان را مي پذيرفتيم Ùˆ حتي در حد بيان يك تجربه براي ديگران اشتباهاتمان را بيان مي كرديم .

 اخيرا فيلمي ديدم بنام atonement كه در ان برايوني تاليس خواهر كوچكتر سيسيلي بر عليه خواهرش Ùˆ رابي شهادتي به دروغ مي دهد كه باعث به زندان افتادن رابي مي شود Ùˆ بعد بناچار از زندان به جبهه جنگ جهاني دوم اعزام مي شود Ùˆ در انجا كشته ميشود Ùˆ سيسيلي هم در يك پناهگاه زيرزميني گرفتار سيل مي شود Ùˆ خفه مي شود Ùˆ برايوني مي ماند با خيالاتش Ùˆ جبراني كه ديگر امكان ندارد بجز نوشتن يك رمان كه در ان واقعيت موضوع را بعد از سالها بيان مي كند . ابتدا براي دادن تاوان به پرستاري در بدترين شرايط در جبهه ها رو مي اورد اما در نهايت به اين نتيجه ميرسد كه بهترين تاوان بيان حقيقت است . همه ما مي رويم Ùˆ انچه مي ماند حقيقت است. تاوان اشتباهاتمان را بابيان انها بپردازيم!!بايد مراقب رفتار Ùˆ عملكردهاي خود باشيم . اين رفتارها مي تواند اثرات غير قابل جبراني بر اطرافيان ما Ùˆ عزيزانمان وارد كند كه با گفتن ” بسيار بسيار متاسفم” هم دردي دوا نمي شود . …فيلم فوق برنده بهترين فيلم سينمايي Ùˆ بهترين موسيقي متن از گولدن گلاب سال ۲۰۰۷ شده است………………………………………………

۴۸۶- غده هاي سرطاني سازمان

سه شنبه, دی ۲۰م, ۱۳۹۰
 
 

غده هاي سرطاني اين خاصيت را دارند كه از بدن تغذيه مي كنند و بزرگ مي شوند و خود باعث تحليل رفتن قواي بدن و مرگ انسان ميشوند .( بلا از همگي بدور باد) در سازمانها هم اين غده ها وجود دارند . در ساختار سازمانها بعضا بخشهايي بنا بر شرايط روز و مقطعي بوجود مي ايند كه در ان مقطع خاص مشكل را حل مي كنند ولي بعدا به دليل فراموشي يا تعويض مديران و يا اينكه شبه مشكلاتي ديگر بهانه مي شوند ، اين بخش ها با افراد ان باقي مي مانند و بدون اينكه كار مثبتي انجام دهند از سازمان ارتزاق مي كنند و بمرور زمان هم فراموش مي شود كه اصلا براي چه بوجود امده اند و دليل تداومشان چيست . اين حالت براي برخي از فرايندها و روشهاي كاري يا ايستگاههاي كاري هم بوجود مي ايد مثلا در يك مقطعي بعلت الودگي كه در محيط وجود داشته است مجبور شده ايم عمليات پاك كردن محصول را اضافه كنيم و افرادي مامور به اينكار شده اند . بعدا يا اصلا يادمان رفته كه براي رفع منشا الودگي اقدام كنيم يا اينكه اگر از بين هم رفته است يادمان رفته كه افراد مخصوص به عمليات را حذف كنيم و باز يك غده در سازمان ايجاد شده است . براي عدم مواجهه با اين غده هاي سرطاني در سازمان لازم است هر از چند گاهي يك چك آپ سازماني داشته باشيم و براي كليه عمليات در سازمان و بخشهاي سازمان اين سوال را مطرح كنيم كه چرا هستند و چرا اينگونه انجام ميشوند . با اينكار مي توانيم سازمان را هميشه پيرايش كنيم و از ايجاد اين غده هاي سرطاني جلوگيري نماييم . حال براي اينكه بتوانيم عميقتر با اين موضوع مقابله نماييم مي بايست بتوانيم با اسكنهايي كه گاه و بيگاه در سازمان انجام مي دهيم بوسيله تطابق با اهداف و شاخصهاي تعريف شده از ايجاد الگوهاي ذهني غلط جلوگيري نماييم . داستان ميمونهايي را كه با بالارفتن يكي از آنها از نردبان براي برداشتن موز بر سرشان آب ريخته ميشد را حتما شنيده ايد و اينكه ميمون بالارونده را به باد كتك گرفتند . بعدا كه بتدريج ميمونها عوض شدند و حتي در آخر هيچكدام از ميمونهاي اوليه نيز حضور نداشتند باز اگر ميموني براي برداشتن موز بالاي نردبان مي رفت حتي با اينكه ديگر آبي ريخته نمي شد باز كتك را مي خورد . خيلي از اينگونه موارد در جامعه و رفتارهاي اجتماعي نيز وجود دارد كه با توجهي مي توانيم ببينيم . بايد هميشه در مقابل انجام كارها بپرسيم كه چرا اينكار را انجام مي دهيم تا از ايجاد اين غده ها جلوگيري كنيم . هر روز در محيط كارمان در مواجهه با كارها و عمليات اين چرا را تا جايي بپرسيم تا به نتيجه واقعي برسيم به يك مرحله هم اكتفا نكنيم . مسلما پاسخ مرحله اول اينستكه اينگونه رسم بوده است ولي در اين مرحله نمانيم و نپذيريم تا به جواب واقعي برسيم . غده هاي سرطاني سازمان را به ضعف و مرگ ميرسانند!

 

۴۸۴-بستی از روی محبّت بزنیم!

شنبه, آذر ۲۶م, ۱۳۹۰

در يكي از كارخانجاتي كه مدير كارخانه بودم فردي براي استخدام مراجعه كرده بود.در مراحل آخر گزينش او اخرين مصاحبه را با او داشتم Ùˆ در نهايت نظرم را در انتهاي فرم او نوشتم : با جذب ايشان موافقت نمي شود.مدتي از اين ماجرا گذشت تا اينكه يكروز در گشت روزانه با اين مهندس جوان برخورد كردم كه لباس كار بر تن داشت Ùˆ مشغول كار بود . يادم امد كه من او را تاييد نكرده ام ! چرا مشغول كار شده بود ØŸ گفتم پرونده ايشان را اوردند Ùˆ برگه اي كه نظر خودم را نوشته بودم را نشانم دادند كه : با جذب ايشان موافقت مي شود ! گفتم اينكه نمي شود است Ùˆ انها گفتند كه مي شود خوانده اند Ùˆ اين بخاطر عجله اي بود كه من در نوشتن داشتم Ùˆ “Ù†” خيلي واضح نبود! مثل بعضي از مواقع كه نام فاميل مرا سيبي مي خوانند ! مانديم Ú†Ù‡ بكنيم ايشان مشغول كار شده بود Ùˆ كلي براي خودش ذوق كرده بود Ùˆ برنامه ريخته بود Ùˆ…. دلم نيامد او را لغو قرارداد كنم Ùˆ ادامه همكاري را منوط به ديدن عملكرد او كردم . ايشان در آن كار خانه ماند Ùˆ كار كرد هر چند با آنچه ايده ال ما بود فاصله داشت !

چند روز ييش لامپ حمام سوخت . قاعدتا بايد يك لامپ مي خريدم Ùˆ با باز كردن حباب چراغ لامپ را تعويض مي كردم . هر كاري كردم حباب باز نشد . شديدا قفل كرده بود Ùˆ به پايه چراغ چسبيده بود Ùˆ هر Ú†Ù‡ زور زدم Ùˆ ضربه به بدنه پايه نشد كه نشد . يكبار قبلا اين تجربه را داشتم Ùˆ درآن  تجربه آخر حباب را شكستم تا لامپ را عوض كنم Ùˆ يك حباب جديدي جايگزين كردم . اینباررفتم ابتدا چاه را بكنم Ùˆ بعد مناره را ….. اول حباب را بخرم Ùˆ بعد قديمي را بشكنم . الكتريكي ها حباب را نداشتند Ùˆ گفتند اينها قديمي شده است Ùˆ حبابش كم ييدا مي شود . يكي از انها لامپي جديد را بمن معرفي كرد كه نياز به حباب نداشت Ùˆ حباب سر خود بود . جديد بود Ùˆ تازه توسط يكي از سازندگان وطني توليد شده بود . با شك Ùˆ ترديد گرفتم اول مطمئن شدم چيني نباشد .وقتي خيالم راحت شد كه وطني است با توجه به اينكه عينك (سواد) Ù… را همراه نداشتم از فروشنده خواستم ببيند كه روي جعبه لامپ استفاده آن در محيط مرطوب مجاز هست يا نه. فروشنده روي جعبه را خواند Ùˆ گفت بله اينجا نوشته: در محيط هاي با رطوبت بالا استفاده شود. گرفتم Ùˆ بخانه امدم . سوادم را بر چشم زدم كه دوباره خودم مشخصات را كنترل كنم بهر حال بحث ايمني در ميان بود ديدم كه ۵ نكته را قيد كرده كه رعايت كنيم Ùˆ يكي از آنها اين بود كه: در محيط هاي با رطوبت بالا استفاده نشود. دوباره شال Ùˆ كلاه كردم Ùˆ رفتم سراغ فروشنده كه عزيز جان مگر سواد نداري گفت: چرا ديپلم دارم ! گفتم چرا براي من اين نوشته را غلط خواندي . آن را گرفت Ùˆ ورانداز كرد Ùˆ گفت اينجا نوشته كه در دماي بالاي ۴۸ درجه سانتيگراد استفاده نشود . حمامتان به اين درجه ميرسد ØŸ!! گفتم عزيز من اين يكي از تذكرات سازنده است . حالا يا واقعا نمي فهميد يا خودش را به نفهمي زده بود . گفت حمام كه رطوبت بالا ندارد گفتم عزيز من پول ما را پس بده برويم ظاهرا شما بعلت صرفه جويي شديد با ابسرد حمام مي كنيد Ùˆ در حمامتان بخار نيست Ùˆ پو لم را گرفتم Ùˆ بيرون امدم . بفكرم رسيد كه اگر پايه چراغ موجود است ايندفعه بايد چراغ را بشكنم Ùˆ حباب را سالم Ù†Ú¯Ù‡ دارم . پايه را يافتم Ùˆ خريدم Ùˆ همين كار را كردم . كار قدري سخت تر شد ولي بالاخره شدني بود . پايه را شكستم ولي باز با زحمت Ùˆ خلاقيت Ùˆ به زور پيچ گوشتي Ùˆ گوشتكوب توانستم باقيمانده پايه را از حباب جدا كنم ! براي وصل پايه روي ديوار Ùˆ وصل مجدد سيم به آن كار با اعمال شاقه انجام شد . نميدانم چرا توليد كنندگان اين چراغها براي راحتي كار فكري نميكنند . بگونه اي كه يك فرد عادي بتواند براحتي لامپ Ùˆ حتي كل چراغ را تعويض كند . مثلا اين روش قرار دادن سيم زير پيچ Ùˆ بستن آن را با يك سيستم سوكت فشاري جايگزين كنند كه بتوان با فشار دادن سر سيم انرا در محل اتصال محكم كرد Ùˆ…. دريغ از ذره اي خلاقيت در اينمورد ….خلاصه اين هم داستاني از يك “Ù†” كه مفاهيم را عوض كرد !!!

بحث خريد و تقلب شد ياد موضوعي ديگر افتادم. رفته بودم آجر نما بگيرم . به فروشنده گفتم از چهار رنگي كه كارخانه توليد مي كند مي خواهم . گفت سه رنگش را بيشتر نداريم و موجودي فعلي ما همين است گفتم اشكال ندارد همين را بفرستيد . استاد نصاب كه آمد نصب را شروع كند ديد فقط از دو رنگ فرستاده است ! جالب بود كه تبليغ هم مي كرد كه ما ارزانتر از همه جا مي دهيم و بعد متوجه شدم كه اينها بند بين اجرها را هم جزو متراژ حساب مي كنند يعني فضاي خالي را هم با خريدار حساب مي كنند و مي گويند ما ارزان مي دهيم . دروغگويي و غش در معامله در حد تيم ملي! بر روابط تجاري بازار حاكم است . خودمان بهم رحم نداريم !

صحبت رحم كردن شد .تازگيها شهرداري با كلي خرج دست به ترميم جدول خيابانها زده است Ùˆ جداول باغچه هاي وسط خيابان ها را كه بعنوان مانعي بر سر راه عابر بد بخت بودند را اصلاح نمو ده اند . در برخي از جاها كه احتمال عبور بيشتري را براي عابر از خيابان داده اند هم خط كشي كرده اند Ùˆ جدول را بريده اند تا عابر براحتي عبور كند . ما هم كه عاشق نظم Ùˆ سيستم Ùˆ اين بچه مثبت بازيها هستيم ! براي عبور از خيابان از اين نقاط استفاده مي كنيم . هر چقدر صبر مي كنيم يك ماشين سرعتش را كم كه نمي كند هيچ بلكه بر سرعتش هم اضافه مي كند تا نكند پا بر خطوط بگذارم Ùˆ بخواهم با آرامش از خيابان رد شوم Ùˆ ايشان صدم ثانيه اي ديرتر بمقصد برسد . Ùˆ باز بعد از اين اصلاح هندسي بايد مثل ماتادورها كه از جلوي گاو خشمگين فرار مي كنند خود را با آن سمت خيابان برسانيم…. وقتي خودمان بخودمان رحم نمي كنيم Ú†Ù‡ انتظاري داريم از اينكه
….

باشد به دل کوزه آب، که بدان سنگ شکست
بستی از روی محبّت بزنیم
تا اگر آب در آن سینه پاکش ریزند…آبرویش نرود

۴۸۳-مديريت ورزشي -مديريت صنعتي

شنبه, آذر ۱۹م, ۱۳۹۰


از همين جا کناره‌گيري‌ام را از تيم پرسپوليس اعلام مي‌کنم.” اين جملات مردي است Ú©Ù‡ هواداران پرسپوليس هفته‌ها منتظر شنيدنش بودند. حميد استيلي پس از شکست سنگين مقابل استقلال سرانجام پذيرفت Ú©Ù‡ نمي‌تواند پرسپوليس را به جايگاه شايسته‌اي برساند. استعفاي استيلي سرنوشتي محتوم بود Ú©Ù‡ از مدت‌ها قبل پيش بيني مي‌شد زماني رخ مي‌دهد Ùˆ شايد فقط دير يا زود داشته باشد Ùˆ حتي حضور رويانيان هم نتوانست مانع “سوخت Ùˆ سوز” آن شود! همه چيز البته آنچنان Ú©Ù‡ بايد شفاف به نظر نمي‌رسد Ùˆ اين طور نشان مي‌دهد كه مشکل فعلي پرسپوليس حلقه‌هاي گمشده‌اي هم دارد؛ حلقه‌هايي Ú©Ù‡ شايد کمتر ديده شده است.


يكي از خوبيهاي مديريت ورزشي اينستكه نتايج كار بسيار روشن Ùˆ ملموس در جلو ديد Ùˆ قضاوت همگان است Ùˆ كمتر مي توان با بهانه جويي از زير بار مسئوليت شانه خالي كرد . در صنعت هم اگر با ديد اصولي Ùˆ درستي كه در همه دنيا حاكم است به شركتها بعنوان يك بنگاه اقتصادي نگاه كنيم، كه سود Ùˆ زيان انها نشانگر موفقيت يا عدم موفقيت آنهاست ØŒ باز همين شرايط قضاوت روشن حاكم است ولي مشكل انجايي است كه يا بعلت خصوصي( در مقابل عمومي Ùˆ نه فقط دولتي) نبودن آن دلسوزي در سهامدار يا نماينده سهامدار وجود ندارد Ùˆ يا بنا به روابطي ديگر اصلا سودو زيان شركت مطرح نيست .وقتي هم كه شرايط جامعه داراي تغييرات زياد باشد Ùˆ عوامل تاثير گذار بر عملكرد شركت زياد باشد جا براي بهانه جويي باز است Ùˆ مديران اينگونه شركتها بدنبال بالاني مي گردند كه بيماري مريض را بگردن خر بياندازند . در ورزش بعلت وجود تماشاگر كه بعد از هر بازي Ùˆ يا حتي قبل از اتمام بازي قضاوت خود را اعلام مي كند اگر شفافيت هم نباشد Ùˆ حلقه هايي گمشده هم باشد باز فرياد (… رها كن … حيا كن) مديران را مجبور به تجديد نظر در نحوه اداره تيم مي كند .در بنگاههاي اقتصادي مخصوصا اگر شاخصه سود Ùˆ زيان هم فراموش شود كار به اين راحتي نيست . از انچه در شركت مي گذارد حداكثر چند نفر خبر دارند كارگران هم كه دغدغه نان دارند Ùˆ اگر هم چيزي بدانند جرات ابرازش را ندارند . اينگونه بنگاههاي اقتصادي جاي امن تري است براي انها كه مي خواهند با مال ديگران عروسي كنند Ùˆ در يك حاشيه امن نامديريتي كنند Ùˆ خود را مدير جا بزنند . اگر سود دهي بنگاههاي اقتصادي ملاك تغيير Ùˆ تحولات مديريتي باشد Ùˆ اگر اعلام بيلان مثبت شركتها براي مسئولين دواير هر شهر ملاك ماندگاري آنها در شغلشان باشد مي توان اميدوار بود كه صنعت ما رشد چشمگيري را شاهد باشد .

شايد شرايط فعلي پرسپوليس درس عبرتي باشد براي مديران تا همه چيز را فداي خود و خواسته‌هايشان نکنند و اندکي آينده نگري را سرلوحه‌ي کار قرار دهند.