Archive for the ‘دلنوشته ها’ Category

۵۱۶- شیر آب

چهارشنبه, اسفند ۷م, ۱۳۹۲

حوض قدیمی Ùˆ یک شیر اب شق Ùˆ رق کنارش ایستاده بود. همیشه خدا هم یک تیکه شیلنگ بیست سانتی ازش آویزون بود. یه حوضچه کوچیک با لبه کوتاه از سیمان هم زیر شیر بود برای گذاشتن ظروف هنگام شستشو.زمستان Ú©Ù‡ میشد شیر اب با پایه لوله ای نیم متری اش گونی پیچ Ùˆ پارچه پیچ Ù…ÛŒ شد .یخ زدنش همان Ùˆ گرفتاری بی آبی همان. از همه بدتر یخ زدن شیر داخل مستراح توی حیاط بود… یه گرز آتشین باید Ù…ÛŒ اوردیم Ùˆ Ù…ÛŒ گرفتیم زیرش تا بازش کنیم . زمستونا شیر همیشه دودی بود!

۵۱۴-نیاز Ùˆ درخواست

پنجشنبه, بهمن ۱۷م, ۱۳۹۲
بعضی ها باید ازشان چیزی را درخواست کنی تا جواب بدهند . به نیاز شما کاری ندارند و میبینند و از کنارتان رد می شوند. مادی باشد یا معنوی فرقی ندارد. مریض باشی خوب هستی ولی اگر گفتی من مریضم و کمک می خواهم دست بکار میشوند .برایت وقت دکتر می گیرند .مشاوره پزشکی میدهند و هر کاری که لازم باشد. ولی بمیری هم حالت را نمی پرسند . پول نداشته باشی میبینند که نداری ولی هیچی نمیگویند ولی اگر درخواست کمک کردی میپرند وسط و مشکلت را برطرف می کنند . یه جورایی دوست دارند ناجی باشند و ترجیحا سوپر من !

۵۱۳- با طبیعت مهربان باشیم

چهارشنبه, بهمن ۱۶م, ۱۳۹۲

این روزها که در مجاصره برفیم و در این سرزمین که در تقسیم بندی مواهب نصیب زیادی برده است سردی طبیعت را می چشیم چیزی که دل را بدرد می اورد نامهربانی ای است که با طبیعت می کنیم. دو روز پیش داشتم بسختی از مسیر نیمه بازبرفی بخانه میرفتم  مردی را دیدم که با تفنگ بادی در جستجوی گنجشکها برای شکار بود . خیلی تلاشی زیادی هم نمیخواست که این پرندگان از سرما توانی برای حرکت نداشتند و براحتی هدف قرار می گرفتند . پرنده ای که چند گرمی استخوان و گوشت است چه لذتی را به زیر دندا ن ما می اورد ؟پرنده ای که ترس را بکناری نهاده است تا بتواند دانه ای بیابد برای زنده ماندن و ما انسانهایی که انگار هنوز در عصر پارینه سنگی زیست می کنیم تفریحمان اینستکه بجای پاشیدن دانه برایشان شکارشان می کنیم . به خانم همکارمان گفتم به اشپرخانه بگویید ته مانده خوراکیها را برای آنها روی برفها بریزند و به دیدن  این شکارچی دلاور اشاره کردم . گفت شکار جزو فرهنگ مردم است کاریش نمی شود کرد . گفتم چه شکاری این که اوج نامردی است . پرنده ناتوان را زدن که هنر نیست.کاسه ای آب برایشان نهادن و خرده خوراکی هایی برایشان بر ایوان خانه نهادن مهری است که ما را به طبیعت نزدیک می کند . بیاییم به طبیعت اطرافمان رحم کنیم تا طبیعت هم با ما دوست بماند .اینقدر از طبیعت نگیریم گاهی هم به طبیعت بدهیم !

۵۱۲- آسودگی خیال

چهارشنبه, بهمن ۱۶م, ۱۳۹۲

بیداریم . ..به پهلو میخوابیم وبازو را زیر سرمان می گذاریم و پاها را نرم و آرام به هم می مالیم. حرکت پاها که نشان میداد  به رویایی لذتبخش فکر می کنیم .همزمان هم به سقف نگاه می کنیم یا به گلهای قالی و دستمان را هم ارام میکشیم به گلهای قالی جوری که انگار داریم تمیزشون می کنیم. چه لذتی دارد !حالا چقدر پیش می آید که اینطور با آرامش دراز بکشیم و پا بر هم بمالیم ؟ وقتش نیست تازه وقتش را هم داشته باشیم اینطور که دراز کشیدیم تلویزیون نگاه می کنیم یا آهنگ گوش می کنیم .وقتی هم اینکارها را می کنی که نمیتونی رویا پردازی کنی.

۵۰۹-مرگ

چهارشنبه, مهر ۱۷م, ۱۳۹۲

مرگ چه با حوصله ریحان می چیند و ما بی خبر علف هرزه ها را آب می دهیم .

۵۰۸- قضاوت عجولانه!

چهارشنبه, مرداد ۳۰م, ۱۳۹۲

یکی از مشکلات بزرگ ما در روابط مان این است Ú©Ù‡ خیلی سریع با دریافت کمترین اطلاعات از طرف مقابلمان Ù…ÛŒ خواهیم او را قضاوت کنیم . یعنی انگار اگر اینکار را نکنیم یک چیزی از دنیا Ú©Ù… Ù…ÛŒ شود . طرف برایمان درد دل Ù…ÛŒ کند فوری نصیحتهایی Ú©Ù‡ ناشی از قضاوت فوری ما است بر سرش Ù…ÛŒ باریم . اصولا خود را قاضی در همه امور Ù…ÛŒ دانیم . فضای مجازی Ùˆ شبکه های احتماعی هم در اینمورد به تشدید این خصلت Ú©Ù…Ú© کرده است .اینجا کار راحت تر است یک کلیک Ùˆ دیگر هیچ ! بهمین سادگی قضاوت Ù…ÛŒ کنیم . یعنی شروع Ù…ÛŒ کنیم به خواندن Ùˆ سریع باید تصمیم بگیریم Ú©Ù‡ لایک کنیم یا نه ! پس باید سریع قضاوت کنیم .باید بگوییم Ú©ÛŒ درست میگه Ú©ÛŒ غلط .بعضی مواقع Ú©Ù‡ خیلی Ù…ÛŒ خواهیم حال بدهیم به نویسنده یک دانه از این شصت هایی Ú©Ù‡ بیلاخی هستند را Ú©Ù¾ÛŒ پیست Ù…ÛŒ کنیم Ú©Ù‡ یعنی خیلی قبول داریم .بعدش هم دیگران را بک جورایی وادار Ù…ÛŒ کنیم Ú©Ù‡ انها هم قضاوت کنند Ùˆ لایک کنند .راجع به همه چیز هم استادیم Ùˆ باید قضاوت کنیم . فلسفه، سیاست، علم ØŒ عشق ØŒ مدیریت Ùˆ….. در همه چیز خودمان را عقل Ú©Ù„ Ù…ÛŒ دانیم ومحور جهان !!! ما در روابط عادی Ú©Ù‡ چشممان توی چشم هم هست . صدای هم را میشنویم …دچار سوتفاهم Ù…ÛŒ شویم Ùˆ مشکل پیدا Ù…ÛŒ کنیم ولی اینجا راحت  با خواندن یک جمله قضاوت Ù…ÛŒ کنیم …جکم صادر Ù…ÛŒ کنیم مسخره Ù…ÛŒ کنیم Ùˆ….تازه برخی در این میانه با نقاب هم هستند یعنی اسمشون مال خودشون نیست !حالا این قضاوتهای بی اساس Ùˆ بی بنیان قاضی ها را غره Ù…ÛŒ کند به قدرت قضاوتشان Ùˆ قضاوت شوندگان هم در این تایید Ùˆ تشویق ها Ùˆ لایک گرفتن Ùˆ فالوو شدن ها یک شخصیت کاذب پیدا Ù…ÛŒ کنند . … Ùˆ خودشان را فراموش Ù…ÛŒ کنند Ùˆ Ú¯Ù… Ù…ÛŒ شوند (… در افق!!!!!) . یک دفعه Ù…ÛŒ بینند Ú©Ù‡ خودشان را Ú¯Ù… کرده اند Ùˆ شده اند یک کسی دیگر ! Ùˆ این حرص لایک گرفتن Ùˆ لایک زدن ØŒ قضاوت شدن Ùˆ قضاوت کردن همینطوری ما را غرق Ù…ÛŒ کند . نمیتونیم ارام بنشینیم !انگار از چرخه پیشرفت دور Ù…ÛŒ افتیم اگر در موردی فضاوت نکنیم ! حالا تازه به قضاوت اکتفا نمی کنیم بلکه میخواهیم دیگران را هم با خودمان همراه کنیم Ùˆ یار Ú©Ø´ÛŒ راه Ù…ÛŒ اندازیم ! من یازده سال است وبلاگ Ù…ÛŒ نویسم … الان مدتی است Ù…ÛŒ ترسم بنویسم برای همین قضاوت شدنهای عجولانه ! دلت گرفته یک دلنوشته Ù…ÛŒ نویسی … Ù…ÛŒ شود سبب Ú©Ù„ÛŒ بد فهمی ها Ùˆ قضاوت ها … حالا اینهایی Ú©Ù‡ در این شبکه های اجتماعی هستند  اکثرا درس خوانده Ùˆ با سوادها ÛŒ ما هستند . دلت میگیره از این همه بد اخلاقی … از عجولانه قضاوت شدن .شده یک جنگل تاریک … پایت را بگذاری روی برگی خشک . صدایی برخیزد… از همه طرف تیر است Ú©Ù‡ در تاریکی بسمتت Ù…ÛŒ اید . دوست Ùˆ دشمن هم خیلی معلوم نیست.! از جنبه دیگر هم این دور قضاوت فست فودی ! ما را مجبور Ù…ÛŒ کند Ú©Ù‡ خودمان نباشیم .Ù…ÛŒ خواهیم از ما تعریف کنند .نقاب ها را در دست Ù…ÛŒ گیریم Ùˆ هر آن یکی را بر چهره Ù…ÛŒ زنیم .Ùˆ دروغ Ù…ÛŒ شود  بازی هر روزه مان !!! دون کیشوت وار Ù…ÛŒ رویم به جنگ دشمنان فرضی ! روایت میکنند Ú©Ù‡ روزی سپاه ناپلئون از منطقه ای میگذشت ØŒ ناگهان چند تیر به سمتشان شلیک شد، بعد از بررسی معلوم شد Ú©Ù‡ دهکده ای Ú©ÙˆÚ†Ú© در ان حوالی قرار دارد با اندک مردم ساکن در انجا. ناپلئون لبخندی زد Ùˆ دستور داد Ú©Ù‡ برای حفظ ارامش ساکنین انجا ØŒ سپاه راهش را کج کند Ùˆ از مسیر دیگری عبور کند ……… بعد از ان مردم آنجا همچنان سالگرد پیروزیشان را بر ناپلئون جشن Ù…ÛŒ گیرند . .. Ùˆ ما با زندگی در این دنیای مجازی شده ایم ساکنان ان دهکده !

۵۰۴-سال نو قصه نو

پنجشنبه, اسفند ۲۴م, ۱۳۹۱
قصه سال ۹۱ هم به سر رسید Ùˆ بعضی ها به خونه شان نرسیدند! Ùˆ خیلی ها هم رسیدند Ùˆ نشستند Ùˆ پایشان را هم دراز کردند Ùˆ دمی آسودند . انسان همیشه در تلاش Ùˆ حرکت است Ùˆ برای یک انسان با هدف Ùˆ پر تلاش هیچگاه رسیدنی در کار نیست ! همیشه رفتن است Ùˆ رفتن Ùˆ هیچگاه نرسیدن .خیلی دوست Ù…ÛŒ داشتم Ù…ÛŒ توانستم بیشتر بنویسم ولی نشد ! ….Ùˆ نمی شود ! اگر بخواهم در این زمینه به خودم نمره بدهم حتما تک رقمی است ! در سال ۹۱ Ú©Ù… نوشتم Ùˆ Ú©Ù… حرف زدم ! سال ۹۱ سال خوبی از نظر کاری برای من بود. خوب ØŸ یعنی چی؟ سال خوبی کلا برای صنعت نبود . ولی خوب Ùˆ بد نسبی است . یا Ù…ÛŒ شود در یک زمینه بگوییم خوب Ùˆ در زمینه ای دیگر بد .یک چیز هایی است Ú©Ù‡ در اوج خستگی ها خستگی را از تن ادم در Ù…ÛŒ اورد . یکی دو هفته پیش داشتم توی کارخانه قدم میزدم هر چند هوای سردی کلا امسال نداشتیم ولی بهر حال نسبتا سرد بود چشمم خورد به بوته های Ú¯Ù„ رز باغچه های محوطه Ùˆ Ú¯Ù„ رزی Ú©Ù‡ با نشاط قد کشیده بود Ùˆ گرمای زندگی را در ان سرما فریاد Ù…ÛŒ زد ! مواقعی هست Ú©Ù‡ شرایطی پیش Ù…ÛŒ اید Ùˆ احساس Ù…ÛŒ Ú©Ù†ÛŒ مهر تاییدی محکم کوبیده Ù…ÛŒ شود بر کارهایی Ú©Ù‡ کرده ای Ùˆ کارهایی Ú©Ù‡ نکرده ای Ùˆ این خودش Ù…ÛŒ شود یک لذت! مواقعی Ú©Ù‡ سرت را بالا میگیری Ùˆ Ù…ÛŒ بینی یک مراحلی از زندگیت را گذراندی Ùˆ سر افکنده نشدی ! Ù…ÛŒ بینی Ú©Ù‡ اگر پایبند یک سری ارزش ها بوده ای برای این ارزشها خریدار بازاری هنوز هست .Ùˆ از این لحاظ خوب بود Ú©Ù‡ خستگی کارهای گذشته ازتنم در رفت !سال ۹۱ Ù…ÛŒ خواستم جلد دوم کتاب خاطرات یک مدیر را چاپ کنم Ú©Ù‡ نشد دستنوشته اش همچنان در کشو خاک Ù…ÛŒ خورد.دو روز پیش رفتم پیش ناشر Ú©Ù‡ استارت کار را بزنم گفت دست Ù†Ú¯Ù‡ دار تا بعد از انتخابات …در زمان انتخابات کمبود کاغذ میشود Ùˆ ارشاد هم سرش شلوغ است یکدفعه کتاب میرود Ú¯Ù… Ù…ÛŒ شود! …Ú¯Ù… …. راستی خوب است یک وقتهایی آدم Ú¯Ù… بشود!یک سری رابطه ها را قطع کند Ùˆ برود توی غار .بنشیند دور از قیل Ùˆ قالها نگاه کند به رابطه هایی Ú©Ù‡ حالا خودش در آن نقشی ندارد ….. Ùˆ تعیین جایگاه مجدد کند برای خودش !خارج شدن از بازیهایی Ú©Ù‡ قوانین آن را نمیدانی …درسته Ú©Ù‡ بازی اشکنک داره ولی برخی از بازیها ماهیتش مار Ùˆ پله ای است . تا میروی بالا یک مار نشسته تا نیشت بزنه Ùˆ با کله بیایی پایین . نمیشه اعتماد کرد ….Ùˆ چقدر بی اعتمادی بد است.چند روز پیش برای درد سنگ کلیه رفتم بیمارستان دردی Ú©Ù‡ برای مردها هم طراحی شده تا درد زایمان را در خود شبیه سازی کنند! سرم تمام شده بود گفتم خانم پرستار لطفا این را قطع Ú©Ù† Ùˆ انژیوکت را در بیاور .Ù…ÛŒ گوید برگه تسویه حساب گرفتی ØŸ یادم باشد امسال بروم تزریقات هم یاد بگیرم تا برای فرار از بیمارستان بتوانم آنژیوکت را در آورم! امسال عید را قصد رفتن به Ù…Ú©Ù‡ را داشتیم نفهمیدیم Ú©ÛŒ اعلام کردند Ùˆ Ú©ÛŒ پرشد! گفتیم حواسمان باشد برای تابستان اعلام کردند برویم. اعلام کردند ولی در چند ثانیه پرشد .حالا این پیامک های خداحافظی Ùˆ حلال طلبی اطرافیان Ù…ÛŒ اید میمانیم معطل Ú©Ù‡ آنها چگونه طلبیده شده اند !……راستی امسال سال مار است Ú†Ù‡ شود بازی ماروپله!
سال نو مبارک


ب
عد نوشت:
یکی از دلایل ننوشتن اینستکه مطلبی را Ù…ÛŒ نویسم  . افرادی آنچه در فکر خودشان Ù…ÛŒ گذرد را به جای فکر من Ù…ÛŒ گذارند Ùˆ برداشتهای خراب خود را Ù…ÛŒ کنند Ùˆ زحمت ما میدارند . مثلا کربلا را با Ù…Ú©Ù‡ جا بجا Ù…ÛŒ کنند Ùˆ ….

۵۰۳-حرف Ùˆ عمل

یکشنبه, دی ۳م, ۱۳۹۱
من استقلالی ام ! وقتی این تیم بازی دارد از تلویزیون نگاه Ù…ÛŒ کنم یا حداقل نتایجش را پیگیری Ù…ÛŒ کنم . اگر بحثی هم بشود اظهار نظر Ù…ÛŒ کنم . این در مورد تیم فوتبال استقلال است .اگر تیم بسکتبال استقلال بازی داشته باشد نگاه نمی کنم برای اینکه من به فوتبال علاقه دارم . یکی حالا بیاید Ù‡ÛŒ بگوید من مربی Ùˆ مفسر بسکتبالم وشاگردان زیادی دارم Ùˆ با روش من بسکتبال دنیا متحول Ù…ÛŒ شود Ùˆ چنین Ùˆ چنان در نظر من تغییری ایجاد نمی شود نمی نشینم پای صحبت او! یا د رمورد فوتبال یکی بیاید راجع به اینکه فلان بازیکن دوست دخترش موهاش زرده یا ماشین فلان داره یا رفیق مدیر عامل است Ùˆ ارتباطات پست پرده دارد همه اش هم در مورد استقلال باشد خیلی باز هم توجه مرا جلب نمی کند برای اینکه این مقوله دیگر بازی فوتبال نیست سیاست فوتبال است .نه اینکه کلا بی توجه باشم منتهی نگاه Ù…ÛŒ کنم ببینم Ú†Ù‡ کسی دارد این حرف ها را Ù…ÛŒ زند . یکی Ú©Ù‡ تا حالا پایش به توپ نخورده یا دنبال بدست اوردن یه پست Ùˆ مقامه Ùˆ من Ù…ÛŒ فهمم Ú©Ù‡ تحلیل هاش برای این است Ú©Ù‡ به مربی گری تیم برسد نمی نشینم پای حرف هاش …یا در بازی ببینم این بازی فوتبال نیست Ú©Ù‡ Ù…ÛŒ کنند بلکه دارند زیر توپ Ù…ÛŒ زنند برای وفت تلف کردن … نمی نشینم وقتم را تلف کنم. کسی Ú©Ù‡ حرفی را Ù…ÛŒ زند Ùˆ به واسطه همین حرفهایش کسی یا تیمی را تخطئه میکند خودش باید یک حداقل هایی از رعایت کردن قواعد بازی را داشته باشد یعنی همان چیزهایی را Ú©Ù‡ رد Ù…ÛŒ کند خودش انجام ندهد .مثلا بازی جوانمردانه فقط یک برنامه  فرهنگی نیست بلکه یک منش رفتاری است …نمی شود به زور به مردم فیر پلی یاد بدهیم .اول  باید من مربی خودم فیر پلی را با گوشت Ùˆ پوست خودم قبول داشته باشم نه اینکه از کنار زمین داد بزنم افشین توپ را نزن بیرون بازیکنشون خودشو الکی زده زمین برو جلو گله !!! Ùˆ بعد بیاییم در کنفرانس خبری بگوییم Ú©Ù‡ چرا تیم حریف فیرپلی را رعایت نمی کند . یا اگر علی کریمی دریبل بزنه بگه این کارها شایسته یک بازیکن حرفه ای نیست بازیکن باید در خدمت تیم باشه ولی اگر فرهاد مجیدی این کار را بکند بگوید بازیکن خلاق به این میگن .  یا فردوسی پور برود یک سری کتاب را بدون توجه به فرهنگ فوتبالی Ùˆ غیر فوتبالی ما تر جمه کند Ùˆ بگوید ایا الناس من با این نوشته ها فوتبال ایران را دگرگون Ù…ÛŒ کنم… کسی به حرفش گوش نمیده مگر اندکی Ú©Ù‡ به او ایمان آورده اند !  یا در بازی بازیکنان به جای بازی به هم لگد بزنند یا فحش Ùˆ فحش کاری کنند . من طرفدار Ùˆ تماشاگر نه تنها طرفداری از تیم مورد علاقه ام نمی کنم بلکه از تماشای بازی صرفنظر Ù…ÛŒ کنم . مگر اینکه به جنجال Ùˆ شلوغ بازی علاقه داشته باشم ! ما حرف زیاد شنیدیم دنبال تئوری داخلی Ùˆ خارجی Ùˆ تالیف Ùˆ ترجمه نیستیم ما بازی زیبا Ù…ÛŒ خواهیم .کتاب تئوری فوتبال خودمون بلدیم بخونیم نمی اییم بشینیم ترجمه فردوسی پور را با تفسیر دلبخواهی خودش بخونیم .  فردوسی پور هم زیاد نگران نباشه بالاخره با هر انگیزه ای برای او هم شنونده هایی هستند Ú©Ù‡ براش هورا بکشند بگذارد بقیه Ú©Ù‡ بدنبال سیرت زیبایند از این صورت زیبای او بی تفاوت بگذرند . یافتن سیرت زیبا سخت است ارامش Ù…ÛŒ خواهد صورت زیبا را با هر صورتکی Ù…ÛŒ توان ایجاد کرد .سیرت خود را زیبا کنید همه میان Ù…ÛŒ نشینند پای بازی شما فوتبال باشه یا بسکتبال یا کشتی … طرفداری هم Ù…ÛŒ کنند .