<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?><rss version="2.0"
	xmlns:content="http://purl.org/rss/1.0/modules/content/"
	xmlns:dc="http://purl.org/dc/elements/1.1/"
	xmlns:atom="http://www.w3.org/2005/Atom"
	xmlns:sy="http://purl.org/rss/1.0/modules/syndication/"
		>
<channel>
	<title>دیدگاه‌ها برای: ۳۶۷-باز هم کارتیمی!</title>
	<atom:link href="http://yekmodir.ir/?feed=rss2&#038;p=65" rel="self" type="application/rss+xml" />
	<link>http://yekmodir.ir/?p=65</link>
	<description>صداقت بهترین سیاست است</description>
	<lastBuildDate>Fri, 03 Sep 2010 17:07:47 -0400</lastBuildDate>
	<generator>http://wordpress.org/?v=2.8.5</generator>
	<sy:updatePeriod>hourly</sy:updatePeriod>
	<sy:updateFrequency>1</sy:updateFrequency>
		<item>
		<title>با: همکار</title>
		<link>http://yekmodir.ir/?p=65&#038;cpage=1#comment-854</link>
		<dc:creator>همکار</dc:creator>
		<pubDate>Wed, 31 Dec 1969 19:00:00 +0000</pubDate>
		<guid isPermaLink="false">http://yekmodir.ir/?p=65#comment-854</guid>
		<description>-ادامه-
از بس دختر کوچکم جیغ می زند نمیتوانم بیش از این بنویسم....
فعلا خدانگهدار</description>
		<content:encoded><![CDATA[<p>-ادامه-<br />
از بس دختر کوچکم جیغ می زند نمیتوانم بیش از این بنویسم&#8230;.<br />
فعلا خدانگهدار</p>
]]></content:encoded>
	</item>
	<item>
		<title>با: همکار</title>
		<link>http://yekmodir.ir/?p=65&#038;cpage=1#comment-851</link>
		<dc:creator>همکار</dc:creator>
		<pubDate>Wed, 31 Dec 1969 19:00:00 +0000</pubDate>
		<guid isPermaLink="false">http://yekmodir.ir/?p=65#comment-851</guid>
		<description>-ادامه-
در ضمن اجازه بدهیم که اطرافیانمان از جماعت مدیر پیشه و مدیر مآب دل خوشی نداشته باشند و آنها را کمی تا قسمتی دشمن بدارند! چرا که خیلی اشتباه نمی کنند!!! این جماعت، دیری است با ندانم کاری های خود تیشه به ریشه خیلی چیز ها زده اند و به قول یکی از بزرگان مدیریتی، آموزش ناپذیر ترین قشر سازمان هستند. کمتر یاد میگیرند و بیشتر دستور می دهند. ناراحت نشوید، کمتر مدیری را دیده ام که متوجه مسئولیتی که بر دوشش است باشد. کمتر مدیری را دیده ام که بدون استفاده از موج سواری و ماهیگیری از آب آلوده و بیشتر بر اساس توانایی های فردی اش به موقعیت مدیریتی رسیده باشد.</description>
		<content:encoded><![CDATA[<p>-ادامه-<br />
در ضمن اجازه بدهیم که اطرافیانمان از جماعت مدیر پیشه و مدیر مآب دل خوشی نداشته باشند و آنها را کمی تا قسمتی دشمن بدارند! چرا که خیلی اشتباه نمی کنند!!! این جماعت، دیری است با ندانم کاری های خود تیشه به ریشه خیلی چیز ها زده اند و به قول یکی از بزرگان مدیریتی، آموزش ناپذیر ترین قشر سازمان هستند. کمتر یاد میگیرند و بیشتر دستور می دهند. ناراحت نشوید، کمتر مدیری را دیده ام که متوجه مسئولیتی که بر دوشش است باشد. کمتر مدیری را دیده ام که بدون استفاده از موج سواری و ماهیگیری از آب آلوده و بیشتر بر اساس توانایی های فردی اش به موقعیت مدیریتی رسیده باشد.</p>
]]></content:encoded>
	</item>
	<item>
		<title>با: همکار</title>
		<link>http://yekmodir.ir/?p=65&#038;cpage=1#comment-850</link>
		<dc:creator>همکار</dc:creator>
		<pubDate>Wed, 31 Dec 1969 19:00:00 +0000</pubDate>
		<guid isPermaLink="false">http://yekmodir.ir/?p=65#comment-850</guid>
		<description>-ادامه-
از طرف دیگر، همه ما به تجربه دریافته ایم که لازم نیست حتما طرف گفتگویمان صراحتا تاثیر حرف های ما بر خودش را نشان دهد یا صراحتا حرف حق ما را تایید کند و بله بگوید (هر چند در محیط کار خیلی از مدیران این انتظار را دارند و می خواهند فقط سمعا و طاعتا بشنوند).
چه بسیار که گفتگوی ما به ظاهر بی نتیجه می ماند ولی در عمل تاثیر عمیقی بر فرد می گذارد و به مرور نظرات وی عوض می شود. پس فرصت دادن به طرف مقابل برای تفکر و تعمق مهم است و فکر می کنم یکی از مهارت های مهم کار تیمی باشد!
چه بسیار افرادی که در شدیدا در برابر گفتگو های بنده موضع گرفته اند و مدت کوتاهی بعد، آنها را در حال ارائه نظراتم به دیگران به عنوان یافته های جدیدشان دیده ام. احساس تفاهمی که به آدم دست می دهد گاهی مدتها بعد از جلسات است.</description>
		<content:encoded><![CDATA[<p>-ادامه-<br />
از طرف دیگر، همه ما به تجربه دریافته ایم که لازم نیست حتما طرف گفتگویمان صراحتا تاثیر حرف های ما بر خودش را نشان دهد یا صراحتا حرف حق ما را تایید کند و بله بگوید (هر چند در محیط کار خیلی از مدیران این انتظار را دارند و می خواهند فقط سمعا و طاعتا بشنوند).<br />
چه بسیار که گفتگوی ما به ظاهر بی نتیجه می ماند ولی در عمل تاثیر عمیقی بر فرد می گذارد و به مرور نظرات وی عوض می شود. پس فرصت دادن به طرف مقابل برای تفکر و تعمق مهم است و فکر می کنم یکی از مهارت های مهم کار تیمی باشد!<br />
چه بسیار افرادی که در شدیدا در برابر گفتگو های بنده موضع گرفته اند و مدت کوتاهی بعد، آنها را در حال ارائه نظراتم به دیگران به عنوان یافته های جدیدشان دیده ام. احساس تفاهمی که به آدم دست می دهد گاهی مدتها بعد از جلسات است.</p>
]]></content:encoded>
	</item>
	<item>
		<title>با: همکار</title>
		<link>http://yekmodir.ir/?p=65&#038;cpage=1#comment-849</link>
		<dc:creator>همکار</dc:creator>
		<pubDate>Wed, 31 Dec 1969 19:00:00 +0000</pubDate>
		<guid isPermaLink="false">http://yekmodir.ir/?p=65#comment-849</guid>
		<description>سلام.
من که نفهمیدم چی شده!
اما اگر یادتان باشد، قبلا نیز در این مورد بحث هایی داشتیم. خلاصه آن بود که خیلی به ماهیت فیزیکی و اسم و رسم طرف کاری نداشته باشیم و سعی کنیم بر منطق سخنش متمرکز شویم. همانطور که ما هم به عنوان خواننده سعی می کنیم بر موقعیت و کسب و کار شما تمرکز نکنیم. 
اگر کسی نظری می دهد و اصرار دارد نظرش درست است می توان احتمال داد که واقعا نظرش درست است! نه اینکه حمل بر لجبازی و یکدندگی کرد (هر چند ممکن است اینگونه باشد).
به هر حال یکی از مزایای عالی وبلاگ و سایت این است که دیگران فارغ از خیلی مسایل آدم را نقد (منصفانه یا غیر منصفانه) می کنند. حرف هایی می زنند که در عالم واقعی هیچوقت جرات گفتن آنرا ندارند یا رویشان نمی شود. این مسئله کمک می کند تا سعه صدر نویسنده ابعاد جدیدی پیدا کند.</description>
		<content:encoded><![CDATA[<p>سلام.<br />
من که نفهمیدم چی شده!<br />
اما اگر یادتان باشد، قبلا نیز در این مورد بحث هایی داشتیم. خلاصه آن بود که خیلی به ماهیت فیزیکی و اسم و رسم طرف کاری نداشته باشیم و سعی کنیم بر منطق سخنش متمرکز شویم. همانطور که ما هم به عنوان خواننده سعی می کنیم بر موقعیت و کسب و کار شما تمرکز نکنیم.<br />
اگر کسی نظری می دهد و اصرار دارد نظرش درست است می توان احتمال داد که واقعا نظرش درست است! نه اینکه حمل بر لجبازی و یکدندگی کرد (هر چند ممکن است اینگونه باشد).<br />
به هر حال یکی از مزایای عالی وبلاگ و سایت این است که دیگران فارغ از خیلی مسایل آدم را نقد (منصفانه یا غیر منصفانه) می کنند. حرف هایی می زنند که در عالم واقعی هیچوقت جرات گفتن آنرا ندارند یا رویشان نمی شود. این مسئله کمک می کند تا سعه صدر نویسنده ابعاد جدیدی پیدا کند.</p>
]]></content:encoded>
	</item>
</channel>
</rss>
