Archive for مهر, ۱۳۸۶

۳۳۶-خسته نباشي !

پنجشنبه, مهر ۲۶م, ۱۳۸۶

يكي از روشهاي مديريت اين استكه هر چه را پرسنل تحت مديريت انجام مي دهند شما يك ايراد بگيري و آنها را در حالت هميشه بدهكار قرار دهي . مدير توليد تمام سعي اش را كرده است تا مثلا برنامه توليد را بنحو احسن اجرا كند در بازديد مدير كارخانه يا مدير بالاتر بدون اينكه به اين زحمت و تلاش توجه شود به كثيفي جزئي كف سالن گير داده مي شود . يكبار در يكي از كارخانجات كه مدير كارخانه بودم صاحب كارخانه و مدير عامل در دفتر من حضور داشت قائم مقام ايشان گفت كه آقاي مهندس بعنوان مدير نمونه در استان انتخاب شده اند . ايشان خيلي سريع و مشخصا از روي اجبار تبريكي گفت و سريع به كولر اسپيليت نصب شده روي ديوار اشاره كرد كه چرا اين كولر كج نصب شده است شايسته نيست شما كه مهندس هستي و مدير كارخانه و نمونه هم شده اي در اطاقت كولر كج نصب شود . چون به اخلاقش اشنايي داشتم گفتم كه مي گويم درست كنند در صورتيكه كولر توسط نمايندگي مربوطه و با دقت زياد و بدون عيب نصب شده بود و خودم هم شاهد بودم كه با تراز دقيقا كنترل شده بود . اين روش هميشه بدهكار يك روش منسوخ و بي ثمر در مديريت است . وقتي شما نتواني هر از چند گاهي از زحمات پرسنل تعريف كني و تشويق و فقط ايراد بگيري باعث مي شوي كه بتدريج بيتفاوت شوند . يك فنر را وقتي دائما فشرده نگهداري فنريتش را بمرور از دست مي دهد . انسان كه ماشين نيست نياز به مراقبت وتعمير و نگهداري دارد . يك ماشين را شما هر از چند گاهي استراحت مي دهي و به مسائلش رسيدگي مي كني . انسان كه بيشتر نياز به مراقبت دارد . هميشه هم اين مراقبت پرداخت پول و پاداش نيست گاهي يك تشكر خشك و خالي و يك لبخند اثر بيشتري دارد . خستگي رادر تن پرسنلمان انباشته نكنيم . فشار بيش از حد و غير منطقي نيروهاي با انگيزه و توانمند را نيز افسرده و خسته مي كند . درست است كه بايد به پيش برويم و اين مسابقه را مي خواهيم برنده شويم ولي اگر در اين مسير كه اگر يك مسابقه ماراتن باشد طولاني نيز هست گاهي توقف نكنيم و استراحتي نكنيم و به اب و روغن ماشينمان نرسيم هيچگاه به ته خط نمي رسيم . نيروهاي خسته و بي انگيزه تا پايان راه با ما نخواهند ماند

———————————————————————————

براي خريد كتاب خاطرات يك مدير جلد اول لطفا به لينك كنار صفحه مراجعه نماييد

۳۳۵-كار Ùˆ تحصيل

پنجشنبه, مهر ۱۹م, ۱۳۸۶


                                                    

در مصاحبه هاي استخدامي با موارد جالب Ùˆ متنوعي روبرو مي شويم . هر چند خيلي سخت است كه افرادي را رد كنيم ولي بهر حال اين هم از وظائف ماست كه سعي كنيم بهترينها را با توجه به شرايط برگزينيم .مثالي است كه من بعضا براي همكاران مي زنم كه اگر گربه شدي بايد بتواني موش بگيري . انتخاب نيروهاي ضعيف يا نگداشتن نيروهاي نا كارآمد هيچ خدمتي به سازمان Ùˆ حتي فرد مورد نظر نيست . حال وقتي شما در شرايطي قرار داريد كه با انتخاب نيروهاي انساني غلط يك سرمايه گزاري را به خطر مي اندازيد اين وظيفه سنگين تر مي شود . تب تحصيلات يا بهتر بگويم مدرك گرايي در اين سالها بد جوري اپيدمي شده است . همه هم مي خواهند ليسانس Ùˆ بالاتر بگيرند . فوق ديپلم طرفداري ندارد طرف ترجيع مي دهد برود يك ليسانس بي خاصيت را بگيرد تا اينكه يك فوق ديپلم فني مفيد Ùˆ موثر . دانشگاهها ÙŠ انتفاعي Ùˆ غير انتفاعي هم كه روز به روز بيشتر مي شوند .حالا اين صنعت كه نيازمند فوق ديپلم كاري بعنوان يك سري نيروهاي عملياتي است در بدر بدنبالش مي گردد Ùˆ يافت نمي كند . دانشگاههاي انتفاعي هم كه مي روند راحت ترين رشته ها را مي گزارند كه با چند تا جزوه Ùˆ كلاس بشود سرو ته اش را بهم اورد Ùˆ مدرك مبارك را تقديم متقاضي كرد . بچه كشاورزي را كه مي تواند اگر راه پدرش را دنبال كند بيشتر بنفع خودش Ùˆ مملكت است را بجاي اينكه در رشته اي مرتبط تربيت كنيم مي رويم در شهرش كه هيچ زمينه كاري هم ندارد مثلا رشته مهندسي فلان يا مديريت بهمان را مي گزاريم بدون اينكه توجه كنيم كه با اينكار اينها را از شهر Ùˆ ديار خود آواره مي كنيم Ùˆ يك نفر با فرهنگ كشاورزي را مي فرستيم به شهرها Ùˆ كارخانجاتي صنعتي . اكثر اينها هم نه كشاورز مي شوند Ùˆ نه صنعتگر خوبي. از آنطرف هم مي گوييم مردم به شهر هاي بزرگ كه مشكل مسكن Ùˆ زمين دارند كمتر مهاجرت كنند . آنوقت مي گوييم كارخانجات ما نيروهاي بومي بگيرند Ùˆ… يعني باز همان نگاه جزيره اي به مسائل . يك نگاه عقابي بر اين سياستگزارها حاكم نيست . يك فرد با روحيه روستايي Ùˆ كشاورزي را نمي توانيم صنعتگر خوبي بكنيم ولي از او مي توانيم بهترين كشاورز آشنا با كليه علوم مربوطه را بيرون بكشيم . طرف از دانشكده فلان فارغ التحصيل شده است Ùˆ كار كردن با كامپيوتر را نمي داند . واحد كامپيوتر هم داشته است ولي حتي روشن Ùˆ خاموش كردن را نيز بدرستي نمي داند ! حالا اين صنعتي كه هزاران گرفتاري دارد مي خواهد نيروي كار آمد در كليه سطوح بگيرد . ماشين آلات مدرن دارد بايد اپراتورهاي دستگاههايش مثلا فوق ديپلم باشند پيدا نمي كند يك رشته خاص ليسانس نياز دارد كم وجود دارد ولي تا دلت بخواهد از رشته هاي آبدوغ خياري فارغ التصيل داريم . نه بدرد دنيا مي خورند ونه اخرت . فقط حد توقع انها را بالا برده ايم . اگر همان ديپلم مي ماند مي توانست يك كار فني خوب را بعهده بگيرد ولي الان ليسانس دارد حاضر نيست آن كار حد ديپلم را بكند اگر بنا به اضطرار بپذيرد هميشه طلبكار Ùˆ ناراضي است .يك جاي كار نظام اموزش عالي ما لنگ مي زند . Ú†Ù‡ كسي بفكر ايجاد اين تعادل است . دانشگاهها متناسب با نيازهاي منطقه اي Ùˆ بعد كشوري نيرو پرورش دهند . نيازهاي بخشهاي مختلف كشور از لحاظ نيروهاي تحصيلكرده برآورد دقيق شود . هر كس متناسب با روحيه Ùˆ خصلتهاي عمومي اش به يك رشته تحصيلي هدايت شود Ùˆ…………….
——————————————————————–

كتاب (خاطرات يك مدير جلد اول) علاوه بر كتابفروشيهايي كه در مطالب قبلي ذكر شد بزودي در همين سايت بصورت فروش پستي و تحويل در منزل ارائه خواهد شد .

————————————————————–                                    

۳۳۴-تنهايي

جمعه, مهر ۱۳م, ۱۳۸۶

دوستي مي گفت چقدر مسائل را بدبينانه نگاه مي كني .به هر حركتي از موضع منفي نگاه مي كني Ùˆ اينكه پشت ان طرح Ùˆ غرضي نهفته است . پاسخي ندادم . فكر كردم ديدم تا حدي درست مي گويد . ولي اينگونه نيست كه اين نگاه را هميشه داشته باشم. رفتار وكردار اطرافيان Ùˆ محيطي كه در ان هستم در شدت Ùˆ ضعف اين حالت نقش دارد . اينكه افراد بيشتر از گذشته دو لايه Ùˆ چند چهره شده اند كه قابل انكار نيست Ùˆ مخصوصا اگر نشانه هايي را ببيني كه با موارد مشابه اي كه قبلا ديده اي تطابق داشته باشد. مار گزيده از ريسمان سياه Ùˆ سفيد مي ترسد. حالا اين حالت در مواقعي كه با افراد جديدي سرو كار داري تشديد مي شود افرادي كه هنوز آنها را نمي شناسي Ùˆ اينكه چند لايه هستند را نميداني . كلا انسان بدبيني نيستم Ùˆ روحيه خوش بيني در من بسيار قوي تر است منتهي وقتي حركاتي را به چشم مي بيني كه شفافيت در ان نيست طبيعي استكه برداشت مثبت نداري.بهر حال رفتن در اين موضع بي دليل نيست . حرفهايي كه براحتي عوض مي شوند . مواضعي كه سريع تغيير مي كنند Ùˆ برخوردهايي كه در مقابل حركات عادي Ùˆ بي غل Ùˆ غش تو صورت مي گيرد تو را مي برد به موضع بدبيني Ùˆ اينكه در پشت هر بوته يكي با تفنگ نشسته تا تو را بزند . هر Ú†Ù‡ فكر مي كنم بي دليل در اين موضع قرار نمي گيرم . اگر مي بينيم كسي در اين موضع قرار گرفت ببينيم Ú†Ù‡ كرده ايم كه طرف را به پشت سنگر برده ايم . … روزهاي پاياني ماه مبارك رمضان است Ùˆ شبهاي قدر كه بايد قدرش را بدانيم . Ùˆ شبهاي علي است او كه بارزترين چيزي كه با شنيدن نامش به ذهنم مي ايد تنهايي اوست . انگاه كه در اوج قدرت Ùˆ بزرگي Ùˆ انديشه هاي متعالي شبها به دلتنگي از مردمانش به چاههاي ينبع مي رفت Ùˆ سر در چاه شكوه مي كرد . تنهايي در ميان جمع مردماني كه نمي دانستند او Ú†Ù‡ مي گويد Ùˆ يا مي دانستند Ùˆ خود را به ندانستن مي زدند . علي در ان شبها Ú†Ù‡ مي گفت . اين آنچه است كه بايد به ان بينديشيم

۳۳۳-قضاوت عجولانه

چهارشنبه, مهر ۴م, ۱۳۸۶

قضاوت امر بسيار مهمي است . ما در بيشتر مواقع در حال قضاوت در مورد مسائل جاري Ùˆ گذشته Ùˆ افراد هستيم . گاهي اوقات اين روحيه قضاوت كردن آنقدر افراطي مي شود كه مانع ارتباط درست Ùˆ صميمانه ما با ديگران مي شود . لزومي ندارد تا در مورد همه چيز Ùˆ همه كس قضاوت كنيم . وقتي قضاوت كرديم موضع داريم Ùˆ با موضع Ùˆ ديد پيشداورانه به استقبال افراد Ùˆ مسائل مي رويم . وقتي بدون هيچ دليل Ùˆ مدركي يا با حداقل ها Ùˆ عدم بررسي همه جانبه دست به قضاوت در مورد يك فرد مي زنيم Ùˆ مي گوييم كه او آدم فلاني است راه ارتباطي خود را با او مسدود كرده ايم در مورد او با ديگران صحبت مي كنيم Ùˆ قضاوت خود را نشر مي دهيم Ùˆ ناگهان بواسطه يك اتفاق Ùˆ با تكميل اطلاعاتمان متوجه مي شويم كه اشتباه كرده ايم . راح ترين راه اين است كه مي رويم Ùˆ عذر خواهي مي كنيم ولي با اذهاني كه خراب كرده ايم Ú†Ù‡ مي كنيم؟ در مديريت قضاوت عجولانه در مورد امور Ùˆ افراد بزرگترين آفت براي يك مدير Ùˆ سازمان متبوعه اش مي باشد .قدري صبوري Ùˆ بررسي بيشتر هر ماجرا از بوز بسياري از مشكلات ناشي از قضاوت غلط جلوگيري مي كند . با يك منبع اطلاعاتي قضاوت كردن ما را دچار مشكلات عديده اي مي كند . وقايع Ùˆ رفتار افراد از فيلترهاي ذهني ديگران كه عبور مي كند شكلي متناسب با ديدگاهها Ùˆ غرض ها Ùˆ اهداف آنها پيدا مي كند كه الزاما ديدگاههاي سازمان Ùˆ ماي مدير نيست . در نقل قولها نسبت به ديگران مخصوصا خيلي بايد مراقب بود . حتي اگر نيت منفي نيز در كار نباشد انتقال كلمات بخودي خود از شخصي به شخص ديگر دچار تغيير مي شود . يا حالت بيان يك جمله كه عوض شود معناي ان متفاوت خواهد شد . پس عجولانه قضاوت نكنيم . هر كاري هم كه مي كنيم فرصت اخرين دفاع را هم بدهيم Ùˆ بگذاريم كسي كه مي خواهيم در موردش قضاوت كنيم نيز حرف بزند . خيلي به نقل قولها اعتماد نكنيم .در برخي موارد سازمانها زمينه هاي مناسبي براي نقل قولهاي نامناسب در مورد افراد پيدا مي كنند . وقتي فرد جديدي وارد سازمان مي شود وقتي كسي حكم جديدي مي گيرد وقتي كسي وام مي گيرد وقتي قرار است تغيير Ùˆ تحولاتي صورت پذيرد وقتي سازماني در مرحله گذار از نصب به راه اندازي است Ùˆ…..