Archive for آبان, ۱۳۸۶

۳۴۰-احساس مسئولیت همگانی

پنجشنبه, آبان ۲۴م, ۱۳۸۶

اینکه همه در یک سازمان احساس مسئولیت عمومی در باره همه آنچه در سازمان می گذرد داشته باشند از ایده آلهای هر مدیری می باشد . در اکثر گفتگوها در مورد انچه یک سازمان می خواهد دست یابد اینکه همه افراد از نگهبان دم در تا مدیر عامل در مقابل مسائل سازمان احساس مسئولیت کنند بسیار سخن گفته می شود . ولی ایا با بیان ایده الهایمان و تکرار آنها می توانیم به این مهم دست یابیم . آیا می توانیم با سخنرانی در اینمورد به این مهم دست یابیم . ایا با گفتن اینکه شما در مقابل هر آنجه در سازمان می گذرد مسئول هستید آنهم به همه و با یک شرح ثابت ما را به این هدف میرساند . به نگهبان بگوییم تو در مقابل هر انچه در شرکت می گذرد مسئولی . به کارمند اداری بگوییم ببین من همه امیدم در این شرکت به توست . به مدیر تولید و….. همین کلمات را بگوییم ایا به این احساس مسئولیت همگانی دست می یابیم ؟ مسلم است که با گفتن اینموارد به همه کس این هدف حاصل نمی گردد . پس چه باید کرد ؟ برای حصول این هدف باید با ایجاد سیستمها ی مناسب این حس مسئولیت همگانی را نهادینه کرد وگرنه تا مدت محدودی کاربرد خواهد داشت و بمرور زمان این حس فراموش خواهد شد . روشهایی مانند ایجاد تیمهای فرآیندی و یا نگاه فرآیندی و نه وظیفه گرایانه در سازمان به این قضیه کمک می کند . وقتی مشکلی پیش می اید تشکیل تیمهای حل مشکل با کمک افراد موثر و درگیر با موضوع- سیستم موثر و واقعی پیشنهادات و توجه به نظرات تمام افراد در سازمان در مرحله تصمیم سازی گوش دادن به صحبتهای کارکنان نه در شکل ظاهری و نمایشی که با اعتقاد کامل هویت بخشی به تیمها و بخشهای مختلف و آشکار سازی نقش آنها در نظام کلی شرکت ایجاد حس تعلق در کارکنان به روشهای مختلف مانند ایجاد واحدهای خودگردان که ضمن ایجاد حس تعلق قسمتی با تعریف شاخصهای مناسب که در جهت اهداف و استراتژی شرکت هستند در کل در خدمت سازمان قرار می گیرند .و..می تواند مشارکت و حس مسئو لیت را در سازمان نهادینه کند وگرنه صرف گفتن اینکه همه در مقابل همه چیز مسئول هستید دردی را دوا نمی کند و به اشفتگی در سازمان منجر می شود ..
*********************

برای خرید کتاب خاطرات یک مدیر جلد اول لطفا به لینک کنار صفحه مراجعه نمایید
 

۳۳۹-گسست اول

جمعه, آبان ۱۸م, ۱۳۸۶

یکی از گسست های موجود در صنایع ما گسست بین دانشگاهها و صنایع است . شاید سوال کنید مگر می شود گسست وجود داشته وقتی فارغ التحصیلان دانشگاهها هستند که جذب صنعت می شوند. این در ظاهر درست است ولی وقتی به کنه قضیه می رویم م یبینیم که هر کدام راه خود را می روند. در شرایط فعلی برای مثال ما در حال جذب نیروهای فوق دیپلم در رشته های سرامیک برق مکانیک و کامپیوتر هستیم ولی هر چه جستجو می کنیم کمتر می یابیم . ولی لیسانسیه هایی که حاضر هستند همین کار را بکنند فراوان هستند که سیاست ما جذب آنها نیست . یا فارغ التحصیلانی می ایند که روشن و خاموش کردن کامپیوتر را نمی دانند . یا در فلان کارخانه بیسواد و تحصیلکرده هر دو یک حقوق می گیرند و آنهم حداقل حقوق طبق قانون کار . شما تا کنون بارها و بارها دیده اید که سخنرانان متعدد سیاسی به دانشگاهها دعوت شده اند ولی کدام مورد را بصورت مرتب دیده اید که یک مدیر صنعتی حتی در دانشکده های مرتبط مثل صنایع و مدیریت دعوت شوند تا با دانشجویان سخن بگویند . استاد ما در برج عاج خویش نشسته است و مثلا روشهای تیلوری مدیریت در صنایع را به تمسخر می گیرد و مدیر ما هم دیدگاههای استاد را ایده آلیستی می داند و خواب پیتر دراکر را می بیند و تیلوری عمل می کند .یا سعی می کند لنگان لنگان در عرصه عمل و مشکلات متعدد مانند دریافت وام و …. اندیشه های نوین را پیاده میکند.هیچ کدام هم در فضای همدیگر نیستند . هر دو یک خط کشیده اند ان وسط و به حیطه هم کار ندارند . داتشجو تربیت می شود بدون اینکه با صنعت اشنا باشد . مدیر هم با شنا کردن در اقیانوس شنا را یاد می گیرد و خودش را روی اب نگه می دارد …
فردا در همایش تبیین تجربیات مدیران در سازمانهای کشور در این رابطه صحبت خواهم کرد . سالن تلاش وزارت کار-پایین تر از چهار راه پارک وی . این همایش  به بحث انتقال تجربیات مدیران در عرصه عمل و مکتوب کردن انها می پردازد   

*************************

برای خرید کتاب خاطرات یک مدیر جلد اول لطفا به لینک کنار صفحه مراجعه نمایید

********************************
 

همایش ملی تبین و توسعه تجارب مدیران و سازمانهای کشوردر تاریخ شنبه و یکشنبه ۱۹ و ۲۰ آبانماه در سالن تلاش -خیابان ولیعصر نرسیده به چهارراه پارک وی برگزار می شود در این همایش اینجانب در روز اول ساعت ۱۱ در مورد وبلاگ و کتاب خاطرات یک مدیر سخنرانی خواهم داشت .

۳۳۸-صداقت

پنجشنبه, آبان ۱۰م, ۱۳۸۶

اینکه بتوان با دیگران ارتباط برقرار کرد به عوامل مختلفی بستگی دارد و مسلما هر کس با روش خاصی اینکار را انجام می دهد و هر فرد به این روشها مسلط تر باشد فردی با روابط عمومی خوب تعریف می شود . و اینگونه افراد در انتخاب شغل بیشتر مناسب برای کارهایی هستند که به جذب سریع افراد نیاز دارند و خیلی تداوم برقراری ارتباط مد نظر نیست.یک فروشنده با خوشرویی و کلمات مناسب هدفش را که فروش کالا به مشتری است بدست می آورد . در مدیریت این خصوصیت بتنهایی پاسخگو نیست . یعنی شما باید بتوانید با افرادی که می خواهید با انها کار کنید ارتباط برقرار نمایید و بدون این ارتباط نمی توانید هیچ کاری را انجام دهید ولی این ارتباط موقتی نباید باشد باید یک ارتباط پایدار باشد نمی خواهید متاعی را بدهید و بروید . می خواهید با افراد کار کنید . می خواهید روشهایی را با هم برای رسیدن به یک هدف بکار گیرید.می خواهید با هم همراه شوید در راهی که پستی و بلندی دارد سختی دارد .گاهی باید در این راه بنشینی گاهی بخوابی گاهی در جلو و گاه در عقب حرکت کنی.پس باید اعتماد وجود داشته باشد. اینکه شما بخواهید افرادی را مدیریت کنید و راهبری نمایید نیازمند ایجاد اعتماد در انهاست و بدون این اعتماد نمیشود انها را با خود همراه کرد. فردی اگر بخواهد با صرف لبخند زدن و احترام گذاشتن ظاهری در قلوب جا پیدا کند ولی در نهان بفکر قدرت طلبی و سوء استفاده از دیگران باشد هرگز موفقیت دراز مدت نصیبش نمی شود . کارکنان دارای هوش و ذکاوتند و لبخند ظاهری با اغراض منفی را خوب تشخیص می دهند .از یکی رودر رو تعریف کنیم و در پشت سرش زیر ابش را بزنیم هر چند این زیر آب زنی با کلاس و در لفافه دلسوزی و… باشد در نهایت آشکار میشود .باید تار و پود محبت و صداقت را در این هدف بکار بگیریم و گرنه موفق نخواهیم شد یک گروه را مدیریت کنیم .اگر هم در چارت و به زور حکم رئیس باشیم کارکنان هم به ما لبخند می زنند و احترام می گذارند ولی طناب دار ما را دائما در ذهن خودشان می بافند . کار را خراب می کنند . دستورات ما را عوضی انجام می دهند و خلاصه کاری می کنند که بفهمیم چه اشتباهی کرده ایم . رابطه بلند مدت و موثر نیازمند صداقت است.
*********************************
برای خرید کتاب خاطرات یک مدیر جلد اول لطفا به لینک کنار صفحه مراجعه نمایید

********************************
 

همایش ملی تبین و توسعه تجارب مدیران و سازمانهای کشوردر تاریخ شنبه و یکشنبه ۱۹ و ۲۰ آبانماه در سالن تلاش -خیابان ولیعصر نرسیده به چهارراه پارک وی برگزار می شود در این همایش اینجانب در روز اول ساعت ۱۱ در مورد وبلاگ و کتاب خاطرات یک مدیر سخنرانی خواهم داشت .

۳۳۷-میکروب چیست؟!!

جمعه, آبان ۴م, ۱۳۸۶

صریح سخن گفتن و بیان آنچه می خواهیم و انتظار داریم بطریق مستقیم و شفاف بهترین روش برای انتقال ایده ها و تفکرات یک مدیر به مجموعه اش می باشد .گفتن مطالب و خواسته ها بصورت غیر مستقیم و توسط افراد نامرتبط به موضوع باعث سر در گمی کارکنان می شود . اگر از سبک کار یا روند پیشرفت کارها راضی نیستیم بهترین کار بیان دقیق علت نگرانی با فرد مسئول اینکار است . بیان اینموارد با افرادی که مستقیم با موضوع درگیر نیستند یا اصلا کار به انها مرتبط نیست باعث تشویش ذهنیت کسانی می شود که درگیر کار هستند یا در انتقال این خواسته ها بعلل مختلف سهوی یا عمدی تغییر ایجاد می شود که رسیدن پیام یا ایده را دچار اختلال می کند . مدیر تولید در اجرای برنامه تولید ماه دچار مشکل است بهنرین کار تشکیل جلسه ای با او برای برای بررسی مشکلات و خواستن گزارش از او است ولی اگر بیایم و از روند کار او به مدیر فنی و مدیر بازرگانی و… انتقاد کنیم و آنها با نیت خوب یا بد این موارد را منتقل کنند اولین ناراحتی برای مدیر تولید این استکه چرا مسائل مرتبط با من با دیگران در میان گذاشته می شود . یا اگر فریاد و نگرانی از نرسیدن ملزومات تولید را که وظیفه تدارکات است بر سر مدیر فنی خالی کنیم در ایجاد ارتباط درست و بی تنش موفق عمل نکرده ایم . کارکنان دوست دارند کارشان بطور مستقیم و شفاف مورد ارزیابی قرار گیرد . از پیشرفت کارشان قدردانی شود و کندی کارشان مورد بررسی منصفانه قرار گیرد .

                                                      ***************************
یکی از دوستان که مدیر یک کارخانه بخش خصوصی است چند روز پیش تعریف می کرد که مدیر عامل و صاحب شرکت فقط سیستم جریمه را اعتقاد دارد و هر روز نیزشرایط مشمول جریمه را سخت تر می کند وآنچه عاید شده است فرار نیروها است ولی بعلت بیکاری زیاد در جامعه برایش هنوز مشکل حادی بوجود نیامده است . شرایط بحرانی برای اقتصاد ما نیز همیشه برای این نوع تفکر فرصت اینکه چوب اشتباهات خود را بخورند را پدید نمی آورد . وقتی بیکار زیاد داریم کارگر و کارشناس عین دستمال مورد استفاده قرار می گیرند و به دور انداخته می شوند . اثرات منفی کار نیز بعلت عدم فهم صاحب کارو تاثیر بلند مدت و پنهان آن اصلا درک نمیشود.به یکنفر که داشت دستان لجنی اش را بدهانش می زد گفتند لجن میکروب دارد اینکار را نکن گفت میکروب چیست؟ گفتند نوش جانت بخور!
                                                ***                           ***

برای خرید کتاب خاطرات یک مدیر جلد اول لطفا به لینک کنار صفحه مراجعه نمایید