Archive for اردیبهشت, ۱۳۸۷

۳۵۹-كار چيست؟

جمعه, اردیبهشت ۲۷م, ۱۳۸۷

۱-در حال انجام مصاحبه استخدامي بوديم .گفتم خيلي هواي خوردن گز اصفهان را كرده ام . گوشي تلفن را برداشت Ùˆ زنگ زد به دوستش كه از بهترين مارك گز از اصفهان برايمان خريد كند . هفته بعد كه امد با چند بسته گز آردي Ùˆ لقمه اي از بهترين نوع آن . شرمنده اخلاقش شدم.
۲-يكي از دوستان متني را برايم فرستاد كه حكايت آدمخواراني است كه به سازماني ميروند Ùˆ كاركنان انجا را مي خورند تا اينكه به آبدارچي ميرسند Ùˆ صداي همه در مي آيد Ùˆ آنها مي گويند تا حالا مديران را مي خورديم Ùˆ كسي متوجه نشد Ùˆ حالا كه يكنفر را كه كار مي كند خورده ايم همه متوجه شده اند . …ديدگاه مدير ستيزي بصورت default در اكثر كاركنان سازمانهاي ما وجود دارد . خيلي مهم نيست كه مدير چكار مي كند انها فقط مخالفند Ùˆ دنبال دلايلي مي گردند تا اين ديدگاه خود را توجيه كنند . يكي از مهمترين دلايلشان همين كار نكردن مديران است . كار آنچه است كه آنها درذهن دارند . آبدارچي كار مي كند . كارش مشخص است ملموس است . ولي يك سازمان قهوه خانه نيست كه روي كاكل قهوه Ú†ÙŠ يا همان آبدارچي بچرخد . سطحي نگري در اين نگاه شديدا بچشم مي خورد . چون ملموس است خيلي در بين عوام هاي سازمان هم ميشود روي آن مانور داد . Ú†Ù‡ كسي كار مي كند ØŸ اين بنده خدا كه بيل مي زند . اين آقا ÙŠ مهندس چكار مي كند ØŸ هيچي كار Ùˆ عرق را يكي ديگر مي كند اين آقا هم چهار تا نقشه مي كشد Ùˆ ايراد مي گيرد . زماني سازمانهاي ما دچار تحول Ùˆ دگرگوني در ميزان بهره وري مي شود كه بپذيريم كار فكري Ùˆ يافتن روشهايي بهتر براي انجام كار مي تواند باعث دگرگوني مثبت در سازمان شود Ùˆ در خلا اين نگاه عرق ميريزيم Ùˆ كاري را تكرار مي كنيم بدون آنكه بدانيم مي شود آن كار را بهتر Ùˆ آسانتر انجام داد .
۳-…به نظر تو شهيد شدن امام حسين (ع) به دست شمر دراماتيك تر است يا كشته شدن سهراب به دست رستم؟
-هر دو نمره قبولي مي گيرند ،ولي يكي بخاطر غفلت است و ديگري به سبب مظلوميت .
-چه قدر خوب تحليل كردي . بگو چرا مردم پس از ديدن نمايش تعزيه، شمر را آزار و اذيت مي كنند؟
-قطعا از كم عقلي نيست . از تقدير الهي است .مردم نمي توانند ببينند امام يكطرف افتاده و شمر راست راست مي گردد. در حالي كه تماشا چي ها ،در تراژدي مرگ سهراب به دست پدرش فقط افسوس مي خورند كه چرا اين دو دچار غفلت شدند .

از كتاب “قصه ÙŠ تهمينه” محمد محمد علي
۴- يك آزمايش……يك نشانه….. محتاج بررسي بيشتر…… نگراني….تامل….. انديشيدن به پاياني كه يك روز مي آيد …روزي كه مثل همه روزهاي ديگر است.
۵-يك مدير مي تواند به يك سازمان وجهه Ùˆ مقبوليت Ùˆ شخصيت بدهد . يك مدير مي تواند سمبل يك سازمان باشد . اعتبار يك مدير تبديل به اعتبار سازمان مي شود .اخيرا در تيم فوتبال پرسپوليس مي بينيد كه خيلي ها مي گويند ما طرفدار پرسپوليس نيستيم ولي دوست داريم اين تيم بخاطر قطبي ببرد . او شخصيت ديگري را در مديريت Ùˆ مربيگري ما نمايان ساخته است .حيف است شكست بخورد يا نا اميد شود Ùˆ برود . كسي كه محترمانه در مورد رقيب حرف مي زند . اشتباهاتش را مي پذيرد . به تيم شخصيت مي دهد .
۶- قطبي: نيكبخت بهترين Ùˆ بي انضباط ترين بازيكن تيم است. ….عليرضا خوب مي داند كه اخرين تصميم را در تيم من مي گيرم Ùˆ همه بايد مطيع باشند . البته در مورد مسائل فني فوتبال نه چيز ديگر…من ديوانه نيستم كه يكي از بهترين بازيكنانم را كنار بگذارم…اما بعضي وقتها اين قاطعيت لازم است ….سعي مي كردم مدارا كنم …. اگر لازم باشد باز هم قاطعيت بخرج مي دهم .
در مديريت سازمانها نيز برخي مواقع بايد سريع و صريح تصميم گرفت . و اگر انحرافي در حال ايجاد شدن است سريعا جلويش را گرفت . وقتي تشخيص مي دهيم و به اطمينان ميرسيم بايد تصميم قاطعانه بگيريم . در اين مواقع زمان بنفع ما و سازمان نيست .اگر با روال غلط مدارا كنيم با گذشت زمان شرايط براي تغيير سخت تر مي شود .

۷-ابر آمد Ùˆ باز بر سر سبزه گريست
بي باده ي گل رنگ نمي شايد زيست
اين سبزه ي كه امروز تماشاگه ماست
تا سبزه خاك تماشاگه كيست

۳۵۸-شوق Ùˆ عشق Ùˆ پنج

پنجشنبه, اردیبهشت ۱۹م, ۱۳۸۷

۱-يك پرسنل خوب Ùˆ شايسته Ú†Ù‡ خصوصيتي دارد؟ يك مدير خوب Ú†Ù‡ مشخصاتي بايد داشته باشد؟ خيلي موارد را مي توانيم رديف كنيم Ùˆ بگوييم ولي شايد انچه از همه مهمتر باشد حس همبستگي سازماني Ùˆ يا حس شهروندي است . اينكه فرد خودش را از سازمان بداند Ùˆ دل بسوزاند . وقتي در جلسه اي در مورد ميزان توليد Ùˆ كيفيت بحث مي كنيد آنكه با شور Ùˆ حرارت سخن مي گويد Ùˆ يقه مي دراند Ùˆ رگ گردنش بيرون مي زند Ùˆ از نكات ارزشي سازمان دفاع مي كند Ùˆ يا حتي نظري مخالف مي دهد حس شهروندي قوي تري دارد تا آنكس كه با آرامش Ùˆ خونسردي ضايعات Ùˆ ميزان Ùˆ توليد كم را عادي مي داند Ùˆ فقط گوش مي كند Ùˆ مي نشيند تا ببيند جمع به كدام سمت ميرود . شغل را با شوق Ùˆ عشق Ùˆ هيجان آميخته كنيم .


۲-بهترين Ùˆ مطمئن ترين اطلاعات از كف كارگاه بدست مي آيد . مديراني كه خود را از كف كارگاه دور مي كنند از اطلاعات ناب خود را محروم مي كنند . بايد از جاري شدن امور بنحو صحيح در بخشهاي مختلف اطمينان حاصل كنيم Ùˆ اين اطمينان از كاغذ ها Ùˆ صفحه مانيتور بدست نمي آيد . تا زماني كه به اين اطمينان نرسيده ايم بايد برويم Ùˆ از نزديك ببينيم كه Ú†Ù‡ اتفاقاتي در محل وقوع فرآيند اتفاق مي افتد . در گزارشات مي خوانيد توقف بعلت آماده سازي در ابتداي شيفت كاري . مي تواني بپذيري Ùˆ ان را موجه بداني Ùˆ مي تواني بروي يكروز ابتداي شيفت در خط . از خواب ناز بگذري Ùˆ ببيني چگونه كار اغاز مي شود . Ùˆ در اين مشاهده است كه چندين نكته مي يابي كه زمينه بهبود دارند . هر روز در جستجوي راه هاي كوچك براي بهبود باشيم .


۳-همه روز اول صبح
سكه مهر و محبت را
از قلك دل برداريم

و ببخشيم به اول نفري
كه به ما مي تابد
اولين عابر امروز
كه از كوچه ما مي گذرد
و صميمانه بگوييم:
“سلام”                                                    
مجتبي كاشاني


۴- در يك سازمان آنچه مهم است اينكه نگذاريم عادات Ùˆ روشهاي غلط پا بگيرد Ùˆ عادي شود . جاري ساختن يك روش صحيح بسيار آسانتر از تغيير يك روش غلط است . روشهاي غلط شبه حقيقت مي شوند Ùˆ بايد كلي انرژي صرف كني تا بفهماني كه اين روشها واقعيتهاي غلط هستند نه حقيقت .


۵-… من معتقدم عشق لوازمي دارد ،لوازمي كه مي تواند آنرا زنده Ùˆ پايدار نگاه دارد . من معتقدم عشق اغاز يك رنج بزرگ Ùˆ لذت هايي بزرگ است . اگر اين همراهي Ùˆ همساني لذت Ùˆ رنج ميان عاشق Ùˆ معشوق نباشد ،پس دليل اينهمه خواستن ميان عاشقان Ùˆ معشوقه هاي شان چيست؟ اين همه رنج را اينهمه عاشق Ùˆ معشوق چرا دوري هايشان تحمل كرده اند ،به اميد اينكه سالها بعد بهم مي رسيم Ùˆ Ú†Ù‡ بسيار بودند كه نرسيدند ،نمي رسند ،نخواهند رسيد Ùˆ عكس موضوع همچنان چيز با شكوهي است ،اشتباه نكن . نه . با شكوه بودن دليل خوبي يا درست بودن چيزي نيست. Ú†Ù‡ بسا عشق زيبا كه مي تواند بد يا غير منطقي باشد. “                                         مجنون ليلي”
 

 

۳۵۷-گول ظواهرو كلام زيبا را نخوريم!

جمعه, اردیبهشت ۶م, ۱۳۸۷

بابا سر جنباند و گفت: مي داني وقتي جوان بودم من هم در فوروارد مياني بازي مي كردم.
اصف گفت:شرط مي بندم اگر بخواهيد هنوز هم مي توانيد. با چشمكي از روي خوش نيتي دل بابا را برد. بابا هم چشمكي زد. مي بينم كه پدرت پاچه خواري عالم گيرش را به تو هم ياد داده ….
آصف پسر دورگه افغاني-الماني كه به دوستانش كتاب زندگي هيتلر هديه مي دهد يكي از قهرمانان رمان بادبادك باز خالد حسيني است . جلو چشمان امير كه قهرمان اصلي Ùˆ راوي داستان است به حسن دوست امير هتك حرمت كرده است . Ùˆ در اين صحنه كه براي جشن تولد امير امده است جلوي پدر امير بلبل زباني مي كند Ùˆ بسيار مبادي اداب ظاهر مي شود بگونه اي كه پدر امير آرزو مي كند پسرش با او دوست شود. آصف كه در كوچه Ùˆ خيابان با دوستانش چلوي بچه هاي ديگر را مي گيرد Ùˆ با پنجه بوكس بر سرشان مي كوبد Ùˆ به حسن…..مي كند
با يكي از دوستان صحبت مي كردم از كسي تعريف مي كرد كه خيلي با ادب و مبادي اداب است گفتم خيلي صفت پسنديده اي است ولي خيلي قبول ندارم كه دل و زبانش يكي باشد . يك همكار داشتم انقدر در برخوردها به من احترام مي گذاشت كه واقعا شرمنده مي شدم . از طبقه ششم همپاي من مي آمد تا دم ماشين مرا بدرقه مي كرد و هر چه عبارات زيبا بلد بود در خداحافظي با من بكار مي گرفت ولي در كار و عمل چشم ديدن مرا نداشت و به هر طريق ممكن در پشت سر توطئه مي كرد و خنجر زهر اگين مي زد . ..
در سازمانها اينگونه افراد وجود دارند Ùˆ مديران سازمان بايد در مقابل انها هشيار باشند . طرف با اداهاي بسيار دانشمندانه در مقابل مدير تزهاي زيبا ميدهد .با اين تزهاي زيبا هر كسي را خراب مي كند . از فلان فرد صد جمله تعريف آميز مي گويد ولي آخرش با ادب Ùˆ متانت يك اما مي گويد Ùˆ يك صفت منفي را كه مي داند مدير نسبت به ان حساس است بيان مي كند كه تمام ان تعريفها را از بين مي برد Ùˆ تصوير منفي از فرد مورد نظر در ذهن مدير ايجاد مي كند . نكات مثبت جاري در سازمان را بيان نمي كند Ùˆ انها را در آخر بعنوان پيشنهادات خودش براي بهبود اوضاع بيان مي كند .Ùˆ وقتي مدير نيست هر كاري از دستش بر مي ايد انجام ميدهد تا اين رويه هاي مثبت پياده نشود Ùˆ يا شكست بخورد . افكار منفي در سازمان مي پراكند . اساس سازمان Ùˆ ديدگاههاي مدير را زير سوال مي برد . ارزشهاي مثبت بيان شده در سازمان را ايده آلهاي ذهني Ùˆ تئوري مي خواند Ùˆ… همه اينكارها را با ادب Ùˆ تربيت مي كند . پيش فرد ايكس جملاتي را مي گويد كه پيش مدير اصلا بر زبان نمي آورد Ùˆ اگر براي مدير نقل شود كه ايشان چنين كلامي را گفته است باور نمي كند .
براي فرار از مضرات اينگونه افراد براي سازمان بايد كانالهاي ارتباطي مدير تعريف شده و متعدد باشد . اگر مدير كانالهاي معتبر را بر روي خودش ببندد اينگونه افراد در كارشان موفق مي شوند . cross check كردن اطلاعات به مدير كمك مي كند تا دست اين افراد رو شود .
به نيت افراد و عملكرد واقعي انها پي ببريم كه بهترين راه شناخت است . ظواهر خيلي به ما در شناخت افراد كمك نمي كند .