Archive for خرداد, ۱۳۸۷

۳۶۲-اهداف سازماني Ùˆ شخصي

پنجشنبه, خرداد ۳۰م, ۱۳۸۷

آنچه در يك سازمان Ùˆ افراد آن سازمان مهم است نزديكي هر Ú†Ù‡ بيشتر اهداف سازمان با نيازهاي افراد است . آنچه مسلم است اينكه يك سازمان بخاطر اهدافي تشكيل مي گردد Ùˆ بعد افراد متناسب با اين اهداف Ùˆ ديدگاههاي سازماني را به استخدام در مي آورد. يك سازمان قوانيني دارد كه اين قوانين را متناسب با هر فرد در سازمان تغيير نمي دهد . يك سازمان در بدو استخدام از پرسنلش Ùˆ مخصوصا سرپرستان Ùˆ مديرانش را ميخواهد كه در نزديكي شركت سكونت داشته باشند Ùˆ اين مسئله را در فرمها Ùˆ مصاحبه ها بيان مي كند . خواسته نامعقولي نيست . سازمان مي خواهد پرسنلش در دسترس باشند . آرامش خانوادگي داشته باشند . بعد از كار روزانه در كنار همسر Ùˆ فرزندان به آرامش برسند . چون مي داند كسي كه اين آرامش را نداشته باشد در محيط كار نيز آرامش ندارد . با همكارانش با عصبانيت برخورد مي كند . بر سر آنها فرياد مي زند . تمركز لازم را در كار ندارد Ùˆ…. حال عليرغم همه اين موارد Ùˆ توافقات اوليه اگر پرسنلي محل زندگي خانواده اش Ùˆ محل كارش متفاوت باشد يك عدم تطابق با توافقات اوليه صورت گرفته است Ùˆ شركت نمي تواند برنامه كاريش را با اين فرد تطبيق دهد Ùˆ اگر در روز تعطيلي كار گذاشت يا درخواست حضور بيشتر پرسنل در محل كار را كرد متهم به اين شود كه به خانواده توجه نمي كند . شركت تاكيد بر جذب نيروهاي بومي Ùˆ مقيم Ùˆ غير پروازي را به اين دلايل در برنامه كار خود Ùˆ سياستهاي منابع انساني دارد .شش روز تعطيلي كارخانه معادل ۲۰ در صد زمان كاري ماهيانه است Ùˆ برنامه توليد ماه نيز بر مبناي كار كامل تنظيم شده است Ùˆ برنامه بايد محقق شود چون شركت خرج دارد بايد بدهيهايش را بدهد بايد چند صد ميليون حقوق بدهد Ùˆ… . وقتي كار كامل در كارخانه است بايد افراد متناسب با نياز كه قاعدتا خيلي متفاوت با روزهاي عادي نيست در كارخانه حاضر باشند .طبيعي استكه شركت بين افراد همراه سازمان در همه حال با بقيه تفاوت قائل شود. اين سياست پنهان Ùˆ گوشه Ùˆ كنايه اي نيست وبايد بسيار شفاف باشد.

ما بايد ياد بگيريم كه در محيطي شفاف Ùˆ روشن با هم تعامل Ùˆ گفتگو داشته باشيم . بي نام Ùˆ يا با نام مستعار آمدن Ùˆ در وبلاگ شبكه داخلي نوشتن مثل زنگ زدن سر ظهر درب منازل مردم است Ùˆ سپس فرار كردن! اگر مي خواهيم ياد بگيريم كه با هم حرف بزنيم به اينطريق نمي شود . قبلا وبلاگي درست كرده بوديم بنام ارتباط كه همكاري هر چقدر فحش Ùˆ اتهام بود به چند نفر از همكاران ديگرنوشت. وبلاگ تعطيل شد. براي اينگونه ارتباط روش سنتي نوشتن روي در توالت وجود دارد . اكثر مشكلات Ùˆ اختلافات بخاطر سوءتفاهم Ùˆ يا عدم اطلاعات صحيح از موضوعات مشترك في مابين است كه با گفتگوي شفاف حل مي شود. حتما برايتان پيش آمده است كه بر اساس نقل قولي از كسي آنچنان رنجيده Ùˆ ناراحت شده ايد كه تصميم گرفته ايد ديگر به رويش نگاه هم نكنيد ولي در برخوردي كه با هم داشته ايد Ùˆ سلام Ùˆ عليكي كه كرده ايد متوجه شده ايد كه اصلا موضوعي براي ناراحت شدن وجود ندارد . جمله وقتي رو در رو Ùˆ چشم در چشم گفته شود اثر بخشي بهتري دارد . شما مي توانيد با نگاه به او Ùˆ فيد بكهاي سريعي كه مي گيريد لحن Ùˆ محتواي كلام خودتان را تنظيم كنيد .در نوشتار اينگونه نيست ولي اگر شما مخاطبتان را بشناسيد كلماتي را بكار مي بريد كه متناسب با شخصيت Ùˆ فهم اوست در نوشتار ناشناس سخن گفتن هزاران مشكل بوجود مي اورد . مشابه اين عمل را در رانندگي خودمان ببينيم . وقتي پياده هستيم بهم تعارف مي كنيم Ùˆ الفاظ زيبا Ùˆ محترمانه بكار مي گيريم ولي در رانندگي چون درون ماشين هستيم Ùˆ خيلي چشم در چشم نمي شويم هر كاري را انجام مي دهيم . فحش مي دهيم .ويراژ مي رويم Ùˆ….ماشيني از كنارمان رد مي شود Ùˆ قدري بي احتياطي مي كند داد مي زنيم مرتيكه الاغ اين Ú†Ù‡ طريق رانندگي است. طرف شيشه را پايين مي كشد Ùˆ مي بيني اي داد Ùˆ بيداد همسايه روبروئيتان است . Ú†Ù‡ آدم محترمي است Ùˆ در تعريف از شما هم به ديگر همسايگان گفته كه شما چقدر با تربيت Ùˆ مبادي آداب هستيد. چقدر شرمنده مي شويد؟ ياد بگيريم با هم گفتگو كنيم . ياد بگيريم مكاتبات مناسب داشته باشيم . ياد بگيريم قبل از قضاوت حرف طرف مقابل را بشنويم . به برخي از همكاران مي گفتم كه در مكانباتتان با ديگر همكاران وقتي مي خواهيد مشكلي را مطرح كنيد ننويسيد :” متاسفانه مشاهده شد….” بكار بردن همين كلمه “متاسفانه” بار منفي قضاوت پيشاپيش را بر سر همكارتان آوار مي كند . او هم با خواندن اولين كلمه ديگر به آنچه نوشته ايد توجه نمي كند Ùˆ به فكر نوشتن يك پاسخ جانانه به شماست……در يك سازمان اختلاف سليقه وجود دارد . بحث Ùˆ جدلهاي كاري وجود دارد . داد Ùˆ فرياد كاري وجود دارد Ùˆ همه اش طبيعي است . ولي اگر مسائل را شخصي كرديم اگر ياد نگرفتيم با هم راحت با حفظ احترام صحبت كنيم اگر ياد نگرفتيم شناسنامه دار صحبت كنيم . اگر ياد نگرفتيم كه مسئوليت حرفمان را بپذيريم آنوقت بيماري سازماني رشد مي كند.
 

تا حال حرف زدن زبان را می شنیدم، حرف زدن قلم را می خواندم، حرف زدن اندیشیدن را، حرف زدن خیال را و حرف زدن تپش های دل را، حرف زدن بی تابی های دردناک روح را، حرف زدن نبض را در آن هنگام که صدایش از خشم در شقیقه ها می کوبد و نیز حرف زدن سکوت را می فهمیدم … ببین که چند زبان می دانم! من می دانم که چه حرف هایی را با چه زبانی باید زد، من می دانم که هریک از این زبانها برای گفتن چه حرف هایی است. حرف هایی است که باید زد، با زبان گوشتی نصب شده در دهان، و حرف هایی که باید زد اما نه به کسی، حرف های بی مخاطب، و حرف هایی که باید به کسی زد اما نباید بشنود. اشتباه نکنید، این غیر از حرف هایی است که از کسی می زنیم و نمی خواهیم که بشنود، نه، این که چیزی نیست. از اینگونه بسیار است و بسیار کم بها و همه از آن گونه دارند؛ سخن از حرف هایی است به کسی، به مخاطبی، حرف هایی که جز با او نمی توان گفت، جز با او نباید گفت، اما او نباید بداند، نباید بشنود، حرف های عالی و زیبا و خوب این ها است، حرف هایی که مخاطب نیز نا محرم است! این چگونه حرف هایی است؟این چگونه مخاطبی است؟

دكتر علي شريعتي

 

۳۶۱-كار تيمي Ùˆ تعطيلات

جمعه, خرداد ۱۷م, ۱۳۸۷

كار گروهي كردن آداب خاص خود را مي خواهد . نتيجه اينكار بايد تجميع توانمنديها باشد و نه اجتماع ناتوانيها !در خيلي از گروههاي ما در نهايت همگي اعضا خود را به حد كوچكترين و ناتوانترين فرد گروه ميرسانند! و همسان مي كنند . گروه متشكل از افراد با راه مشترك ولي روش راهروي متفاوت است پس بايد بحث كنند و جدل تا در رفتن به راه مشترك همگام بروند و يار هم باشند پس جدل نكردن و سياست ورزي و روش آسه برو آسه بيا كه همگروهت را ناراحت نكني نتيجه اش همان شود كه گفتم . همه مي شوند يك كپي از ضعيفترين فرد گروه.
تجربه نشان می دهد که بدون اعضا و راهبر صاحب صلاحیت و روش های صحیح ، موفقیت یک گروه کاری امری بسیار دشوار و گاه ناممکن است.
امروزه در نظام های شبکه ای کامپیوتری نیز همین مبانی بکار گرفته شده است. شما می توانید کامپیوتر های متعددی با کاربران مجزا داشته باشید، ولی اگر قرار باشد این کامپیوتر ها در کار جمعی یک شبکه با هم همکاری کنند به یک سرور مرکزی نیاز خواهد بود که از سیستم عامل ویژه ای برخوردار است. سرور مركزي كه با كمترين تبادل داده ها بخواهد هنگ كند چگونه مي خواهد وظيفه ساماندهي را بعهده بگيرد ؟

داستان تعطيليهاي فراوان در كشور ما داستاني دنباله دار است كه هنوز همتي والا براي كاستن از آن پديد نيامده است . بيش از ۲۵ روز در كشور علاوه بر تعطيلات ۱۰۴ روزه پنجشنبه Ùˆ جمعه تعطيل رسمي است كه اين روزها به تعطيلات تابستاني Ùˆ زمستاني Ù€ كه در سال گذشته به بيش از ده روز رسيد Ù€ افزوده مي‌شود Ùˆ عملا روزهاي مفيد سال را براي دستگاه‌هاي آموزشي به كمتر از ۱۸۰ روز Ùˆ براي ديگر دستگاه‌ها به حدود ۲۳۰ روز مي‌رساند Ùˆ ايران را به عنوان يكي از پرتعطيلات‌ترين كشورهاي جهان مطرح Ùˆ بازدهي را كاهش مي‌دهد. براي برخي از كارخانجات در كشور هر روز تعطيلي به معناي نيم ميليارد تومان كاهش فروش است . Ùˆ اگر جمع تمام صنايع را محاسبه كنيم به رقمهاي نجومي ميرسيم .خيلي از صنايع ما واقعا تعطيل نمي كنند Ùˆ با هزينه اي بيشتر بابت اضافه كاري به توليد ادامه مي دهند كه قيمت تمام شده را افزايش مي دهد Ùˆ جنس را گرانتر به مصرف كننده ميرسانند Ùˆ قيمت رقابتي در مقابل اجناس خارجي را از دست مي دهند. همتي عالي مي خواهد تا يكبار براي هميشه اين معضل را حل كنيم.

مست آمدم اي پير كه مستانه بميرم
مستانه در اين گوشه ميخانه بميرم
درويشم و بگذار قلندر منشانه
كاكل همه افشان به سر شانه بميرم
من در (با ضمه د) يتيمم ،صدفم سينه ي درياست
بگذار يتيمانه و دردانه بميرم
بيگانه شمردند مرا در وطن خويش
تا بي وطن و از همه بيگانه بميرم
سرباز جهادم من و از جبهه ي احرار
انصاف كجا رفته كه در خانه بميرم
من بلبل عشاق به دامي نشوم رام
در دام تو هم بي طمع دانه بميرم
در زندگي افسانه شدم در همه آفاق
بگذار كه در مرگ هم افسانه بميرم

محمد حسين شهريا ر

راز مردن Ùˆ مرگ چنين است،آنگاه كه رخ مي نماياند،شوق زيستن را در دل آدمي بيدار مي كند……نياز راه بر خلق Ùˆ خوي آدمي مي بندد. نان او را در چنبره خود اسير مي كند……داشتن تو را نيازمند مي كند ،نيازمند آنكه آنچه را داري براي خود حفظ كني Ùˆ تقدير آدمي از دست دادن است…. از رمان “اهل غرق” منيرو رواني پور


كوچه ها باريكند و جاده ها تنگ و ظرفيت پذيرش اينهمه ماشين را ندارند كوچه هاي قديمي تنگ بودند و باريك و محلي براي روبرو شدن باهم براي آشتي كنان و جاده هاي تنگ بي ظرفيت دلي دارند به كوچكي دلهاي مورچه! وقتي بخواهيم با داشته هاي پنجاه سال پيش داده هاي پنجاه سال بعد را طلب كنيم همين مي شود كه هنگ مي كنيم.

شش روز يعني ۲۰% روزهاي ماه يعني بيست در صد در آمد ماه يعني بيست در صد سود ماه يعني بخشي از پرداخت بدهي ها . يعني تلاش يعني سازندگي يعني كار Ùˆ اينگونه است كه تعطيلات كار مي شود Ùˆ نمي رويم تا در جاده ها گير كنيم Ùˆ توليد پر هياهو ادامه مي يابد .


نانوائيها همچنان شلوغند جاي سوزن انداختن نيست در هر ساعتي همين طور است . خيلي هاشان كه كم پخت مي كنند . نرخ آزاد فرختن آرد صرفش بيشتر است . بيچاره نان كه جور برنج را مي كشد . چونه هاي نان هم هر روز كوچكتر مي شوند . بچه بوديم مي رفتيم نانوايي يك تومان مي داديم به شاطر كه وردستش چونه مي گرفت به اين هوا و شاطر ناني برشته و بزرگ بدستمان مي داد كه از قد خودم بزرگتر بود و يكبار كه چند تاي آن را گرفته بودم متوجه افتادن تكه اي از آن نشدم تا رهگذري مرا متوجه كرد و ديدم سگي نيمي از نان به دهان در حال گريختن است !  
  
      

    

  

۳۶۰-اختلاف سليقه

جمعه, خرداد ۳م, ۱۳۸۷

-اختلاف نظر و سليقه اگر بر مبناي انگيزه هاي شخصي نباشد در هر سازماني باعث رشد و پويايي مي باشد . نوع برخورد و مكانيزمهاي حل اختلاف ديدگاهها نيز از مسائل مهم در اين راستا است . مي شود در يك سازمان با حل شدن در جريان موجود و توافق برمبناي مصالح فردي در كمال ارامش و بدون اختلاف در يك بستر ارام حركت كرد . عمده مسائل مخصوصا تصميمات مديريتي يا برخي مسائل فني بگونه اي هستند كه در كوتاه مدت خود را نشان نمي دهند و اشكالات كار بعد از يك زمان طولاني اشكار مي شوند.

 

۲-اينكه كارها در يك سازمان نبايد در انحصار يكنفر باشد كه با رفتن او تمام كارها بخوابد دغدغه اي واقعي Ùˆ درست است ولي اينكار را بايد با مكانيزمهايي ديگر ايجاد كرد نه اينكه كنار هر كس يكنفر را بكاريم Ùˆ او را هميشه در نگراني Ùˆ دغدغه Ù†Ú¯Ù‡ داريم . هيچ چيز به اين اندازه تمركز افراد را بهم نمي ريزد . گردش شغلي يا تربيت افراد چند شغله Ùˆ چند مهارتي شايد راه حل بهتري باشد .

۳-تصور كنيد يك فرد با ادب كه به هيچكس توهين نمي كند Ùˆ بسيار با اتيكت حرف مي زند Ùˆ همه اصول ارتباطي با افراد را رعايت مي كند با يك فرد كه نقطه مقابل او است Ùˆ بي تربيت است Ùˆ براحتي توهين مي كند Ùˆ… همكار شوند . چگونه بايد مناسبات كاري خود را تنظيم كنند . مثلا افشين قطبي با ….. مثلا فرض كنيد فرد با ادب به طرف ميرسد Ùˆ مي گويد مي توانم از شما خواهش كنم اين نامه را بخوانيد Ùˆ بررسي كنيد Ùˆ طرف مقابل بگويد زرت Ùˆ پرت نكن نامه ات را بگذار Ùˆ برو كنار تا باد بياد وقت كردم نگاهش مي كنم . اولي Ú†Ù‡ بايد بكند؟ 

۴-روابط فاميلي در يك سازمان از موارد مهمي است كه در بحث منابع انساني مطرح مي باشد . شايد در ابتداي استخدام بشود از اينگونه استخدامها خودداري كرد ولي در يك سازمان جوان كه دختر Ùˆ پسران جوان را استخدام مي كنيد چگونه مي خواهيد اين روابط را كنترل كنيد بهر حال اينها با هم ازدواج مي كنند Ùˆ مسلما تبعاتي را براي سازمان خواهند داشت . مثلا فرض كنيد رييس Ùˆ مرئوس زن Ùˆ شوهر باشند . كاري بايد انجام شود كه تاييد كننده اش همسر طرف است . قراردادي بسته شده است كه كنترل نهايي با همسر تنظيم كننده قرارداد است Ùˆ… نمي دانم در اينمورد آيا در كشورهاي ديگر يا در سازمانهاي خودمان قوانين يا مقرراتي وجود دارد يا نه. مبحثي كه در ربخي از كشورها تحت عنوان love contract وجود دارد آيا به همين مبحث مي پردازد ØŸ از دوستاني كه در اينمورد اطلاعاتي دارند خوشحال مي شوم كه من را در اينمورد راهنمايي كنند .

۵-….حالا Ú†Ù‡ طور من Ùˆ اين خواهرم در طاعون Ùˆ وباي عصر ناصري زنده مانديم ،خدا عالم است . نفهمي نفهمي يادم مي آيد يك روز زمستان مادرم با رنگ پريده Ùˆ لب داغمه بسته توي درگاهي خانه مان نقش زمين شد Ùˆ مثل مرغ سركنده بال بال زد Ùˆ جان داد . من Ùˆ همين خواهرم دورش مي چرخيديم Ùˆ ضجه مي زديم . پيراهن پاره Ùˆ پاي بي تنبان…. خندق Ùˆ گودهاي اطراف دارالخلافه براي بچه هايي مثل من بي مروت بود .بي مروت! تابستانها با مشك سياهي كه تسمه چرميش گردنم را مي خورد سقايي مي كردم Ùˆ زمستان ها كنار دست فروشنده هاي باقالي Ùˆ لبو شاگردي . قالتاق ها به هر بهانه اي كتكم مي زدند . پسر خودشان پول بلند مي كرد من را مي زدند . خداخدا مي كردم فرجي بشود تا زجر كشم نكرده اند از دستشان خلاص شوم . اما تا موتو صورتم جوانه نزد هر روز خدا كتك خوردم ،ولي تن به رذالت ندادم …….. از كتاب “رعد Ùˆ برق بي باران” محمد محمد علي

۶-ري كلارك يكي از افرادموفق در فروشگاههاي توليد Ùˆ فروش همبرگر مي گويد ” اگر روزي بفهمم دو تن از مديرانم مثل هم فكر مي كنند يكي از انان را اخراج مي كنم” . افراد يك سازمان نبايد يك ضربدر تعداد كاركنان باشند چرا كه حاصل همان يك خواهد شد.

۷ -ممكن است ما همه چيز را بدانيم اما كساني كه يكبار ديگر آن را مي گويند كمك مي كنند كه ما تصميم بگيريم . پائولو كوئيلو”