Archive for شهریور, ۱۳۸۷

۳۷۴-شهادت اسوه عدالت تسليت باد

یکشنبه, شهریور ۳۱م, ۱۳۸۷

زنهار خوشي بسيار Ùˆ فرو رفتن در نعمت تو را از بازرسي Ùˆ رسيدگي به حال Ùˆ وسع طبقه پايين مردم منصرف نسازد . …به كارهاي آن افرادي كه ديده ها آنان را خوار بنگرند ØŒ Ùˆ مردمشان كوچك مي پندارند ØŒ Ùˆ دستشان به تو نمي رسد رسيدگي نما. …من از رسول خداي-صلي الله عليه Ùˆ آله Ùˆ سلم- بارها شنيدم كه مي فرمود: ملتي كه در آن حق ضعيف را به آساني Ùˆ بدون ترس Ùˆ نگراني Ùˆ بي لكنت زبان از قوي نستانند ØŒ هرگز پاك Ùˆ پيراسته نمي گردد.
بخشي از نامه علي(ع) به مالك اشتر نامه ۵۳ نهج البلاغه6976w_ghadr85_42.jpg
 
 

۳۷۳- ماه غريبستان ،علي

شنبه, شهریور ۳۰م, ۱۳۸۷

ماه پرهيز،ماه تجديد بيعت ، ماه قرآن، ماه شبهاي قدر ، ماه محبت، ماه ضربت و پرواز عدالت،ماه ياد خاطره هاي تلخ فريادهاي در چاه و ناله هاي شبانه. و خاطره ها را با قطره اشكي همراه كردن كه فقط به يادمان مي آورد كه چيزي گم كرده ايم و بايد بدنبالش بگرديم . حس كنيم اويي را كه نيست ،حس كنيم رفتاري را كه نيست ، به ياد آوريم حاكمي را غم نان مردم داشت و ناشناس توزيع محبت و عشق مي كرد .در ترازويش كفه سياست و ديانت در يك سطح بود و درد هايش را فقط با خود فرياد مي كرد و خدايش. ماه غريبستان ،علي.

۳۷۲-ناهمزباني

جمعه, شهریور ۲۹م, ۱۳۸۷

وقتي مي نويسي (مار) يا مي نويسي (snake) وبه چند زبان ديگر وبعد يكي مي آيد و شكل مار را مي كشد و مي گويي مردم اينها كه من نوشته ام مار است و همه يكصدا مي گويند اينها خطوطي بي معني است  و آنچه او تصوير كرده است مار است و تو حيران مي ماني كه چه بگويي بهتر است كه سكوت كني!!!

۳۷۱-مدير مهربان

دوشنبه, شهریور ۲۵م, ۱۳۸۷

هر چه بيشتر تجربه مي اندوزم به اين نكته اعتقاد بيشتري پيدا مي كنم كه مديريت يك هنر ذاتي است . با كتاب و درس نمي توان از كسي كه جوهره اش را ندارد مدير ساخت . اگر كسي را هم بتوان بزور و فشار مجبور كرد كه كارهايي را كه يك مدير بايد انجام دهد را اجرا كند در نهايت يك كارمند است . يك مدير بايد بتواند بين كسي كه خوب كار مي كند و كسي كه خرابكاري مي كند تفاوت قائل شود و تنبيه و تشويق كند . كسي كه آنقدر مهربان است كه افرادي را كه ضايعات ايجاد مي كنند و كار نمي كنند را حتي تذكري هم نمي دهد به اين بهانه كه زحمت مي كشند گناه دارند چيزي به آنها بگوييم نمي تواند يك مدير باشد . مهرباني بايد دو سويه باشد . كسي كه سيستم كاري را به تمسخر مي گيرد و زمان و مواد را در جهت كاهش بهره وري و راندمان تلف مي كند با خود و با سازمان نامهرباني مي كند و نمي توان با او مهربان بود .

۳۷۰- رمضان فرصتي براي نگاهي دوباره به اسمان

جمعه, شهریور ۲۲م, ۱۳۸۷

روزهاي ماه مبارك است .روزهايي كه براي هر كدام از ما يادآور ساليان گذشته است كه در هر شرايطي با عشق و علاقه سحرها برميخاستيم ودر كنار خانواده اين فريضه الهي را بجا مي آورديم . بيشتر از هر زمان براي شبهاي ماه مبارك دوران نوجواني بياد مانده است . زماني كه با صداي دعاي پيرمرد همسايه كه بر بام خانه اش دعا مي خواند از خواب برمي خاستيم و صداي او مكملي بود بر ساعت شماطه داري كه يك مرغ زيبا بر صفحه اش مدام نوك بر زمين مي زد و دانه جستجو مي كرد و اين حركت مدام سر مرغ بجاي ثانيه شمار ساعت كار مي كرد . زمينه صفحه ساعت آبي بود و مرغ جستجو گر رنگ قرمز و نارنجي داشت .و اذان صبح شنيدن صداي خروسهاي همسايگان كه گاه بيموقع مي خواندند اسباب تفريحمان بودند . از ان زمان سالها گذشته است .آن ساعت نمي دانم كجاست. پيرمرد همسايه به ديار باقي رفته است و پدر و مادرم هم. و مرغ صفحه ساعت شايد بالاخره از نوك زدن مدام بر زمين براي دانه اي فراقت يافته باشد و دستي او را براي اين تلاش مداوم كوك نمي كند . صداي دعا و اذان را از بامهاي همسايه ها نمي شنويم و چشم بر صفحه تلويزيون ميدوزيم و صدايش را كم مي كنيم تا مزاحم همسايگان نشويم . ساعت شماطه دار جاي خود را به ساعتهاي ديواري داده است و براي بيدار شدن موبايلها به ياريمان مي آيند با صداهايي متفاوت كه هيچكدام به دل نمي نشينند . هيچ بانگ خروسي بگوش نميرسد و مرغي بر صفحه ساعت نوك برزمين نميزند و همه سر به زمين داريم تا دانه اي برداريم و كمتر فرصتي پيدا مي شود تا نگاهي به آسمان كنيم . مرغ ساعت قديمي شده ايم بي آنكه خود بدانيم و جستجو گر مداميم كه اين را خود بخوبي مي دانيم .

۳۶۹- نگاهي به المپيك Ùˆ چند نكته

چهارشنبه, شهریور ۱۳م, ۱۳۸۷

المپيك ديگر يك سري مسابقه ساده ورزشي نيست . المپيك در اين زمانه تبديل به محلي شده است براي تبليغات محلي شده است براي اثبات تواناييهاي يك ملت .سمبلي شده است براي ارزيابي مديريت Ùˆ برنامه ريزي Ú†Ù‡ براي برگزار كنندگان Ùˆ Ú†Ù‡ شركت كنندگان.بيهوده نيست كه سايت ياهو بجاي اينكه بر طبق منطق Ùˆ روال رتبه بندي كشورهاي شركت كننده در المپيك را برمبناي اولويت مدال طلا درج كند جمع مدالها را مبنا قرار داده تا آمريكا را اول نشان دهد . در چنين شرايطي ما در المپيك شركت مي كنيم Ùˆ بنا به گفته كارشناسان Ùˆ مردم به يك شكست بزرگ دست پيدا مي كنيم . به مردم كشور احساس حقارت دست داد Ùˆ وقتي هادي ساعي مدال طلا را گرفت خيلي از بغض ها تركيد .ما حتي در ورزش سنتي مان نيز ناكام شده بوديم . طبيعي است كه مثل گذشته چند جلسه در اين مورد برگزار مي شود Ùˆ در نهايت بر مي گرديم به سر خط اول Ùˆ حتي مدعي مي شوند كه پيروز هم شده ايم . “کاروان ورزشی ایران در المپیک ناکام نبوده است!” ديروز خبري را از راديو ورزش شنيدم كه آقاي علي آبادي در جلسه با فراكسيون ورزش مجلس مانند يك منتقد فرموده اند كه ما بايد به المپيك ساختاري نگاه كنيم بايد سياستهاي سازنده پيش بگيريم بايد برنامه ريزي بلند مدت كنيم Ùˆ…. اين سبك Ùˆ سياق ما در برخورد با مسائل است هيچگاه نمي خواهيم بپذيريم كه مدير بايد براي اين مسائل فكر كند برنامه ريزي كند Ùˆ با نگاه نتيجه گرا پيشرفت Ùˆ موفقيت كارش را با ارائه نتايج در معرض قضاوت بگذارد . اينكه بيائيم در آخر كار بجاي پاسخگويي نقد كنيم فرار از مسئوليت است . يكي از دوستان كه مدير برنامه ريزي يك كارخانه توليدي بود تعريف مي كرد كه يكروز به مدير توليد گفتم خط يك خوابيده است خيلي با اطمينان Ùˆ قيافه حق بجانب گفت آره خوابيده است گفتم خط دو هم خوابيده است با با همان حالت Ùˆ قدري اظهار تاسف در لحنش گفت آره خوابيده است گفتم خط سه هم خوابيده است با با اعتماد بنفس Ùˆ قيافه حق بجانب گفت آره ميدانم خوابيده است Ùˆ من ديگر نتوانستم طاقت بياورم Ùˆ گفتم برو خطها را راه بينداز يعني Ú†Ù‡ تو هم حرفهاي من را تكرار مي كني؟ مديران ما بايد بدانند كه كسي كه آش مي خورد بايد پاي لرزش هم بنشيند بايد بدانند كه غنيمت را كسي مي برد كه جنگيده باشد . در اين بازيها همانند خيلي از سازمانهايمان به جاي آن كه تيم مطرح باشد، اشخاص مورد توجه بوده‌اند. هيچكدام از ورزشكاران اعزامي داراي جانشين هم عرض خودشان نبوده اند . كادر مربيگري بجاي ايجاد انسجام در تيم خودشان عامل تفرق بوده اند . يكي از علل اين ناكامي‌ها، اين بوده كه به لحاظ روحي Ùˆ رواني تيم‌هاي ما به هم ريخته‌ بودند. يكي از مربيان كشتي قبل از بازيها مي گفت من زير نظر فلاني كار نمي كنم او هم زير نظر من كار نمي كند دو تا “من” كه هيچكدام حاضر نيستند يك مثقال هم كمتر باشند! نتيجه اين مي شود كه ديديم . عدم انسجام در كادر مديريت باعث تفرق Ùˆ تشتت در پرسنل مي شود .در اين بازيها فرافكني را هم به حد اعلي ديديم . مربي كشتي بعد از باخت معصومي گفت ايشان از مغزش استفاده نكرد Ùˆ علاوه بر توهين خود را بي تقصير جلوه داد . ما هنوز در خيلي از عرصه ها نمي خواهيم بپذيريم كه منابع مالي Ùˆ انساني به تنهايي عامل موفقيت نيست Ùˆ مديريت صحيح لازم Ùˆ ضروري است . فرافكني بيماري اساسي در مديريتهاي ما است . چرا توليد كم شده است ØŸ هوا گرم بود مواد اينطوري بود.كارگران با دلسوزي كار نمي كنند Ùˆ…… بازيكنان خوب بازي نكردند Ùˆ مرا پير كردند Ùˆ…..حافظه تاريخي ملت ما هم ضعيف است Ùˆ مي نشينيم به اميد روزي كه همه چيز از ياد ميرود Ùˆ دوباره روز از نو روزي از نو . ما بايد بپذيريم كه ديدگاه درستي حاكم بر ورزش ما نيست Ùˆ نمي دانيم مي خواهيم چكار كنيم استراتژي نداريم برنامه عملياتي نداريم . زير ساختهاي لازم را نيز مسلما وقتي نميدانيم به كجا مي خواهيم برويم ايجاد نكرده ايم . گوته مي گويد : در زندگي اين را دريافته ام كه در كجا ايستاده ام مهم نيست بلكه در كدام مسير حركت مي كنم داراي اهميت است . ورزش ما هيچ خط Ùˆ ربطي با ديگر امور ما ندارد يعني معلوم نيست در نگاه اجتماعي ما در كجاست در نگاه سياسي ما در كجا قرار گرفته است Ùˆ… ورزش يك بخش است كه بايد روابطش با ديگر بخشها تعريف شده Ùˆ مشخص باشد . هدفها را نمي دانيم چيست .مي گوييم آمديم در المپيك تجربه كسب كنيم يا مي خواستيم جوانگرايي كنيم . براي كي؟ براي كجا؟ بايد توليد كنيم كه بفروشيم بايد بفروشيم تا سود بدست آوريم . بايد اين حلقه “براي Ú†Ù‡” كامل شود .
گفته اند : فدراسيونها انسجام خود را حفظ كنند تا بزودي اين نتايج به فراموشي سپرده شود! انسجام براي چه؟
يكي از مشكلات اساسي در ارزيابي عملكردهاي مديريتي در كشور ما اينستكه شاخص و معيارهاي قابل اندازه گيري و مشخص نداريم و براي همين هر كس با متر خودش قدش را اندازه مي گيرد و مي گويد من قدم از همه بلند تر است .
فكر مي كنيم با پول خرج كردن مديريت را تمام كرده ايم Ùˆ چون ۴۰ ميليارد خرج كرده ايم كار خودمان را كرده ايم Ùˆ اگر نتيجه نگرفته ايم بابت كشك خوردن بازيكن است . بازيكن ما هم فكر مي كند چون زور بازويش زياد است نيازي به مربيگري ندارد . در سازمانها زياد به اينمورد هم برخورد مي كنيم طرف چون متخصص مكانيك است نيازي نمي بيند كه تابع سياستهاي مدير سازمان باشد . نبود انسجام لازم Ùˆ مشخص نبودن جايگاه افراد در يك مجموعه باعث هرز رفتن نيروها Ùˆ ناكامي مي گردد .

از يك خبر: مدير دوميداني انگليس تنها بخاطر اين كه يه مدال كمتر از برنامه گرفته، اخراج شد. انگليس با كسب بهترين نتايج طي يكصد سال اخير، در پكن چهارم شد، چيزي كه در برآوردهاي اوليه انگليسي ها هم ديده نمي شد ، ولي حالا ديو كالينز تاوان كم مدال گرفتن دونده ها را داد و اخراج شد.