Archive for شهریور, ۱۳۸۷
یکشنبه, شهریور ۳۱م, ۱۳۸۷
زنهار خوشی بسیار و فرو رفتن در نعمت تو را از بازرسی و رسیدگی به حال و وسع طبقه پایین مردم منصرف نسازد . …به کارهای آن افرادی که دیده ها آنان را خوار بنگرند ، و مردمشان کوچک می پندارند ، و دستشان به تو نمی رسد رسیدگی نما. …من از رسول خدای-صلی الله علیه و آله و سلم- بارها شنیدم که می فرمود: ملتی که در آن حق ضعیف را به آسانی و بدون ترس و نگرانی و بی لکنت زبان از قوی نستانند ، هرگز پاک و پیراسته نمی گردد.
بخشی از نامه علی(ع) به مالک اشتر نامه ۵۳ نهج البلاغه
Posted in دلنوشته ها | No Comments »
شنبه, شهریور ۳۰م, ۱۳۸۷
ماه پرهیز،ماه تجدید بیعت ، ماه قرآن، ماه شبهای قدر ، ماه محبت، ماه ضربت و پرواز عدالت،ماه یاد خاطره های تلخ فریادهای در چاه و ناله های شبانه. و خاطره ها را با قطره اشکی همراه کردن که فقط به یادمان می آورد که چیزی گم کرده ایم و باید بدنبالش بگردیم . حس کنیم اویی را که نیست ،حس کنیم رفتاری را که نیست ، به یاد آوریم حاکمی را غم نان مردم داشت و ناشناس توزیع محبت و عشق می کرد .در ترازویش کفه سیاست و دیانت در یک سطح بود و درد هایش را فقط با خود فریاد می کرد و خدایش. ماه غریبستان ،علی.

Posted in دلنوشته ها | ۱ Comment »
جمعه, شهریور ۲۹م, ۱۳۸۷
وقتی می نویسی (مار) یا می نویسی (snake) وبه چند زبان دیگر وبعد یکی می آید و شکل مار را می کشد و می گویی مردم اینها که من نوشته ام مار است و همه یکصدا می گویند اینها خطوطی بی معنی است و آنچه او تصویر کرده است مار است و تو حیران می مانی که چه بگویی بهتر است که سکوت کنی!!!
Posted in دلنوشته ها | ۱ Comment »
دوشنبه, شهریور ۲۵م, ۱۳۸۷
هر چه بیشتر تجربه می اندوزم به این نکته اعتقاد بیشتری پیدا می کنم که مدیریت یک هنر ذاتی است . با کتاب و درس نمی توان از کسی که جوهره اش را ندارد مدیر ساخت . اگر کسی را هم بتوان بزور و فشار مجبور کرد که کارهایی را که یک مدیر باید انجام دهد را اجرا کند در نهایت یک کارمند است . یک مدیر باید بتواند بین کسی که خوب کار می کند و کسی که خرابکاری می کند تفاوت قائل شود و تنبیه و تشویق کند . کسی که آنقدر مهربان است که افرادی را که ضایعات ایجاد می کنند و کار نمی کنند را حتی تذکری هم نمی دهد به این بهانه که زحمت می کشند گناه دارند چیزی به آنها بگوییم نمی تواند یک مدیر باشد . مهربانی باید دو سویه باشد . کسی که سیستم کاری را به تمسخر می گیرد و زمان و مواد را در جهت کاهش بهره وری و راندمان تلف می کند با خود و با سازمان نامهربانی می کند و نمی توان با او مهربان بود .
Posted in مديريت | ۷ Comments »
جمعه, شهریور ۲۲م, ۱۳۸۷
روزهای ماه مبارک است .روزهایی که برای هر کدام از ما یادآور سالیان گذشته است که در هر شرایطی با عشق و علاقه سحرها برمیخاستیم ودر کنار خانواده این فریضه الهی را بجا می آوردیم . بیشتر از هر زمان برای شبهای ماه مبارک دوران نوجوانی بیاد مانده است . زمانی که با صدای دعای پیرمرد همسایه که بر بام خانه اش دعا می خواند از خواب برمی خاستیم و صدای او مکملی بود بر ساعت شماطه داری که یک مرغ زیبا بر صفحه اش مدام نوک بر زمین می زد و دانه جستجو می کرد و این حرکت مدام سر مرغ بجای ثانیه شمار ساعت کار می کرد . زمینه صفحه ساعت آبی بود و مرغ جستجو گر رنگ قرمز و نارنجی داشت .و اذان صبح شنیدن صدای خروسهای همسایگان که گاه بیموقع می خواندند اسباب تفریحمان بودند . از ان زمان سالها گذشته است .آن ساعت نمی دانم کجاست. پیرمرد همسایه به دیار باقی رفته است و پدر و مادرم هم. و مرغ صفحه ساعت شاید بالاخره از نوک زدن مدام بر زمین برای دانه ای فراقت یافته باشد و دستی او را برای این تلاش مداوم کوک نمی کند . صدای دعا و اذان را از بامهای همسایه ها نمی شنویم و چشم بر صفحه تلویزیون میدوزیم و صدایش را کم می کنیم تا مزاحم همسایگان نشویم . ساعت شماطه دار جای خود را به ساعتهای دیواری داده است و برای بیدار شدن موبایلها به یاریمان می آیند با صداهایی متفاوت که هیچکدام به دل نمی نشینند . هیچ بانگ خروسی بگوش نمیرسد و مرغی بر صفحه ساعت نوک برزمین نمیزند و همه سر به زمین داریم تا دانه ای برداریم و کمتر فرصتی پیدا می شود تا نگاهی به آسمان کنیم . مرغ ساعت قدیمی شده ایم بی آنکه خود بدانیم و جستجو گر مدامیم که این را خود بخوبی می دانیم .
Posted in دلنوشته ها | ۳ Comments »
چهارشنبه, شهریور ۱۳م, ۱۳۸۷
المپیک دیگر یک سری مسابقه ساده ورزشی نیست . المپیک در این زمانه تبدیل به محلی شده است برای تبلیغات محلی شده است برای اثبات تواناییهای یک ملت .سمبلی شده است برای ارزیابی مدیریت و برنامه ریزی چه برای برگزار کنندگان و چه شرکت کنندگان.بیهوده نیست که سایت یاهو بجای اینکه بر طبق منطق و روال رتبه بندی کشورهای شرکت کننده در المپیک را برمبنای اولویت مدال طلا درج کند جمع مدالها را مبنا قرار داده تا آمریکا را اول نشان دهد . در چنین شرایطی ما در المپیک شرکت می کنیم و بنا به گفته کارشناسان و مردم به یک شکست بزرگ دست پیدا می کنیم . به مردم کشور احساس حقارت دست داد و وقتی هادی ساعی مدال طلا را گرفت خیلی از بغض ها ترکید .ما حتی در ورزش سنتی مان نیز ناکام شده بودیم . طبیعی است که مثل گذشته چند جلسه در این مورد برگزار می شود و در نهایت بر می گردیم به سر خط اول و حتی مدعی می شوند که پیروز هم شده ایم . “کاروان ورزشی ایران در المپیک ناکام نبوده است!” دیروز خبری را از رادیو ورزش شنیدم که آقای علی آبادی در جلسه با فراکسیون ورزش مجلس مانند یک منتقد فرموده اند که ما باید به المپیک ساختاری نگاه کنیم باید سیاستهای سازنده پیش بگیریم باید برنامه ریزی بلند مدت کنیم و…. این سبک و سیاق ما در برخورد با مسائل است هیچگاه نمی خواهیم بپذیریم که مدیر باید برای این مسائل فکر کند برنامه ریزی کند و با نگاه نتیجه گرا پیشرفت و موفقیت کارش را با ارائه نتایج در معرض قضاوت بگذارد . اینکه بیائیم در آخر کار بجای پاسخگویی نقد کنیم فرار از مسئولیت است . یکی از دوستان که مدیر برنامه ریزی یک کارخانه تولیدی بود تعریف می کرد که یکروز به مدیر تولید گفتم خط یک خوابیده است خیلی با اطمینان و قیافه حق بجانب گفت آره خوابیده است گفتم خط دو هم خوابیده است با با همان حالت و قدری اظهار تاسف در لحنش گفت آره خوابیده است گفتم خط سه هم خوابیده است با با اعتماد بنفس و قیافه حق بجانب گفت آره میدانم خوابیده است و من دیگر نتوانستم طاقت بیاورم و گفتم برو خطها را راه بینداز یعنی چه تو هم حرفهای من را تکرار می کنی؟ مدیران ما باید بدانند که کسی که آش می خورد باید پای لرزش هم بنشیند باید بدانند که غنیمت را کسی می برد که جنگیده باشد . در این بازیها همانند خیلی از سازمانهایمان به جای آن که تیم مطرح باشد، اشخاص مورد توجه بودهاند. هیچکدام از ورزشکاران اعزامی دارای جانشین هم عرض خودشان نبوده اند . کادر مربیگری بجای ایجاد انسجام در تیم خودشان عامل تفرق بوده اند . یکی از علل این ناکامیها، این بوده که به لحاظ روحی و روانی تیمهای ما به هم ریخته بودند. یکی از مربیان کشتی قبل از بازیها می گفت من زیر نظر فلانی کار نمی کنم او هم زیر نظر من کار نمی کند دو تا “من” که هیچکدام حاضر نیستند یک مثقال هم کمتر باشند! نتیجه این می شود که دیدیم . عدم انسجام در کادر مدیریت باعث تفرق و تشتت در پرسنل می شود .در این بازیها فرافکنی را هم به حد اعلی دیدیم . مربی کشتی بعد از باخت معصومی گفت ایشان از مغزش استفاده نکرد و علاوه بر توهین خود را بی تقصیر جلوه داد . ما هنوز در خیلی از عرصه ها نمی خواهیم بپذیریم که منابع مالی و انسانی به تنهایی عامل موفقیت نیست و مدیریت صحیح لازم و ضروری است . فرافکنی بیماری اساسی در مدیریتهای ما است . چرا تولید کم شده است ؟ هوا گرم بود مواد اینطوری بود.کارگران با دلسوزی کار نمی کنند و…… بازیکنان خوب بازی نکردند و مرا پیر کردند و…..حافظه تاریخی ملت ما هم ضعیف است و می نشینیم به امید روزی که همه چیز از یاد میرود و دوباره روز از نو روزی از نو . ما باید بپذیریم که دیدگاه درستی حاکم بر ورزش ما نیست و نمی دانیم می خواهیم چکار کنیم استراتژی نداریم برنامه عملیاتی نداریم . زیر ساختهای لازم را نیز مسلما وقتی نمیدانیم به کجا می خواهیم برویم ایجاد نکرده ایم . گوته می گوید : در زندگی این را دریافته ام که در کجا ایستاده ام مهم نیست بلکه در کدام مسیر حرکت می کنم دارای اهمیت است . ورزش ما هیچ خط و ربطی با دیگر امور ما ندارد یعنی معلوم نیست در نگاه اجتماعی ما در کجاست در نگاه سیاسی ما در کجا قرار گرفته است و… ورزش یک بخش است که باید روابطش با دیگر بخشها تعریف شده و مشخص باشد . هدفها را نمی دانیم چیست .می گوییم آمدیم در المپیک تجربه کسب کنیم یا می خواستیم جوانگرایی کنیم . برای کی؟ برای کجا؟ باید تولید کنیم که بفروشیم باید بفروشیم تا سود بدست آوریم . باید این حلقه “برای چه” کامل شود .
گفته اند : فدراسیونها انسجام خود را حفظ کنند تا بزودی این نتایج به فراموشی سپرده شود! انسجام برای چه؟
یکی از مشکلات اساسی در ارزیابی عملکردهای مدیریتی در کشور ما اینستکه شاخص و معیارهای قابل اندازه گیری و مشخص نداریم و برای همین هر کس با متر خودش قدش را اندازه می گیرد و می گوید من قدم از همه بلند تر است .
فکر می کنیم با پول خرج کردن مدیریت را تمام کرده ایم و چون ۴۰ میلیارد خرج کرده ایم کار خودمان را کرده ایم و اگر نتیجه نگرفته ایم بابت کشک خوردن بازیکن است . بازیکن ما هم فکر می کند چون زور بازویش زیاد است نیازی به مربیگری ندارد . در سازمانها زیاد به اینمورد هم برخورد می کنیم طرف چون متخصص مکانیک است نیازی نمی بیند که تابع سیاستهای مدیر سازمان باشد . نبود انسجام لازم و مشخص نبودن جایگاه افراد در یک مجموعه باعث هرز رفتن نیروها و ناکامی می گردد .
از یک خبر: مدیر دومیدانی انگلیس تنها بخاطر این که یه مدال کمتر از برنامه گرفته، اخراج شد. انگلیس با کسب بهترین نتایج طی یکصد سال اخیر، در پکن چهارم شد، چیزی که در برآوردهای اولیه انگلیسی ها هم دیده نمی شد ، ولی حالا دیو کالینز تاوان کم مدال گرفتن دونده ها را داد و اخراج شد.
Posted in مديريت | ۳ Comments »