Archive for مهر, ۱۳۸۷

۳۷۷-سفر

دوشنبه, مهر ۸م, ۱۳۸۷

 یکی از مزایای سفرهای سازمانی اینستکه افراد در انجا فرصتی را دارند که خارج از محیط و جو سازمانی روابط جدیدی را برقرار کنند و با زوایای دیگر روحی و اخلاقی همدیگر که شاید در روابط درون سازمانی فرصتی برای بروز ان نیست آشنا می شوند . می گویند اگر یکی را می خواهی خوب بشناسی یا با او زیر یک سقف زندگی کن یا با او سفر برو . البته ما استاد پنهان کاری رفتاری و اخلاقی شده ایم و در همه موارد جواب نمی دهد . هیچوقت خودمان نیستیم .سفر یک فرصت بوجود می آورد ولی اینگونه نیست که این نسخه همیشه جواب دهد . بعضی ها خیلی در نقشهای خود فرو رفته اند و حس گرفته اند و براحتی از آن خارج نمی شوند . … بدرود تا برگشت از سفر .

۳۷۶- خاطره های مجسم

پنجشنبه, مهر ۴م, ۱۳۸۷

بعضی وقت ها برای اینکه بیاد گذشته ها بیفتیم یک بهانه لازم است . معمولا دیدن یک چیز می تواند ما را به گذشته ها ببرد . یک تابلو نقاشی خانه پدری ، یک بشقاب عتیقه گل قرمزی قدیمی ،یک فرش دستباف که مادر برای سرگرمی بافته است و… تعلق به اشیاء بیشتر به خاطر این حسی است که به ما دست می دهد و مار ابه گذشته می برد .یادگاری دادن و گرفتن زمانی خیلی رواج داشت . ولی الان دیگر کمتر کسی در فکر این است که گذشته را با یک شیئی به خاطر بیاورد . فضای خانه محل اطراق کوتاه مدت شبانه است . وسایل خانه هر چند وقت یکبار نو می شوند . تلویزیون با سریال ماه مبارک سر بزنگاه توالت خانه را یاد آور بوی پدر خانواده بیان می کند و…. یک بهانه هم برای این گریز از گذشته وجود دارد و آن اینکه به فردا بیندیشیم .گذ شته ها گذشته .ولی مگر می شود بدون خاطره زندگی کرد؟

۳۷۵-خبر موثق

چهارشنبه, مهر ۳م, ۱۳۸۷

یکی به شما با نیت دوستی بگوید که یکنفر می خواهد تا پایان هفته به شما آسیب جسمی برساند می گویید چه کسی است؟ می گوید فردی با دو چشم و دو گوش و…. !!! بنظر شما این فرد دوست شماست که خبری را ناقص می دهد ؟

                                             ssss.bmp