۳۸۷-سکوت
شنبه, آذر ۲۳م, ۱۳۸۷هر چه فکرش را می کنی باز می بینی که در اکثر مواقع سکوت بهتر از فریاد زدن است و ناگفته ها را با سکوت بهتر می توان فریاد کرد .
هر چه فکرش را می کنی باز می بینی که در اکثر مواقع سکوت بهتر از فریاد زدن است و ناگفته ها را با سکوت بهتر می توان فریاد کرد .
کارکنان و مدیران چشم بسته و ساکت هیچ وقت مطلوب و مناسب برای یک سازمان نیستند. باید در سازمان شرایطی فراهم شود که همه بتوانند براحتی صحبت و انتقاد کنند و نظرات خویش رابیان نمایند . حالا اگر شرایط هم فراهم بود و سازمان انتقاد پذیر. اگر فردی بجای اینکه بیاید رو در رو با مدیر انتقاداتش را مطرح کند فقط تعریف و تمجید نماید و پشت سر حرفهایش را بزند نامش چیست ؟ من که فکر می کنم این فرد صداقت سازمانی ندارد و بفکر منافع سازمان نیست و خر خویش را به جلو می راند . شما چه فکر می کنید؟
عید قربان بر شما مبارک باد
یکی می گفت در مورد میزان محبوبیت خودت در کارکنان نظر سنجی مخفیانه کن . فکر کردم چه نیازی به اینکار است . مگر می خواهم نماینده مجلس شوم و یا با رای گیری این پست را گرفته ام . نه اینکه نظر افراد برایم مهم نباشد ولی ما برای یک وظیفه در سازمان استخدام می شویم که باید ان را انجام دهیم و به مدیر بالاتر خود پاسخگو باشیم .محبوب شدن قاعدتا بمعنای خوب عمل کردن نیست . مدیران زیادی را دیده ایم که با بریز و بپاش محبوب شده اند ولی سازمان را به سراشیبی سقوط انداخته اند . به تعبییری محبوب شدن چه اسان مدیر شدن چه مشکل!
تعامل و مدارا بسیاری از اوقات در مدیریت لازم است . گاهی شاید لازم باشد حتی توقف کرد و منتظر شرایط مساعد برای اجرای یک طرح و ایده شد و حتی اگر لازم شد حتی باید گامی هم به عقب برداشت ولی همه اینها بالاخره یک حدی دارد .نباید از اصول اصلی و هدف نهایی دور بیفتی و حتی شاید لازم باشد برای حفظ اصول حتی با احتمال شکست مقطعی وارد گود شد .با دیدگاه خودت بازی کنی و ببازی بهتر از اینستکه با دیدگاه دیگران پا به میدان بگذاری و شکست بخوری.

بعضی مواقع شما در بحث و جدل علمی و کاری به جایی میرسی که عملا نمی توانی ادامه دهی .این موضوع نه بخاطر کم اوردن استدلال یا قوت بحث کردن توست بلکه برای اینستکه می فهمی طرف مقابلت اصلا دنبال بحث علمی و کاری نیست او می خواهد بهر طریق نگذارد آن کاری که تو اعتقاد داری انجام شود به درست و غلط بودنش هم کاری ندارد . حتی به زور هم شده متوسل می شود که حرف تو پیش نرود .در اینگونه مواقع دیگر بحث و گفتگو چاره ساز نیست و بعنوان یک روش متمدنانه باطل می شود .چه باید کرد؟!
“ای مردم! وفا, قرین راستی است, و من سپری نگاه دارنده تر از وفای به عهد سراغ ندارم و کسی که بداند بازگشتش چگونه است, مکر نمی کند. ما در زمانی واقع شده ایم که بیشتر مردم آن, نیرنگ را زیرکی پندارند و نادانان, ایشان را زیرک خوانند؛ چه سودی می برند این نیرنگ بازان؟ خدا ایشان را بکشد! شخص زیرک و کاردان (چون علی(ع)) راه حیله و چاره هر کار را می داند و سبب اینکه نیرنگ به کار نمی برد آن است که امر و نهی خدا مانع می شود, و با اینکه حیله و نیرنگ را دیده و دانسته و توانایی به کار بردن آن را دارد, ترک می کند, و کسی که در دین از هیچ گناهی باک ندارد, فرصت را از دست نداده در هر کاری به مکر و خدعه دست می یازد.”