Archive for دی, ۱۳۸۸

۴۲۳- چاپلوسی

سه شنبه, دی ۲۲م, ۱۳۸۸

دو تیپ افراد هستند که وقتی وارد سازمان می شوند با خودشان مسائل و مشکلات و حاشیه بهمراه می اورند یکی آنهایی که خیلی عجولند تا خودشان را نشان دهند و یکی انهایی که هیچ چیز در چنته ندارند و می خواهند با جو سازی و یار گیری و تصاحب کار دیگران و نفی آنچه دیگران قبلا کرده اند ‘ خودشان را مطرح کنند و جای پایی برای خود پیدا کنند . معمولا این افراد که توانایی زبانی و خود شیرینی را به حد مطلوب دارند سعی در این دارند که با پا گذاشتن روی دیگران برای خود جایی باز کنند . کارهایی را انجام می دهند که مدیر خوشش می اید حتی اگر از وظائف کاری اش نباشد . بدنبال گرفتن ردی و اثری از یک ایده و کار مثبت هستند تا فوری آن را به اسم خود به مدیر گزارش دهند و خود را عالم و مسلط بر امور نشان دهند. خیلی به انجام صحیح امور توجه ندارند بلکه دنبال انجام کار بنحوی هستند که بتوان روی آن تبلیغات کرد .

۴۲۲-دلتنگی

سه شنبه, دی ۱م, ۱۳۸۸

شبی که آواز نی تو شنیدم / چو آهوی تشنه پی تو دویدم

دوان دوان تا لب چشمه رسیدم / نشانه‌ای از نی و نغمه ندیدم

تو ای پری کجایی که رخ نمی‌نمایی / از آن بهشت پنهان دری نمی‌گشایی

من همه جا پی تو گشته‌ام / از مه و مهر نشان گرفته‌ام

بوی تو را ز گل شنیدم / دامن گل از آن گرفته‌ام

تو ای پری کجایی که رخ نمی‌نمایی / از آن بهشت پنهان دری نمی‌گشایی

دل من سرگشته توست / نفسم آغشته توست

به باغ رویاها چو گلت بویم / در آب و آیینه چو مهت جویم / تو ای پری کجایی؟

در این شب یلدا ز پی‌ات پویم / به خواب و بیداری سخنت گویم / تو ای پری کجایی؟

!

مه و ستاره درد من می‌دانند / که همچو من پی تو سرگردانند

شبی کنار چشمه پیدا شو / میان چشم من هویدا شو

تو ای پری کجایی که رخ نمی‌نمایی / از آن بهشت پنهان دری نمی‌گشایی