Archive for اسفند, ۱۳۸۸

۴۳۰- بهار يعني سال نو مبارك

شنبه, اسفند ۲۹م, ۱۳۸۸

براي خداحافظي پايان سال مراسم كوچكي برگزار كرديم . در بخشي از سخنراني اين جملات را كه در واپسين روزهاي اسفند نوشته بودم ، خواندم:

بهار يعني سلامي نو به ياران
بهار يعني نگاهي نو به باران
بهار يعني به جمع تيم خود اميد بخشيدن
بهار يعني به كار خود معناي نو دادن
بهار يعني نگاهي نو به اهداف
بهار يعني مروري نو به رفتار
بهار يعني پيوند رفتار به گفتار
بهار يعني تداوم در روشهاي خوب پر تكرار
بهار يعني بدانيم هر زمان دانه اي هستيم با اميد رويش
بهار يعني بدانيم هر مكان بستري داريم براي رشد و پويش
بهار يعني بدانيم هر زمان مي شود از نو آغاز كرد
بهار يعني بدانيم هر زمان مي شود تا اوج پرواز كرد

سال نو بر شما عزيزان مبارك باد

۴۲۹- بهار يعني….

سه شنبه, اسفند ۲۵م, ۱۳۸۸

بهار يعني ديدن رويش ز خاك مرده سرد زمستاني

بهار يعني شادي ديدار يك تغيير تكراري
بهار يعني نگاه پر اميد ما به آينده

بهار يعني سر بر آوردن ز خاك سرد تيره

بهار يعني نگاهي نو به آنچه مي شود تكرار هر ساله

بهار يعني تمرين تكرار زنده بودن

۴۲۸- تبليغات ضد تبليغ

شنبه, اسفند ۲۲م, ۱۳۸۸
چند وقت پيش تلويزيون تبليغي را نشان داد كه زن Ùˆ مردي محصولات شركتي را خريده بودند Ùˆ در چرخ دستي قرار دادند كه بچه شان هم بر آن سوار بود . چرخ دستي ناگهان براه افتاد Ùˆ مي رفت تا به خيابان Ùˆ زيرماشين برود Ùˆ مرد بدنبال چرخ تا آن را بگيرد Ùˆ همه در هراس اينكه Ú†Ù‡ بر سر بچه مي آيد ولي مرد كه به چرخ دستي رسيد محصولات شركت تبليغات كننده را از چرخ خريد برداشت Ùˆ نفس راحتي كشيد كه خطر رفع شده است . وقتي اخلاق را در سازمان كنار بگذاريم Ùˆ فقط به تجارت بينديشيم اينگونه مي شود كه مهر فرزند را هم قرباني مي كنيم تا محصولمان را بفروشيم . اخيرا سازمانها علاوه بر تاكيد بر اصول اخلاقي حاكم بر سازمانشان حتي بر كارهاي خيريه Ùˆ بنفع اجتماع تاكيد دارند . ريچارد برانسون ميلياردر يزرگ در كتاب “درنگ نكن انجامش بده ” مي گويد : به كسي صدمه نزنيد Ùˆ همواره به اين فكر كنيد كه Ú†Ù‡ كارهايي مي توانيد انجام دهيد تا به ديگران كمك كنيد .Ùˆ كارهاي خير انجام دهيد . براي فروختن رب Ùˆ مربا اصول اخلاقي را زير پا مي گذاريم . اين شركت چطور اين نابغه تبليغاتي را پيدا كرده كه برايش اين فيلم را ساخته ØŸ خدا آخر Ùˆ عاقبت ما را بخير كند .
 

 

۴۲۷-يك سوال مديريتي

شنبه, اسفند ۱۵م, ۱۳۸۸

   یکشنبه، ٩ اسفند ۱۳۸۸اگر امكان دارد بفرماييدآيا مي شود مدير در محل كار با پرسنل دوست باشد . تفريح بروند. مسافرت بروند و بازهم بتواند درست اعمال مديريت كندو ضمنا در صورت امكان در مورد صحبت هاي كه پشت سر ساير پرسنل در حضور مدير مي شود نيز مطالبي بنويسيد كه ايا مدير چه برخوردي با اين افراد داشته باشد.يعني بطوركلي نظر پرسنل در مورد نوع مديريت مدير چقدر بايد مهم باشد؟ممنون-علي
اين دوست گرامي سوالهايي پرسيده است كه در حد وسع جواب مي دهم: اصولا نوع روابط و حد آن بستگي به فرهنگ آن سازمان دارد و همچنين داشتن ظرفيت افراد در فهم مرزبندي و حد و حدود هاي في مابين . مسافرت رفتن يا بيرون رفتن با هم نمي تواند في انفسه منفي باشد و حتي بعضا بسيار مفيد و در راستاي ارتباطات مناسب است . خود من در يكي از كارخانجات كه بعنوان مدير كارخانه بودم برنامه ماهيانه گذاشته بودم و با مديران براي خوردن غدا به رستوراني در بيرون شهر مي رفتيم و در آنجا ضمن صرف غذا يكي از افراد خلاصه يك كتاب مديريتي را ارائه مي كرد در مورد آن بحث مي كرديم . شوخي و خنده هم داشتيم ولي جوكهاي غير متعارف و ناجور مسلما ردو بدل نمي شد . انجام برخي از تفريحات با پرسنل زير مجموعه كه مخالف عرف و اخلاق حاكم بر جامعه است هم مسلما زيانبار است و در مواقعي باعث دادن نقطه ضعف و عدم اقتدار مدير مي شود . يك مدير مي بايست با رفتارش به كاركنان درس بدهد وبراي آنها الگو باشد . اگر بنشيند و گوش كند تا افرادي پشت سر ديگران بد بگويند مسلما فرهنگ پشت سر ديگران حرف زدن را اشاعه د اده است .يكبار يكي از كاركنان آمده بود در مورد ديگري بدگويي كند گفتم چند دقيقه صبر كن تا بگويم خودش بيايد و سه نفري در اينمورد صحبت كنيم و اينگونه شد و ديگر اينكار تكرار نشد . عوض كردن مسير گفتگو و بحث در مورد كاري ديگر يكي ديگر از راهها است . آنچه براي يك مدير مهم است اينكه بتواند افراد زير مجموعه اش را در جهت اهداف سازماني همسو كند . اينكه بخواهن همه را راضي نگهدارد نشدني است . حتي الامكان سعي كند تا افراد را اقناع نمايد ولي هميشه نمي توان اينكار را انجام داد و همچنين براي همه . مسلما مخصوصا اگر سازمان بزرگ باشد ديدگاههاي مختلفي نسبت به مدير وجود دارد كه مشابه نيستند .كاركنان دقيقا نگاه مي كنند ببينند مدير چه سبكي دارد و متناسب خودشان را تطبيق مي دهند . اين تطابق يا در جهت كار كردن است يا كار نكردن! اگر ببينند افراد خبر چين ارج و قرب پيدا مي كنند مي روند دنبال خبرهاي راست و دروغ براي تقرب. و اگر از اين سبك ناراحت باشند روحيه كار را از دست مي دهند و مي دانند با كار به جايي نمي رسند . آنچه مهم است سبك مديريت بايد در جهت اهداف و منشور اخلاقي سازمان باشد .
:

۴۲۶- تلرانس آدمي

چهارشنبه, اسفند ۱۲م, ۱۳۸۸
چند روز پيش فیلم پادشاه عقرب ( اسکورپین کینگ ) را نگاه می کردم. فیلمی که داستانش مربوط به سه هزار سال قبل از میلاد مسیح بود.در یکی از صحنه ها داوین جانسون تا گردن بر خاک دفن شده بود و قرار بود مورچه های آتش زا سر وقت کله اش بروند که همراهش نجاتش داد. صحنه بسيار چندش اوري بود .يك اسكلت كله هم چند متر آنطرفتر بود و بعد از عمل را نشان مي داد . انسان چقدر وحشي مي شود ميرسد به حد اسفل السافلين كه منفي ترين حد وجودي انسان است.

 

۴۲۵- اهميت مشتريان داخلي

شنبه, اسفند ۸م, ۱۳۸۸

ايجاد يك تصوير خوب از سازمان در بيرون و رضايت كاركنان داخلي مي تواند روي فروش محصول يك سازمان موثر باشد . مقوله اي كه اكثرا از يكي از آنها غافل مي شويم كه بيشتر اين تغافل در مورد رضايت مشتريان داخلي ( كاركنان ) است .كتابي در مورد رازهاي موفقيت شركت استار باكس كه خورده فروش قهوه است و در اكثر كشورهاي جهان شعبه دارد را در مسير اصفهان مي خواندم خيلي بر كاركنان بعنوان نه مشتري كه شركا تاكيد كرده بودند بگونه اي كه كليه كاركنان كار را از آن خود مي دانستند . ما اگر خيلي نگرش باز پيدا كرده باشيم به مشتريان توجه مي كنيم ولي هنوز به كاركنان به شكل ابزار نگاه مي كنيم و توجهي به آنها نداريم . همه گونه امكانات براي مشتري فراهم مي كنيم ولي ابتدايي ترين امكانات را براي مشتريان داخلي خود ( كاركنان) دريغ مي كنيم . تا به اين موضوع بطور عملي توجه نكنيم مشكلات ما بر جا خواهد ماند و بحران آينده ما در سازمانها بحران نيروي انساني است .

۴۲۴- پنج ويزيت ØŒ پنج تجويز!

چهارشنبه, اسفند ۵م, ۱۳۸۸

چند ماه گذشته در گير تست و ازمايشات مربوط به قلب بودم . موضوع از تپش قلبي شروع شد كه بي ارتباط با مسائل كاري نبود . قبلا تست ورزش انجام داده بودم و قرار شد دستگاه مونيتورينگ همراه وصل كنم . يك روز با اين دستگاه فعاليت كرديم و ضربان قلبم ثبت شد . سه تا پزشك متخصص اين نتايج را نشان دادم .يكي قرص هاي آريتمي تجويز كرد يكي گفت بايد آنژيو گرافي كنم و يكي هم گفت مشكلي نداري برو حالشو ببر! هيچ چيز هم در اين مواقع مثل شك و ترديد نيست كه عين خوره به جان آدم مي افتد تا بداني چه خبر است . رفتم پيش يكي از دكترهاي تهران كه رييس بخش قلب يك بيمارستان معروف و خصوصي و استاد دانشگاه شهيد بهشتي است. ايشان هم گفت بهتر است سي تي آنژيو كنم كه البته مانند انژيو تهاجمي نيست . انجام داديم و فهميديم يكي از رگها كمي تا قسمتي

(mild moderate) گرفتگي دارد Ùˆ يكسري قرص مانند آسپرين Ùˆ متورول Ùˆ آترواستاتين تجويز كرد Ùˆ گفت اگر درد قفسه سينه در بالا رفتن از سربالايي احساس كردم بايد بروم براي انژيو گرافي .در كاوش بيماري در خود به خانم دكتري متخصص ديگر مراجعه كردم . فرمودند اصلا بيخود تجويز سي تي كرده اند شما اصلا مشكل عروق كرونري نداري Ùˆ با يك اكو مي شود مشكل را تشخيص داد Ùˆ ما را خواباند Ùˆ با دستگاه گوشه مطبش اكو فرمودند Ùˆ فرمودند كه دريچه ميترال قدري افتادگي دارد Ùˆ برخي از پالسهاي بي هوا Ùˆ نامرتب به اين علت است Ùˆ حتي لازم نيست كه اسپرين هم بخورم Ùˆ همان متورول كافي است . خلاصه ۵ دكتر با ۵ تجويز Ùˆ تشخيص ! عجب شير تو شيري است در اين جماعت پزشكان . خدا آخر Ùˆ عاقبت همه را بخير كند .