Archive for شهریور, ۱۳۸۹

مشاور مديريت

پنجشنبه, شهریور ۱۱م, ۱۳۸۹

مشاور مدیریت همراه با شما در یافتن راه حلها

tadbir-modiriat

۴۴۱- رشد متناسب سازمان

جمعه, شهریور ۵م, ۱۳۸۹

بزرگي فيزيكي يك سازمان يا سازه ضامن بقاي آن نيست . كشتي تايتانيك با ان همه بزرگي Ùˆ مجلل بودن وقتي دچار مشكل شد مهندس طراح كشتي كه خود نيز در كشتي بود با اعتماد بنفس مدعي شد كه جاي نگراني وجود ندارد Ùˆ اين كشتي اصلا به قايق نجات به تعداد مسافرين نياز ندارد چرا كه امكان ندارد غرق شود ولي ديديم كه كشتي با آنهمه ابهت Ùˆ بزرگي به زير آب رفت . سازمانهاي بزرگ هم با توجه به جثه بزرگي كه دارند بهمين شكل در معرض خطر بيشتري هستند چرا كه چالاكي كمتري دارند . يك سازمان در ابتداي تاسيس مانند يك طفل است Ùˆ روز به روز رشد مي كند اگر اين رشد صرفا در زمينه فيزيكي باشد طفل داراي جثه اي بزرگ مي شود . اگر يك بخش رشد بكند Ùˆ بخشي ديگر رشد نكند تناسب اندام بهم مي خورد Ùˆ طفل ناقص الجثه مي گردد . سازمانها هم بهمين شكل هستند اگر در بخشي اصول نوين مديريت بكار گرفته شود Ùˆ بخشي با روش سنتي اداره گردد همين عدم تعادل به چشم مي خورد . اگر بخشي سيستم مثلا خود كنترلي را پياده كند Ùˆ بخشي ديگر با روش كنترل كيفي Ùˆ ديدگاه پليسي بخواهد اداره شود تناقض در سازمان بوجود مي آيد Ùˆ سازمان ناقص الخلقه مي شود . كودك بايد متناسب با رشد جسماني رشد عقلاني هم داشته باشد . بايد مهارتهاي لازم براي مرحله چهار دست Ùˆ پا راه رفتن Ùˆ بعد راه رفتن Ùˆ بعد دويدن Ùˆ…. را همزمان با حصول اين تواناييهاي فيزيكي بدست آورد .اگر مغز افزار يك سازمان متناسب رشد نكند سازمان دچار مشكل مي گردد . با روشها Ùˆ مهارتهاي دوران انعقاد نطفه ( زمان پروژه) نمي توان در زمان بهره برداري مديريت كرد .در دوران پروژه بحث فراواني پول است كه سرمايه گذار به سازمان تزريق كرده است . روابط رابطه پيمانكار Ùˆ كار فرما است . رابطه قدرت Ùˆ اقتدار كارفرما است Ùˆ نياز Ùˆ دست زير سنگ بودن پيمانكار كه در هر حال بايد تاييد كار كردش را بگيرد Ùˆ هر رفتاري را تحمل مي كند . منابع انساني موضوع مهمي نيست . با يك شركت پيمانكار طرف هستيم كه تابع Ùˆ نيازمند ما است . مي توانيم در جلسات بر سرشان فرياد بزنيم . يك جوان ناظر تازه فارغ التحصيل مي تواند اشك مدير عامل يك شركت پيمانكار را در آورد Ùˆ صداي كسي هم در نيايد Ùˆ حتي تشويق هم بشود ولي در دوران بهره برداري اينطور نيست . ناظر نميتواند يك كنترلر كيفيت باشد نمي تواند يك اپراتور خود كنترل باشد . فضا تغيير كرده است . يكطرف مديرا Ù† سازمان هستند Ùˆ طرف ديگر كاركنان سازمان كه داراي رابطه اي يكطرفه مانند دوران پروژه نيستند . در مقابل رفتار ناشايست عكس العمل نشان مي دهند .اگر يك سرپرست بر سر كارگري فرياد بزند به منابع انساني شكايت مي برد Ùˆ… سازمان وارد دوراني ديگر شده است بايد توانمنديهاي ديگري را كسب كند . سازمان بايد مغزش هم بزرگ شود Ùˆ گرنه مي شود يك غول افسار گسيخته . بزرگ بودن فيزيكي يك سازمان در صورتي يك حسن است كه با استقرار سيستمهاي نوين مديريت Ùˆ روابط غير سنتي به چالاكي Ùˆ چابكي دست يافته باشد .صاحب سبك Ùˆ انديشه باشد . هر روزه همزمان با رشد فيزيكي Ùˆ افزايش توليد Ùˆ ظرفيت Ùˆ… به مهارتهايي دست يابد كه بتواند مشكلات خود را كه مشكلاتي غير از مشكلات سازمانهاي كوچك است را حل نمايد . با مغز كوچك دوران نوزادي يك موجود زنده نمي تواند دوران سخت بلوغ را پشت سر بگذارد . بچه شيرين زبان تازه راه افتاده كه بجاي تقويت قواي فكري Ùˆ تربيتي او فقط به تحسين Ùˆ به به Ùˆ Ú†Ù‡ Ú†Ù‡ كردن از او بپردازيم به يك نوجوان لوس Ùˆ خود خواه Ùˆ درس نخوان Ùˆ تنبل Ùˆ…. تبديل مي شود Ùˆ بعد بايد توي سر خود بزنيم كه نميدانيم Ú†Ù‡ شد اين بچه خيلي خوب بود در سن پنج سالگي اشعار حافظ را حفظ بود ولي الان در درس ادبياتش نمره صفر گرفته است Ùˆ… دغدغه هاي مديران سازمانها بايد متناسب با رشد سازمان تغيير نمايد .