Archive for آبان, ۱۳۸۹

۴۴۴- رابطه صنعت Ùˆ دانشگاه

یکشنبه, آبان ۲۳م, ۱۳۸۹

فرصتي پيش آمد تا به دعوت دفتر كارآفريني يكي از دانشگاههاي تهران بخشي از تجربه هاي مديريتي خود را براي دانشجويان رشته هاي مرتبط بيان كنم . بچه هايي كه با هزار اميد Ùˆ ارزو پا به دانشگاه گذاشته اند Ùˆ هنوز از قله آرزوها با كله به دره واقعيتها سرنگون نشده اند. اساتيد Ùˆ مسئولين دانتشگاههاي ما هنوز در قيد Ùˆ بند تيترها هستند Ùˆ آنهايي كه در صنعت جان كنده اند هم حتي اگر خودشان روزي پشت همين صندليهاي دانشگاه نشسته Ùˆ درس خوانده باشند چون دانش خود را به محك مشكلات Ùˆ واقعيتها زده اند براحتي دانشگاهيان را در جمع خود نمي پذيرند كه انها را تئوري خواناني دور از واقعيات مي دانند Ùˆ ظاهرا هيچكدام هم قصد ترك سنگرهاي خود را ندارند . چقدر لذتبخش از براي اين دانشجويان سخن گفتن Ùˆ ديدن اشتياق آنها براي شنيدن Ùˆ چقدر نگرانم براي آنها كه چند صباح ديگر مي ايند Ùˆ وارد يك وادي مي شوند كه مرد كهن مي خواهد خروج از آن Ùˆ جان به سلامت بردن . كار زاري كه آنها را از اوج ايده آلها Ùˆ حقيقتها Ùˆ زيباييها پرت مي كند درست وسط …..(صحنه!)
ErrooorTM.CoM| گروه اینترنتی ایران ویج ( ارور سابق )‌

۴۴۳- فرصتی برای تکرار خوبی ها نیست!

یکشنبه, آبان ۲۳م, ۱۳۸۹

با دوستان به کوه رفته بودیم Ùˆ در هوای دلپذیر کوهستانی Ùˆ سرشار از اکسیژن عهد کردیم Ú©Ù‡ این لذت را دوباره تکرار کنیم Ùˆ این فرصت دوباره پیش نیامد.با همسرم Ùˆ دخترها رفته بوديم قلعه رود خان ØŒ هرچند براي همه بالا رفتن تا خود قلعه سخت بود ولي رفتيم . ÙˆÚ†Ù‡ لذتي داشت! عهد كرديم حداقل ماهي يكبار دوباره اين كار را تكرار كنيم . … Ùˆ الان ۵ سال گذشته است Ùˆ هنوز فرصتي دست نداده است Ùˆ….. اينقدر اسير حاشيه هاي زندگي مي شويم كه يادمان ميرود هستيم تا زندگي كنيم . Ùˆ انقدر سر خود را شلوغ مي كنيم كه فرصت تجديد لذتها را هم بخود نميدهيم.