Archive for شهریور, ۱۳۹۰

۴۸۰-شعبده بازی!

چهارشنبه, شهریور ۱۶م, ۱۳۹۰

ساعت حدود ۱۰ شب بود Ú©Ù‡ بعد از سفر ۵ روزه به جنوب کشور به شهر وارد شدیم دنبال یک نانوایی بودیم Ú©Ù‡ باز باشد Ùˆ نان بگیریم (Ù¾.نه .Ù¾ میوه بخریم!) به یک نانوایی Ú©Ù‡ در حال پایین کشیدن کرکره اش بود برخوردیم روی میزش دو بسته نان بود.ماشین را Ù†Ú¯Ù‡ داشتم . در همین هنگام ماشین دیگری Ù†Ú¯Ù‡ داشت Ùˆ مردی سریعتر از من خود را به نانوایی رساند Ùˆ دو بسته نان را برداشت همزمان من همرسیدم با لبخند گفتم هر کدام یک بسته را ببریم بهتر نیست . نگاهی به من انداخت Ùˆ با حرص Ùˆ قاطعیت! پولش را بسمت نانوا دراز کرد Ùˆ راهش را گرفت Ùˆ رفت . یاد زمانهایی افتادم Ú©Ù‡ در صف نانوایی بودم Ùˆ وقتی نوبت بمن میرسید Ùˆ نان تمام Ù…ÛŒ شد نان باقیمانده را با فرد بدون نانی Ú©Ù‡ در صف بود قسمت Ù…ÛŒ کردم . … Ùˆ باز این سوال Ú©Ù‡ چرا اینقدر بی گذشت شده ایم Ùˆ نامهربان. واقعا این نکته از ذهنم گذشت Ú©Ù‡ از ماست Ú©Ù‡ بر ماست . خیلی برای مشکلات اجتماعی Ùˆ…. دنبال مقصر نگردیم قدری بخودمان نگاه کنیم .
یک سازمان بزرگ Ú©Ù‡ با سرمایه های بازنشستگان کشور بر پا شده است با طراحی غلط خطوط تولید Ùˆ طراحی غلط سیاست مالی Ùˆ فروش سنگ بنایی را Ù…ÛŒ گذارد Ú©Ù‡ همه این سرمایه گذاری را در معرض نابودی قرار Ù…ÛŒ دهد Ùˆ فرمانده این کشتی شکسته دن کیشوت وار فریاد پیروزی Ùˆ موفقیت سر Ù…ÛŒ دهد Ùˆ بدنبال ایجاد درگیریهای فرضی Ùˆ فرافکنی است . دستگاهی را خریده است Ú©Ù‡ مشابه آن را همزمان بخش خصوصی خریده است Ùˆ با ظرفیت ۴ برابر آنچه ایشان خریده است کار Ù…ÛŒ کند Ùˆ طبیعی است Ú©Ù‡ این دستگاه هیچگاه تولید سود ده نخواهد داشت ولی شکر خدا Ú©Ù‡ برای این شعبده بازان Ùˆ معرکه گیران بهانه برای پوشاندن این فاجعه فراوان است . از اتهام به سرمایه گذار Ú©Ù‡ تامین مالی نمیکند تا گران شدن حاملهای انرژی Ùˆ….

دریاچه ارومیه موضوع روز است .مجموعه ای از تصمیمات در طی سالیان گذشته شده این وضعیتی که الان این دریاچه داردو نمی شود روی یک فرد یا یک اقدام انگشت گذاشت . مجموعه ای از تصمیمات غلط و درست سرنوشت یک دریاچه یک شهر یا یک سازمان را رقم میزند و جالب اینجاست که هیچگاه هم هیچکدامشان پاسخگو نیستند .

۴۷۹- چرا نامهربانی با هم!

سه شنبه, شهریور ۸م, ۱۳۹۰

۱-یکی از بانکهایی Ú©Ù‡ خصوصی نشده است بانک (ت) است . دیروز برای نقد کردن یک Ú†Ú© Ùˆ خواباندن آن به حسابم به شعبه ای Ú©Ù‡ حساب دارم رفتم . Ú†Ú© را گرفتند Ú©Ù‡ موجودی را کنترل کنند گفتند این Ú†Ú© فراگیر هست ولی اصل حساب فراگیر نیست Ùˆ باید بهمان شعبه صادر کننده مراجعه کنید . رفتم به ان شعبه با سلام Ùˆ صبح بخیر گفتنی به رییس شعبه Ùˆ کارمند مربوطه! مسئول باجه گفت موجودی ندارند گفتم بهر حال فرد معتبری است تماسی با او بگیرید Ùˆ یاد اوری کنید. من شماره اش را ندارم . گفتند اینکار ا نمی کنیم بروید بعدا بیایید . گفتم اینکارر ا نمیکنم Ùˆ منتظر Ù…ÛŒ شوم تا Ú†Ú© را نقد کنم . مشغول گرفتن شماره برای پیدا کردن صادر کننده Ú†Ú© Ùˆ اطلاع به او شدم .در این حین رییس شعبه هم مشغول چند تلفن شد . صاحب حساب گفت با رییس شعبه هماهنگ کرده ام اعتباری Ú†Ú© را پاس کند . رفتم سراغ رییس شعبه .ایشان با لحن بی ادبانه ای از من خواست تا منتظر آمدن صاحب حساب Ùˆ تکمیل حسابش بمانم به ایشان اعتراض کردم Ùˆ گفتم Ú©Ù‡ ایشان حق اینگونه صحبت کردن با من را ندارد Ùˆ بحثمان بالا گرفت . گفتم Ú†Ú© را اگر پاس نمیکنید برگشت بزنید از اینکار هم امتناع کردند Ù…ÛŒ دانستم Ú©Ù‡ چنین کاری را هم جرات ندارد بکند ….. بالاخره اعتباری Ú†Ú© را پاس کرد . به بازرسی بانک مربوطه زنگ زدم Ùˆ خواهان رسیدگی موضوع Ùˆ برخورد با این مدیر بی تربیت شدم . کسی Ú©Ù‡ با من صحبت کرد هم دلش از این مدیران شعب Ú©Ù‡ برخورد با مشتری را نمی دانند پر بود Ùˆ قول رسیدگی داد . Ù…ÛŒ گفت تا پشت میز ریاست Ù…ÛŒ نشینند رفتارشان عوض Ù…ÛŒ شود . با چند تا از همکاران هم صحبت کردم برخوردهای مشابهی را از کارکنان شعب دیگر این بانک دیده بودند . اشکال اصلی البته در نوع مالکیت بانک است . وقتی بانک دولتی است پرسنل آن Ùˆ مدیرش دل نمیسوزانند . بانکهای خصوصی بجای خود بانکهای دولتی Ú©Ù‡ اخیرا خصوصی شده اند در رفتار کارکنانشان تغییر زیادی ایجاد شده است Ùˆ مشتری مدارتر شده اند .حالا شاید اینقدر از این برخوردها Ùˆ بدتر از آن در جامعه زیاد شده است Ú©Ù‡ تاکید روی این رفتار شاید  ایده الیستی باشد ولی واقعا فکر کنید Ú©Ù‡ Ú†Ù‡ کار خلافی از من من نوعی سر زده است Ú†Ú©ÛŒ دارم رفته ام بعنوان یک شهر وند از بانک نقد کنم با لبخند Ùˆ سلام وارد شعبه شده ام Ùˆ با عصبانیت Ùˆ اعصاب خراب خارج شده ام . کجای کارمان عیب دارد . صبح با آرامش Ùˆ لبخند از خانه خارج Ù…ÛŒ شویم تا به محل کار Ù…ÛŒ رسیم از نوع رانندگی همشهرینمان اعصابمان بهم Ù…ÛŒ ریزد تا به محل کار برسیم . هر Ú†Ù‡ دق دلی داریم را Ù…ÛŒ خواهیم سر اولین نفری Ú©Ù‡ با او برخورد Ù…ÛŒ کنیم خالی کنیم . فحش Ù…ÛŒ دهیم .بوق ناهنجار Ù…ÛŒ زنیم Ùˆ ارامش را بهم Ù…ÛŒ ریزیم .
۲-راستی یک نکته را بد نیست اشاره کنم . اینجا همانطور Ú©Ù‡ از نامش مشخص است محل نوشتن برخی از خاطرات Ùˆ دلمشغولیهای من است . من اینجا به کسی درس مدیریت نمی دهم یا ادعای مطرح کردن مباحث مدیریتی کلاسیک را ندارم .این را گفتم Ú©Ù‡ گفته باشم!!!! Ùˆ خیال بعضی ها هم راحت شود !!
۳-از طریق دنیای مجازی اینترنت Ùˆ سایت Ùˆ وبلاگ با خیلی ها اشنا شدم .آشنایی با بیشتر آنها برای من خوشحال کننده بوده است Ùˆ هست ولی یکی از انها Ú©Ù‡ اشنایی مجازی به اشنایی واقعی تبدیل شد دیدم Ú©Ù‡ یک غول خود را فرشته نمایانده بود ! کاش این ادمها همانطور مجازی بمانند ! این دو دنیا را با معیارهای خاص مختص بخودشان با هم قاطی کنیم !!
۴- تا نگاه Ù…ÛŒ Ú©Ù†ÛŒ وقت رفتن است…. ناگهان چقدر زود دیر Ù…ÛŒ شود “قیصر امین پور”

عید سعید فطر را به همه دوستان گرامی تبریک عرض می کنم و لحظات زیبایی را برایتان ارزومندم
.