Archive for اسفند, ۱۳۹۰

۴۹۲- تقلب در جايزه!!!

سه شنبه, اسفند ۹م, ۱۳۹۰

اين چند روز اول ماه اسفند روزهاي تغيير و دگرگوني براي من بود كه در وقت مناسب در مورد ان صحبت مي كنم . هميشه كار وجود دارد و انهم مسائل و درگيريها و چالشهاي مخصوص بخود را دارد و در همه جا هم معمولا اينها همه بنوعي مشابه است ولي انچه از همه اين مشكلات و درگيريها و چالشها مي ماند آن كارهايي است كه انجام شده است و روابطي است كه با ديگران ايجاد شده است . هيچكس نمي تواند بگويد كه در همه حال توانسته است روابط مثبت با همه ايجاد كند . هر تغيير و دگرگوني و حركتي بهر حال موافق و مخالف خود را دارد .بعضي مخالفتها بر مبناي منافعي است كه بخطر افتاده است يا تصور خطر ي است كه در اذهان بوجود امده است يا عدم درك درست يك عمل در انزمان خاص است ولي آنچه مسلم است اينكه زمان بهترين قاضي است براي همه اعمال و كرده هايي كه داشته ايم . و در اين گذشت زمان است كه براي خيلي از همين مخالفان اصالت رفتارها اشكار مي شود .

 روز يكشنبه براي شركت در مراسم نهمين دوره جايزه ملي بهره وري Ùˆ تعالي سازماني راهي تهران Ùˆ سالن همايشهاي صدا Ùˆ سيما شدم . نتيجه ارزيابي روز يازدهم بهمن ماه شركت مشخص شده بود Ùˆ قرار بود در اين روز تقدير نامه دو ستاره به شركت اهدا گردد . تقدير نامه اي كه قرعه دريافت ان كه حاصل تلاش همه همكاران عزيز از مدير عامل محترم Ùˆ كليه مديران Ùˆ روسا Ùˆ …. در سازمان بود  بنام من افتاد Ùˆ تقدير نامه توسط  وزير صنعت Ùˆ تجارت Ùˆ…. ( اينقدر اسم اين وزارتخانه دراز Ùˆ بلند شده است يادم رفت كه Ú†Ù‡ هست! ) داده شد . بعد از وزير يكي از بزرگان صنعت در بخش خصوصي جناب اقاي محسن خليلي ايستاده بود Ùˆ براي من لذت بخش ترين بخش آن همين دست دادن با ايشان Ùˆ چند كلام كوتاهي بود كه ردو بدل شد ØŒ او كه قبل از اين مراسم اهدا در سخناني كه بسختي بيان مي كرد Ùˆ حضار را ” گلهاي من ” خطاب مي كرد همه را بشعف اورد . چقدر دوست داشتم در همان روي صحنه صورت ايشان را مي بوسيدم كه از كار افرينان مطرح بخش خصوصي در كشور هستند . كساني كه شايد ديگر با رفتن انها كساني را جايگزينشان نداشته باشيم . كساني كه بمفهوم واقعي كلمه كار آفرينند . شايد خيليها باشند كه صاحب كارخانه هستند Ùˆ بيشتر از اينها هم دارند ولي هيچكدام را خودشان نساخته اند ولي امثال ايشان يا آقاي تحصيلي شيبه يا اقاي مهندس موسوي فومن شيمي يا اقاي ابراهيمي دايتي  كساني هستند كه آجر به اجر شركتهاي خود را خودشان  روي هم گذاشته اندو …. ارزو مي كنم اينها كه در اينمورد تنها نيستند Ùˆ ليست آنها بيشتر از اين است كه من اشاره كردم تا هستند مورد توجه Ùˆ قدرداني قرار گيرند تا الگوهاي كارافريني در كشور شوند در شرايطي كه همه بدنبال  دلالي Ùˆ كسب مال در كوتاهترين زمان ممكن از هر طريقي هستند وجود اينها نعمت است . همه اينها شايد از نظر اصول مديريتي از يك الگوي خاص تبعيت نكنند Ùˆ هر كدام سبك خاص خودشان را داشته باشند كه شايد با الگوهاي رايج Ùˆ شناخته شده مديريت همخواني نداشته باشد  ولي در يك اصل مشترك هستند Ùˆ ان كار افريني است كه قاعدتا نبايد قاعده مند باشد! چند روز قبل با يكي از اين عزيزان كار آفرين كه در دهه ۴۰ از بنيانگذاران صنعت در اين كشور بود تلفني صحبت مي كردم زنگ زده بودم  براي اينكه جوياي حالش باشم بعد از عملي كه انجام داده بود صداي خسته اش كه ناشي از مشكلات مبتلابه صنعت بود دلم را بدرد اورد . صنعتي كه اينان با ان زندگي كرده اند Ùˆ… وزير صنايع در سخنانش با اشاره به سخنان معاون خود كه قبل از ايشان سخنراني كرد Ùˆ گفت كه  الگوهاي تعالي ØŒ غربي هستند Ùˆ بايد بومي سازي شوند به اين نكته اشاره كرد كه در اين امور كه به تكنولوژي مرتبط هستند نبايد خيلي اصرار به بومي سازي كنيم چراكه اين مقولات در همه جا يكسان هستند .

يكي از وجوه اصلي اين الگو رشد متوازن در همه فر ايندها در سازمان است نكته اي كه شايد عدم توجه به ان در سازمانها Ùˆ حتي در توانمنديهاي شخصي باعث بروز مشكلات عديده اي شده است Ùˆ مي شود . توسعه نامتوازن مي شود يك موجود زنده با اندام نامتناسب كه عملا هيچكدام كارايي ندارند Ùˆ اين موجود زنده بدون فعاليت موثر انقدر بدر Ùˆ ديوار ميزند تا بميرد ! يكي از اشتباهاتي كه متاسفانه خانواده ها مي كنند تاكيد بيش از حدي است كه بر رشد تحصيلي فرزندانشان دارند بدون توجه به رشد توانمنديهاي ديگر انها مانند اداب معاشرت ØŒ تعامل با مردم ØŒ هنر ØŒ ورزش Ùˆ…. كه عملا باعث مي شوند فرزندانشان در مواجهه با كوچكترين مشكلات واقعي زندگي در هم بريزند ! سازماني كه به كيفيت محصول توجه مي كند بايد به كيفيت رفتار با مشتري خود هم توجه كند Ú†Ù‡ مشتري خارجي Ú†Ù‡ مشتري داخلي ( كاركنان) بايد به كيفيت برخورد انتظاماتش با ارباب رجوع توجه كند بايد به نوع تعامل روابط عمومي اش با بيرون Ùˆ داخل سازمان توجه كند . سازماني كه بر روابط ناصحيح مديران Ùˆ كاركنان بنا شده است نمي تواند يك سازمان صادر كننده نمونه باشد مگر اينكه در اينكار تقلب كند ! …. اگر به اين الگوها Ú†Ù‡ دست نخورده Ùˆ Ú†Ù‡ بومي شده براستي عمل شود Ùˆ همه در سازمانها بدرستي به اصول ان عمل كنند مسلما نتايج مثبت ان در همه عرصه ها نمايان خواهد شد .