Archive for فروردین, ۱۳۹۱

۴۹۴-متحول كردن تيم كار مشكلي است!!!

چهارشنبه, فروردین ۳۰م, ۱۳۹۱

تيمي كار كردن را همه در شعار مد نظر داريم و در عمل هم بعضا تلاش براي انجامش داريم ولي طبيعي است كه يك تفكر كار انفرادي را بدون تلاش و زحمت نمي توان تغيير داد . ما كلا ميل به كار فردي داريم و اگر بحال خود رها شويم به اصل خود بر مي گرديم . كار تيمي يك فر ايندي است كه مي بايست در همه حال عارضه يابي شود و مشكلات آن بر طرف گردد . اين مشكلات مي تواند به نحوه ارتباط افراد با هم و يا چگونگي تقسيم كار و نوع ساختار تيم مربوط باشد يا به خصلت افراد تيم كه شايد رفع ان بسيار سخت تر از مشكلات ساختاري و ارتباطي باشد . در اين مقوله هم ما مشكلات فرهنگي خاص خود را داريم . ما خيلي گرفتار تعارف و رو د روايسي هستيم و حرف خود را راحت بر زبان نمي اوريم . هزار بيراهه مي رويم تا سخن از راه اصلي نزنيم! گاهي براي زدن حرف خود دنبال يك واسطه مي گرديم يا با گوشه و كنايه منظور خود را بيان مي كنيم و يكراست نمي رويم سر اصل مطلب! با اين روشها نمي توان در خصوصيات افراد تيم تحول ايجاد كرد و اصلاحات لازم را انجام داد . در اين مقوله بايد روراست بود و شايد بهتر است بگويم كه بايد بيرحم بود و زخم را هر چند سوزش شديد هم داشته باشد ضد عفوني كرد . عملكرد بايد واضح بيان شود و اشكالات كار هم بطور مشخص توضيح داده شود و اينكه اين اشكالات چه مضراتي را براي خود شخص و تيم دارد و در صورت تكرار خطا بايد دوباره تكرار كرد و گفتن را ادامه داد! حقيقت تلخ است ولي باعث ناراحتي طرف مقابل هم مي شود ولي بگذاريد كه بشود بالاخره اشكال بايد اشكار و حل شود و تنها راه تغيير افراد اينستكه صريح صريح صريح اشكالاتشان را بگوييد و اينكه اگر خود را اصلاح نكنند در تيم جايي ندارند و اين بنفع همه است !

۴۹۳-نوروزنامه

سه شنبه, فروردین ۸م, ۱۳۹۱

سال نو می شود 

 
 
 

زمین نفسی دوباره می کشد.

برگ ها به رنگ در می آیند و

گل ها لبخند می زند

و پرنده های زيبا بر می گردند و

دراین رویش سبز دوباره…من…تو…ما

 

 
 
 
 

کجا ایستاده اییم.سهم ما چیست؟..نقش ما چیست؟…پیوند ما در دوباره شدن با کیست؟

زمین سلامت می کنیم و ابرها درودتان باد وچون همیشه امیدوار …
سال نو مبارك ،با آرزوي بهترين شادباشها.
 
 
 

 
 
 
 

همه ساله براي سال نو مطلبي جديد مي نوشتم . مطلبي كه سخن از نو شدن داشت و بهر حال به بهار و گل و سبزي اشارت داشت . هر چه بود سخني بود مكتوب . در زمانه اي كه سخن چه مكتوب و چه نانوشته اعتبار خود را از دست داده است و هر كلامي از دهانها خارج مي شود و به صحت و درستي ان توجهي نمي شود و رابطه اي هم با انچه در قلبها است ندارد چه اهميت دارد سخن گفتن؟ و اصلا چه كسي به اين سخنها اعتماد دارد ؟ زماني اعتبار مرد به سخن و كلامش بود و اعتبار كلام و سخن به مرد! اگراز هر زباني كلامي جاري شود كه همراه با صحت نباشد كسي ديگر به اين كلامها توجه ندارد . درزبان قربان و صدقه هم رفتن و در خفا كار دگر كردن ! شايد تنها ارزويي كه يتوانم براي همگان داشته باشم اينكه دوباره برگرديم به روزهاي خوب يكي بودن حرف و كلام ، كلامي كه از دل برخيزد و لاجرم بر دل هم نشيند.
گرفتن Ùˆ دادن عيدي رسمي است كه در اين روزها گرم مي شود . هر چند اين رسم هم خيلي به قشنگي قديم نيست انزماني كه يك تخم مرغ رنگ شده عيدي مي گرفتيم Ùˆ بزرگترين لذت دنيا را مي برديم .ولي اين لذت را امسال دوباره حس كردم وقتي تمام اندوخته طلا Ùˆ… در يك بسته در كمد از چشمان دزد دور ماند يا چشمان او بروي ان بسته ماند در شرايطي كه همه كمدهاي خانه شخم زده شده بودند ! Ùˆ ما يك عيدي بزرگ گرفتيم . هر كس شنيد گفت مال حلال بوده است Ùˆ اينكه اين عيدي خداوند بما بوده است .
برف سنگيني روز ۲۷ اسفند در رشت بر زمين نشست . با همسرم خواستيم برويم براي قدري خريد لازم ! ديديم بردن ماشين دردسر است Ùˆ در اين سنگيني برف فقط احتمال گير كردن Ùˆ تصادف را افزايش مي دهد . راه افتاديم كه با تاكسي برويم . تلفني ها ماشين نداشتند در اينگونه مواقع سرويس دهي ضعيف تر مي شود . رانندگان ترجيح مي دهند بروند خانه Ùˆ گرفتار راه بندان خيابان Ùˆ سرسره بازي نشوند .البته اينجا كه كمتر با برف خو گرفته اند اينمورد مشهود تر است . نا اميد كنار خيابان ايستاده بوديم كه جواني با سمندش ترمز زد Ùˆ گفت كه مسافر كش نيست Ùˆ از تهران براي تعطيلات به زادگاهش امده است Ùˆ حوصله اش در خانه سر رفته است Ùˆ مي خواهد گشتي در خيابان بزند Ùˆ ما را هم هر جا بخواهيم ميرساند Ùˆ ما را برد تا مقصدمان! دانش اموخته عمران بود از دانشگاه ازاد قزوين Ùˆ در انتهاي سال كهنه ،محبت به هموطن را در دلمان تازه كرد.
گرد Ùˆ غبار چند روزه در جنوب كشور فروكش كرده بود Ùˆ خيلي ما را ازار نداد .بلايي كه اين چند ساله بر كشور نازل مي شود Ùˆ هيچ راهكاري هم براي رفع آن يافته نشده است . رانندگي در جاده ها در شب واقعا غير ايمن Ùˆ خطرناك است . علامت گذاري Ùˆ راهنمايي در بدترين شكل وجود دا رد . راهنمايي Ùˆ رانندگي ما فقط با جريمه هاي سنگين حضور خود را به رخ مردم مي كشد . چاله Ùˆ چوله هاي فراوان حتي در اتوبانها ØŒ دور هاي غير استاندارد ØŒ عدم استتفاده از علائم چشمك زن Ùˆ كلا علائمي كه در شب خيلي سريع بتواند هشدار لازم را به راننده بدهد Ùˆ بتواند بموقع تصميم گيري كند . شلوغي خيابانها Ùˆ مغازه هاي فروش خوراكي در ساعات سه Ùˆ چهار صبح در اهواز از ديدني هاي سفر بود . همچنين كورسهاي خطرناك جوانان در خيابانهاي شلوغ شهر . فرصتي شد تا به ديدار يكي از اقوام نسل دوم برويم .يك خانواده گرم Ùˆ صميمي Ùˆ با احساس. نسل دوم يعني : عمه زاده ØŒ خاله زا، عموزا Ùˆ دائي زاده Ùˆ….اتوبان انديمشك خرم اباد با اطمينان از اينكه تابلوي ۱۲۰ كيلومتر را ديده ايم Ùˆ عموما هم سرعت مجاز در اتوبانها ۱۲۰ است همسرم با ۱۱۶ كيلومتر رانندگي ميكرد كه مامور جلويمان را گرفت Ùˆ بعلت ۶ كيلومتر ناقابل Ùˆ كلي منت بابت اينكه حداقل را نوشته است Ùˆ نمره منفي نداده است ۴۰ هزار تومان جريمه كرد هر چقدر گفتيم كه سرعت مجاز ۱۲۰ است گفت اگر بود من جريمه شما را مي دهم حالا كي بايد برود ثابت كند؟ كنترل حس قدرت بيشتري بما ميدهد تا راهنمايي !بعدا فهميديم جريمه همان بوده است كه مامور انجام داده است Ùˆ بقيه اش منت گذاشتن بيخودي بوده است .ايندفعه كه نوبت رانندگي كمتر بمن رسيد . دختر بزرگه هم حدود ۳۵۰ كيلومتر سهم خودش را رانندگي كرد !
 

 

 

 
سر ساختمان نوساز داشتم يك سري از حساب كتابها را با معمار مرور مي كردم محاسبه متراژ سيمان كاري بود بصورت ذهني Ùˆ در جايي از بحث سر نحوه محاسبه يك اختلاف برداشت بوجود امد كه بالاخره با توضيحات حل شد . كارگر افغاني كه شاهد بحث بود گفت تو هم مثل من سواد نداري !ØŸ ماندم Ú†Ù‡ بگويم فكر كردم بگذاردر انديشه خود بماند گفتم آره ندارم ولي تو از كجا فهميدي گفت آخه با معمار بحث مي كردي ! در ذهنيت خودش معمار شاخص شده بود Ùˆ من كه قدري با او اختلاف برداشت داشتم با اين شاخص بيسواد بودم!!! بنده خدا را چند روز بعدش بجرم اتمام مدت اعتبار اقامتش دستگير Ùˆ به افغانستان برگرداندند تا با گرفتن ويزاي كار برگردند .هر چند حضور انها تبعات منفي هم داشته است ولي در ساخت Ùˆ ساز واقعا به ما خدمت كرده اند …