Archive for مرداد, ۱۳۹۱

۵۰۰-شخصیت جمعی( بخش سوم)

پنجشنبه, مرداد ۵م, ۱۳۹۱

چیزی که به ارتباط بین افراد کمک می کند اینستکه اطرافیانمان بدانند که به آنها نیاز داریم. شرط اول ایجاد یک سیستم مبتنی بر کار تیمی در سازمان اینستکه افراد تیم بدانند که به همدیگر نیازمندند. مدیر یک سازمان باید بتواند این احساس را با بیان شفاف در اعضای تیم بوجود آورد که به یاری آنها نیازمند است. آنهایی که خود را بی نیاز یاری دیگران می دانند و خود را کاملترین حس می کنند اصلا نمی توانند کار تیمی کنند . انسانها نیاز دارند که کمک کنند ! دیده اید که وقتی از کسی آدرس میپرسید در اکثر مواقع طرف شما با چه ذوقی پاسخ شما را  میدهد  .عید سال گذشته از بروجرد رد می شدیم از دو چرخه سواری در حال حرکت مسیر خروج از شهر و جاده خرم اباد را پرسیدیم .چنان با وجد و علاقه در همان حال دوچرخه سواری به پاسخگویی پرداخت که نزدیک بود سرنگون شود . این احساس انسانها را و اطرافیانمان را احترام بگذاریم . هیچ چیز بیاد ماندنی تر از ایجاد یک حس زیبا نیست که کسی در ما بوجود اورده است. با خیلی ها روبرو می شویم ،صحبت می کنیم ، کار برایمان انجام می دهند ، کار برایشان انجام می دهیم و بعد همه از یادمان میروند . کسانی در اندیشه ما جا می گیرند که حسی زیبا را در ما بیدار کرده اند . اینها بخشی از خاطرات ما می شوند . وقتی برای یک کار مثبت کسی را تشویق می کنید نه با پول که با جمله ای صمیمانه و لبخندی واقعی بگونه ای که او باور می کند شما قدر دانش هستید در او حس مهم بودن و تاثیر گذار بودن را ایجاد می کنید و این حس و امید تکرار دوباره اش راز ماندگاری روحیه انجام کار های مثبت در افراد است . وقتی شما با کارکنان و یا کلا اطرافیانتان از آنچه می تواند باشد سخن می گویید در او حس بهتر شدن را بوجود می آورید و حس تحقیر و سرکوفت بخاطر آنچه هست را از او دور می کنید . همه ما مجموعه ای از رفتارهای غلط و درست را بهمراه داریم ! پست سازمانی نباید این احساس را در ما بوجود اورد که ماقضاوت کننده همه اطرافینمان هستیم و هیچکس حق ندارد در مورد ما قضاوت کند . یاد بگیریم از جلد قاضی و مجری قانون خارج شویم و اشتباهات دیگران را بگذاریم و بگذریم .