Archive for اسفند, ۱۳۹۱

۵۰۴-سال نو قصه نو

پنجشنبه, اسفند ۲۴م, ۱۳۹۱
قصه سال ۹۱ هم به سر رسید Ùˆ بعضی ها به خونه شان نرسیدند! Ùˆ خیلی ها هم رسیدند Ùˆ نشستند Ùˆ پایشان را هم دراز کردند Ùˆ دمی آسودند . انسان همیشه در تلاش Ùˆ حرکت است Ùˆ برای یک انسان با هدف Ùˆ پر تلاش هیچگاه رسیدنی در کار نیست ! همیشه رفتن است Ùˆ رفتن Ùˆ هیچگاه نرسیدن .خیلی دوست Ù…ÛŒ داشتم Ù…ÛŒ توانستم بیشتر بنویسم ولی نشد ! ….Ùˆ نمی شود ! اگر بخواهم در این زمینه به خودم نمره بدهم حتما تک رقمی است ! در سال ۹۱ Ú©Ù… نوشتم Ùˆ Ú©Ù… حرف زدم ! سال ۹۱ سال خوبی از نظر کاری برای من بود. خوب ØŸ یعنی چی؟ سال خوبی کلا برای صنعت نبود . ولی خوب Ùˆ بد نسبی است . یا Ù…ÛŒ شود در یک زمینه بگوییم خوب Ùˆ در زمینه ای دیگر بد .یک چیز هایی است Ú©Ù‡ در اوج خستگی ها خستگی را از تن ادم در Ù…ÛŒ اورد . یکی دو هفته پیش داشتم توی کارخانه قدم میزدم هر چند هوای سردی کلا امسال نداشتیم ولی بهر حال نسبتا سرد بود چشمم خورد به بوته های Ú¯Ù„ رز باغچه های محوطه Ùˆ Ú¯Ù„ رزی Ú©Ù‡ با نشاط قد کشیده بود Ùˆ گرمای زندگی را در ان سرما فریاد Ù…ÛŒ زد ! مواقعی هست Ú©Ù‡ شرایطی پیش Ù…ÛŒ اید Ùˆ احساس Ù…ÛŒ Ú©Ù†ÛŒ مهر تاییدی محکم کوبیده Ù…ÛŒ شود بر کارهایی Ú©Ù‡ کرده ای Ùˆ کارهایی Ú©Ù‡ نکرده ای Ùˆ این خودش Ù…ÛŒ شود یک لذت! مواقعی Ú©Ù‡ سرت را بالا میگیری Ùˆ Ù…ÛŒ بینی یک مراحلی از زندگیت را گذراندی Ùˆ سر افکنده نشدی ! Ù…ÛŒ بینی Ú©Ù‡ اگر پایبند یک سری ارزش ها بوده ای برای این ارزشها خریدار بازاری هنوز هست .Ùˆ از این لحاظ خوب بود Ú©Ù‡ خستگی کارهای گذشته ازتنم در رفت !سال ۹۱ Ù…ÛŒ خواستم جلد دوم کتاب خاطرات یک مدیر را چاپ کنم Ú©Ù‡ نشد دستنوشته اش همچنان در کشو خاک Ù…ÛŒ خورد.دو روز پیش رفتم پیش ناشر Ú©Ù‡ استارت کار را بزنم گفت دست Ù†Ú¯Ù‡ دار تا بعد از انتخابات …در زمان انتخابات کمبود کاغذ میشود Ùˆ ارشاد هم سرش شلوغ است یکدفعه کتاب میرود Ú¯Ù… Ù…ÛŒ شود! …Ú¯Ù… …. راستی خوب است یک وقتهایی آدم Ú¯Ù… بشود!یک سری رابطه ها را قطع کند Ùˆ برود توی غار .بنشیند دور از قیل Ùˆ قالها نگاه کند به رابطه هایی Ú©Ù‡ حالا خودش در آن نقشی ندارد ….. Ùˆ تعیین جایگاه مجدد کند برای خودش !خارج شدن از بازیهایی Ú©Ù‡ قوانین آن را نمیدانی …درسته Ú©Ù‡ بازی اشکنک داره ولی برخی از بازیها ماهیتش مار Ùˆ پله ای است . تا میروی بالا یک مار نشسته تا نیشت بزنه Ùˆ با کله بیایی پایین . نمیشه اعتماد کرد ….Ùˆ چقدر بی اعتمادی بد است.چند روز پیش برای درد سنگ کلیه رفتم بیمارستان دردی Ú©Ù‡ برای مردها هم طراحی شده تا درد زایمان را در خود شبیه سازی کنند! سرم تمام شده بود گفتم خانم پرستار لطفا این را قطع Ú©Ù† Ùˆ انژیوکت را در بیاور .Ù…ÛŒ گوید برگه تسویه حساب گرفتی ØŸ یادم باشد امسال بروم تزریقات هم یاد بگیرم تا برای فرار از بیمارستان بتوانم آنژیوکت را در آورم! امسال عید را قصد رفتن به Ù…Ú©Ù‡ را داشتیم نفهمیدیم Ú©ÛŒ اعلام کردند Ùˆ Ú©ÛŒ پرشد! گفتیم حواسمان باشد برای تابستان اعلام کردند برویم. اعلام کردند ولی در چند ثانیه پرشد .حالا این پیامک های خداحافظی Ùˆ حلال طلبی اطرافیان Ù…ÛŒ اید میمانیم معطل Ú©Ù‡ آنها چگونه طلبیده شده اند !……راستی امسال سال مار است Ú†Ù‡ شود بازی ماروپله!
سال نو مبارک


ب
عد نوشت:
یکی از دلایل ننوشتن اینستکه مطلبی را Ù…ÛŒ نویسم  . افرادی آنچه در فکر خودشان Ù…ÛŒ گذرد را به جای فکر من Ù…ÛŒ گذارند Ùˆ برداشتهای خراب خود را Ù…ÛŒ کنند Ùˆ زحمت ما میدارند . مثلا کربلا را با Ù…Ú©Ù‡ جا بجا Ù…ÛŒ کنند Ùˆ ….