۳۲۲-اشتباه!

                                                                   

چند روز پيش يك مصاحبه گروهي كه اخرين مرحله براي انتخاب يكي از مديران قسمتها بود را انجام داديم . يكي از سوالاتي كه مطرح شد اينكه ايا تا كنون شكست خورده ايد Ùˆ مصاحبه شونده پاسخ مثبت داد Ùˆ چند مورد را ذكر كرد . اينكه انسان بپذيرد كه اشتباه مي كند Ùˆ امكان خطا در كار برايش وجود دارد از نكات مثبت خصلتي افراد است Ùˆ مسلما نقش موثري در ميزان موفقيت آنها دارد . برخي از افراد با توجه به شرايطي كه برايشان بوجود مي ايد كه عمدتا موفقيت هاي پي در پي است به خود مغرور مي شوند Ùˆ فكر مي كنند هر كاري كه انجام دهند پيروز خواهند بود Ùˆ اين حس به جايي منتهي مي شود كه ديگر هيچكس را قبول ندارند . در قرآن اين خصوصيت به طغيان تعبير شده است در جايي كه راجع به فرعون سخن مي گويد ( انه طغي) اين طغيان خارج شدن از معيارها Ùˆ ضوابط حاكم بر هستي Ùˆ بالطبع روابط بين انسانها است . رابطه علت Ùˆ معلول يكي از اين ضوابط است .فرد طاغي بجايي ميرسد كه معتقد مي شودهر كاري انجام دهد به نتيجه عالي منتهي مي شود Ú†Ù‡ اين اصول Ùˆ روابط جاري رارعايت كند Ùˆ Ú†Ù‡ انها را زير پا بگذارد . Ùˆ بجايي ميرسد كه اين اصول Ùˆ مناسبات جاري بر هستي را انكار مي كند . اين انكار يا به زبان است Ùˆ يا با عمل. فرعون ادعاي خدايي كرد Ùˆ گفت هر كاري را مي تواند خارج از مناسبات انجام دهد Ùˆ خيلي ديگر علنا بر زبان نمي اورند ولي عمل مي كنند. هر كدام از ما يك فرعون كوچك درون خود داريم كه اگر مهارش نكنيم ما را بجايي ميرساند كه فكر مي كنيم هر كاري ما بكنيم درست است Ùˆ هر كاري با خط كش ما تطبيق نداشت مردود است . در بعد اقتصادي كه در كشور ما مي شود بدون شايستگيهاي لازم بيكباره پولدار شد اين موضوع بسيار ديده مي شود .طرف با هر شكلي بنا به شرايطي كه وجود داشته است Ùˆ بنا بر تواناييهاي نسبي اش به جايي رسيده است . صاحب يك مغازه كوچك شده صاحب يك كارخانه Ùˆ حالا با شرايطي روبرو شده است كه كار سخت شده است توانايي زيادي مي طلبد كه بخواهد در كورس رقابت بماند بايد از ديگراني كه تخصصهاي لازم را دارند كمك بگيرد . منتهي چون به آن حالت كبر Ùˆ غرور رسيده Ùˆ فكر مي كند كه تا كنون هم بر مبناي تواناييهاي واقعي اش رشد كرده است هيچكس را قبول ندارد سازمانش با مشكل مواجه مي شود آنهايي هم كه آمده اند به او كمك كنند فراري مي شوند Ùˆ او روز به روز تنها تر مي شود . بدهيهاي بانكي اش بالا مي رود و… او بجاي قدري تفكر Ùˆ قبول اينكه خودش باعث بروز اين مشكلات شده است باز بر راهش پافشاري مي كند Ùˆ به فرافكني مي پردازد . انهايي كه رفته اند مقصر هستند Ùˆ بايد مي ماندند Ùˆ او را تحمل مي كردند به انتقامجويي دست مي زند تا نگذارد انها در جاي ديگر موفق باشند تا او بر حرف خودش استوار بايستد كه خودش هيچ عيبي ندارد Ùˆ همه كارهايش درست است . Ùˆ بيكباره آدمي كه همه بزرگ ميديدنش حقير مي شود . با فرو مايگاني دست بدست مي دهد تا آنهايي را آينه عيوبش شده اند را نابود كند Ùˆ هر روز غرق تر از روز قبل . … عزيزي (از همين كارآفرينان محترمي كه پس از ساليان سال دوري از وطن برگشته است تا خدمت كند) بمن مي گفت اين آدمها (اشاره اش به كارخانه داراني بود كه موضوع صحبتمان بودند) بزرگ هستند Ùˆ بزرگان كار حقير نمي كنند . بخاطر احترامي كه برايش قائل بودم Ùˆ اينكه حرفش اساسا هم درست بود هيچ نگفتم ولي اگر كوچكاني جامه ÙŠ بزرگي پوشيده باشند چه؟ موشي در لباس شير ….بعد از هر موفقيت بايد بنشينيم كلاه خود را قاضي كنيم كه چقدر از اين موفقيت فقط Ùˆ فقط بخاطر هنر Ùˆ توانايي ما Ùˆ چقدر بخاطر شرايط محيطي Ùˆ شانس Ùˆ كمك ديگران و… بوده است . حاسبو قبل ان تحاسبوا . اينكه به اصول حاكم بر نظام هستي احترام بگذاريم اينكه بپذيريم ما تغيير دهنده همه چيز نيستيم هم از تواناييهاي ماست . با اتصال به اصول حاكم بر نظام عالم بزرگ شويم . اين بزرگ شدن ماندگار است . اين شير شدن عاريه اي نيست .اگر در اين ارزيابي هايمان توانستيم نقش عوامل مختلف را خوب درك كنيم مي توانيم به رشدي پايدار اميدوار باشيم Ùˆ گرنه فرعونيت ذره ذره درون ما شكل مي گيرد

 

                                               

 

 

Leave a Reply