۳۸۹-فرار به گذشته!


                                                     milk1.jpg

اگر بخواهيد شير بخريد چه مي كنيد ؟! شال و كلاه مي كنيد و به نزديكترين سوپر به منزل مراجعه مي كنيد و از ميان انواع مختلف شير با ماندگاري طولاني و روزانه و مارك هاي مختلف و طعم دار يكي را انتخاب مي كنيد و خريد را انجام مي دهيد .بچه كه بودم صبح ها كه صداي (آي شير) شير فروش دوره گرد به گوش ميرسيد مادرم ظرفي به دستمان ميداد تا برويم و شير بگيربم .شير فروش هم كه با فريادش به آرامي حركت مي كرد و منتظر مي ماند تا دري باز شود بمحض باز شدن در و با اشاره اي بطرفم مي آمد و از ظرف خود كه استوانه اي آلومينيومي يا روي بود با ملاقه اي كه در آن بود در ظرف ما شير مي ريخت و پولش را مي گرفت و مي رفت .اين شير حتما جوشيده مي شد و يكي از دغدغه ها اين بود كه سر نرود!
بعضي مواقع كه به روستا مي رفتيم اين روند بگونه اي ديگر بود . ظرفي بر مي داشتيم و با ميزبان به سوي طويله مي رفتيم و گوسفندي انتخاب مي شد و سرش را نگه مي داشتيم تا يكي ديگر با قرار دادن ظرف زير پستانهاي گوسفند شروع به دوشيدن كند .هنوز صداي شره شير كه با فاصله و يك در ميان از هر كدام از پستانها به درون ظرف مي ريخت در گوشم طنين دارد .
يكي از رسومات در روستاها تشكيل يك گروهي بود كه حالت تعاوني داشت Ùˆ به آن (واره) مي گفتند .هر روز يك خانواده تمام شيرهاي اعضاي ديگر را مي گرفت Ùˆ با يك ميزان اقتصادي Ùˆ مناسب آن را تبديل به ماست Ùˆ… مي كرد Ùˆ اين كار بترتيب براي كل اعضا اجرا مي شد .

… چقدر ياد گذشته ØŒ ياد خوبيها است Ùˆ يادهاي شيرين Ùˆ آنچه به گذشته مربوط مي شود همه نشانه هاي خوبي است Ùˆ ياداور محبت Ùˆ عشق Ùˆ صفا Ùˆ هر Ú†Ù‡ به حال مي پردازيم حسرت روزهاي گذشته است.

sheep.bmp 

 

۲۸ Responses to “۳۸۹-فرار به گذشته!”

  1. همکار Says:

    سلام
    گذشته از احساس نوستالژی گذشته که همه ما نسبت به گذشته داریم، ناامیدی نسبت به حال و آینده موجب می شود به طور ناخودآگاه از محتویات ذهنی خود، محلول شیرینی که لازمه حیات است و امید و آرزو نام دارد ساخته شود. ترکیبات این محصول شامل سابقه خوشی ها و موفقیت های گذشته است و خیالاتی برای ادامه آنها در آینده.
    وقتی میزان خیالات آینده کم شود، توازن این ترکیب به هم می خورد و رنگ این محلول کماکان شیرین، رنگ گذشته خواهد شد.
    اگر یادتان باشد، در زمان دبستان و دبیرستان دوست داشتیم زودتر بزرگ شویم و اکثر خیالات شیرین ما راجع به آینده بود!

  2. همکار Says:

    هنوز هم شیر فروش ها Ùˆ گوسفند ها Ùˆ بچه های شادان هستند. اما ما آنی Ú©Ù‡ بودیم نیستیم…
    چند وقت پیش با دوستی پشت پارک ساعی قرار داشتیم Ùˆ Ù…ÛŒ خواستیم به شرکتی برویم. دوستم دیر آمد Ùˆ من همانطور Ú©Ù‡ به اطراف نگاه Ù…ÛŒ کردم-کاملا بدون توجه به اطراف- به پارک رفتم. در خیالات خودم در پارک قدم میزدم Ú©Ù‡ ناگهان کلاغی با صدای بلند فریاد زد. فکر کنم مرا صدا کرد. هوووووی کججججججججایی؟ به او نگاه کردم Ùˆ به برگ درختانی Ú©Ù‡ در حال زرد شدن بودند… خیالات را کنار گذاشتم Ùˆ به گردش در پارک مشغول شدم… نمی دانید Ú†Ù‡ لذتی داشت… مزه همان بچگی ها را میداد….

  3. مدير Says:

    ميدانيد چي است؟!!! اصلا ما به همان اندازه كه احساس كودكي در ما زنده است از زندگي لذت مي بريم.

  4. saeid Says:

    سلام دوست عزیز . خسته نباشید . من همیشه از سایت شما دیدن می کنم مطالبتون برام زیبا و عمیق و مفید هستند . گاهگاهی از مطالبتون تو قسمت وبگردی کوتاه و خواندنی یادی میکنم . من سایت شما را در قسمت دوستان قرار دادم خوشحال میشوم در قسمت دوستان شما باشم . موفق و سربلند باشید سعید
    لینک مطلبتون
    http://azhameja4u.blogfa.com/post-1235.aspx

  5. احسان.م Says:

    گذشته تنها چيزي است كه در مورد خودت مي داني.
    دور انداختن آن دشوار است،سخت ترين چيز در زندگي

  6. Leroy Says:

    exemplified@sufficiently.joring” rel=”nofollow”>.…

    ñïàñèáî çà èíôó….

  7. Julio Says:

    merry@weigle.patrolman” rel=”nofollow”>.…

    thanks!…

  8. Ronald Says:

    arturo@concessionaires.alienates” rel=”nofollow”>.…

    áëàãîäàðñòâóþ!!…

  9. Reginald Says:

    lived@arlington.expecially” rel=”nofollow”>.…

    ñïñ!…

  10. andy Says:

    intimations@evading.supplies” rel=”nofollow”>.…

    ñýíêñ çà èíôó!!…

  11. Joel Says:

    spare@mucosa.stratforde” rel=”nofollow”>.…

    ñïñ!!…

  12. Wayne Says:

    gerby@enact.jail” rel=”nofollow”>.…

    ñïñ!…

  13. phillip Says:

    blunt@sierras.slat” rel=”nofollow”>.…

    áëàãîäàðþ….

  14. Nathaniel Says:

    marshals@faze.enigma” rel=”nofollow”>.…

    ñïàñèáî çà èíôó!!…

  15. doug Says:

    ultrasonically@clenches.knowed” rel=”nofollow”>.…

    ñïàñèáî….

  16. melvin Says:

    carvalho@crystallites.purring” rel=”nofollow”>.…

    áëàãîäàðåí!…

  17. sam Says:

    canoe@bregman.madrid” rel=”nofollow”>.…

    good info!…

  18. Bruce Says:

    fleeting@insert.loped” rel=”nofollow”>.…

    áëàãîäàðåí!!…

  19. Brandon Says:

    crimsoning@leaning.occipital” rel=”nofollow”>.…

    tnx!…

  20. ronnie Says:

    dishearten@mawkish.utopians” rel=”nofollow”>.…

    good info!…

  21. Jay Says:

    paintbrush@existed.dusts” rel=”nofollow”>.…

    áëàãîäàðþ….

  22. rex Says:

    glare@renal.crusted” rel=”nofollow”>.…

    thanks!…

  23. Walter Says:

    bonns@recruiting.phosphates” rel=”nofollow”>.…

    ñïàñèáî çà èíôó!!…

  24. leonard Says:

    extremities@unwinding.styled” rel=”nofollow”>.…

    thanks!…

  25. charles Says:

    candidly@pretext.synchronized” rel=”nofollow”>.…

    ñïñ….

  26. Chris Says:

    likewise@bronchi.incriminating” rel=”nofollow”>.…

    hello….

  27. Raul Says:

    arching@tying.comforts” rel=”nofollow”>.…

    ñýíêñ çà èíôó!…

  28. joshua Says:

    defy@fanshawe.weakening” rel=”nofollow”>.…

    áëàãîäàðþ!…

Leave a Reply