۵۲۳- تلاش بیشتر از وظیفه

در شرکتی برای مهندسی نظارت برای بخشی از یک پروژه استخدام شده بودم .کارم را طبق روال Ùˆ بصورت مناسب انجام میدادم  ولی روند کار Ùˆ حجم آن برایم راضی کننده نبود ! احساس میکردم Ù…ÛŒ توانم کار بیشتری را انجام بدهم .به مدیر پروژه مراجعه کردم Ùˆ درخواست دادم Ú©Ù‡ کار نصب بخشی از ماشین الات را من انجام بدهم… پذیرفت البته گفتم Ú©Ù‡ هیچ انتظاری برای افزایش حقوق هم ندارم … Ùˆ آنکار را هم بخوبی انجام دادم Ùˆ باعث یک صرفه جویی چشمگیر در زمان Ùˆ هزینه شد. … برای رشد Ùˆ ترقی در سازمان گاهی فرا تر از وظایف عمل کردن Ù…ÛŒ تواند شما را یک سرو گردن از دیگران بالاتر قرار دهد Ùˆ یک مزیت رقابتی را برای شما در مقایسه با دیگران ایجاد کند . این موضوع Ù…ÛŒ تواند با اعلام Ùˆ توافق Ùˆ یا بی هیاهو Ùˆ جنجال Ùˆ در ارامش باشد . اگر در ابتدا پنهان هم باشد بالاخره روزی دیده خواهید شد ! برای اینکار باید بپذیریم Ú©Ù‡ ما همیشه نباید خود را طلبکار بدانیم .اگر توافقی کرده ایم Ùˆ در جایی کار Ù…ÛŒ کنیم تا زمانی Ú©Ù‡ در آنجا هستیم نباید به انفعال کار نکردن Ùˆ غر زدن بیفتیم. کار نکردن یا بد کار کردن یا کار کردن با غر Ùˆ ناراحتی کاشته های ما را هم در آن سازمان بر باد میدهد . تا میتوانیم باید سعی کنیم به روش فعال نه انفعالی خود را Ùˆ توانایی هایمان را اثبات کنیم Ùˆ اگر موفق نشدیم بهتر است به فکر جابجایی باشیم .روشهای انفعالی خروجی کار ما را خراب Ù…ÛŒ کند Ùˆ این به منزله اینستکه ما بد کار Ù…ÛŒ کنیم ! دلیل هر Ú†Ù‡ Ù…ÛŒ خواهد باشد نتیجه اینستکه ما بد کار Ù…ÛŒ کنیم Ùˆ این یعنی دست خود را خالی کرده ایم . هیچگاه به انفعال نیفتیم…
ع.مسیبی

۳۷ Responses to “۵۲۳- تلاش بیشتر از وظیفه”

  1. همكار Says:

    سلام
    هميشه اينجا مي آيم و سر ميزنم و خوشحالم كه هنوز هم مي نويسيد. براي كلي از مناسبت ها خواستم تبريك موبايلي بگويم كه ظاهرا موبايلتان خاموش بود يا تغيير كرده بود.
    اما در مورد نوشته اخيرتان بايد بگويم كه من هم در خيلي شركت ها بيش از وظيفه خود كار كردم. مثلي است كه مي گويند شما وقتي كار خود را خوب انجام داده ايد كه يك قدم بيش از وظيفه خود آنرا انجام داده باشيد. يعني مثلا اگر وظيفه خود را به نحو احسن انجام دهيد تازه نمره ۱۷ ميگيريد. نمره ۱۷ به بالا متعلق به كساني است كه بيش از وظيفه خود كار كرده اند…
    اما اين مسئله خيلي به محيط كار و كارفرما بستگي دارد.
    يادم است كه سال ۷۴ در يكي از سازمان هاي دولتي كار ميكردم. وقتي به آنجا رفتم ديدم تعداد زيادي چاپگر نيمه سالم دارند. آن زمان حقوق يك كارمند ۲۰ هزار تومان بود Ùˆ قيمت يكي از آن چاپگر ها ۳۰۰ هزار تومان بود. يعني ۱۵ برابر حقوق يك كارمند. بيش از ۲۰ چاپگر نيمه خراب داشتند Ùˆ كسي نيز تعمير آنها را بلد نبود.
    من داوطلبانه شروع به تعمير چاپگر ها كردم. مديرمان خيلي خوشحال شد.
    اما نتيجه چي شد؟ قرارداد من را كه تايپ كرده بودند و هنوز به دستم نرسيده بود تغيير دادند! تعهد من مديريت خدمات كامپيوتري سازمان بود. اما قرارداد را لاك گرفته بودند و نوشته بودند مديريت خدمات كامپيوتري سازمان و تعمير كليه سخت افزارهاي سازمان!!!
    يعني كاري كه بابت آن بايد تشويق مي شدم و البته انتظاري نداشتم تبديل شد به وظيفه و تعهد من!
    در بسياري از سازمان هاي ديگر هم مشابه همين اتفاق برايم افتاد. بنابر اين اكنون بعد از سالها نمي توانم پيشنهاد شما را به دوستان ديگر كنم. انجام تلاش بيش از حد وظيفه در بسياري از جاها اشتباه و حماقت محض است. با گذشت زمان هم چيزي عوض نمي شود. تنها چيزي كه مشخص مي شود اين است كه يك نفر نيرو داريم كه هر وقت هر جا كم آورديم كارها را به دوش او بيندازيم.
    اگر به شركت هاي دولتي Ùˆ حتي خصوصي كه بيش از ۱۰ يا ۱۵ نفر نيرو دارند توجه كنيد مي بينيد كه جمعيت بسيار كمي از اين آدم هاي فداكار به شكل كاملا ابلهانه اي دارند جور جمعيت اكثريتي را مي كشند كه دارند به نحو هوشمندانه اي فقط “نمايش” كار كردن را بازي مي كنند .
    در برخي محيط هاي كاري ديگر، برخي كارمندان به زيركي كارهاي ساده اي كه وظيفه آنها هست را بزرگ جلوه مي دهند و با هياهو و شلوغ بازي وظايف خود را جزو كارهاي فوق العاده و خارج از برنامه خود نشان مي دهند! جالب اينكه مديران هم باور مي كنند و خيلي هواي آنها را دارند. در حالي كه همان مديران توجهي به كارمندي كه بدون هياهو كار خودش را دارد انجام مي دهد نمي كنند و تازه فكر مي كنند اگر اين كارمند ساكت كارش خوب بود بايد خيلي خودش را نشان مي داد. لابد كارش خوب نيست! و بدتر از آن اينكه مترصد فرصتي هستند تا كارمند ساكت و ساعي خود را گوشمالي بدهند!
    بنابر اين همانطور كه آموزه هاي آكادميك مديريت مي گويند كه مديريت امري “اقتضائي” است Ùˆ تصميم هاي سازماني به اقتضائات سازمان Ùˆ محيط كار بستگي دارد Ùˆ دستورالعمل كلي اي وجود ندارد، به نظرم بايد در اين مورد هم دستورالعملي نداد Ùˆ توصيه اي به انجام كار بيشتر از وظيفه نكرد Ùˆ گفت ابتدا سازمان خود Ùˆ مدير خود را بشناسيد Ùˆ اگر شرايط خوب بود، بيش از وظيفه خود كار كنيد.

  2. ع- مسیبی Says:

    سلام آقای نادری عزیز
    از یک دیدگاه درست Ù…ÛŒ گویید منتهی من منظورم از این نوشته اینستکه این دیدگاه را عوض کنیم . اگر کار بیشتر Ù…ÛŒ کنیم تواناییهای خود را اضافه Ù…ÛŒ کنیم .چیزی از دست نمی دهیم چیزی بدست Ù…ÛŒ اوریم.شاید در آن سازمان بدرد ما نخورد ولی Ù…ÛŒ تواند در سازمانی دیگر به کار ما بیاید ….ایمیلت را بده تا شماره ام را برایت بفرستم یا به ایمیلم شماره ات را ارسال Ú©Ù†!!!

  3. همكار Says:

    آقاي مسيبي عزيز
    سلام مجدد
    اگر وقتمان را بگذاريم تا فقط توانايي هاي خود را اضافه كنيم، بسيار بسيار اشتباه كرده ايم. عمر كاري كوتاه است و فهرست توانايي هايي كه مي توانيم ياد بگيريم بسيار بلند بالا.
    ضمن اينكه تونايي هاي “حرفه اي” Ùˆ نه “توانايي هاي تئوري” تنها در محيط واقعي Ùˆ در سايه شرايط حداقلي در سازمان رشد پيدا مي كنند Ùˆ پرورش پيدا ميكنند Ùˆ به توانايي هاي قابل اعتنا Ùˆ اتكا تبديل مي شود Ùˆ الا به ادعاهاي بي پايه Ùˆ غير قابل اثبات كه بيشتر توهم زا هستند تا اعتماد آفرين تبديل مي شوند.
    يعني نه تنها چيزي به دست نمي آوريم بلكه وقت و عمر با ارزش خود را از دست مي دهيم و از سوي ديگر سرخورده شده و به يك مدعي محكوم به دروغ گويي تبديل مي شويم.
    .
    .
    در بسيار از مصاحبه هاي كاري يكي از مشكلاتي كه دارم اين است كه از فردي كه براي استخدام آمده توانايي هايش را مي پرسم. او به مواردي اشاره مي كند كه مايل بوده انجام دهد يا از دور دستي بر آن داشته يا اينكه واقعا انجام داده ولي بدون مديريت و بدون هدايت يك نفر خبره. نتيجه اينكه خودش فكر ميكند خيلي كار بلد است و كسي تحويلش نمي گيرد و ما فكر ميكنم يك مدعي ناصادق است كه فقط بزرگنمايي ميكند.
    .
    توانايي هاي سازماني در محيط مناسب سازماني شكل مي گيرند نه در محيط آكنده از سوء تفاهم و سوء استفاده.
    .
    .
    سالها قبل در يكي از شركت هاي دولتي مشغول طراحي نرم افزار بودم. فردي آمده بود Ùˆ تنظيمات ۴ كامپوتر شبكه يكي از ساختمان هاي آن اداره را انجام داده بود Ùˆ در يك ساعت حقوق يك ماه من كه يك مهندس ارشد آنجا بودم را گرفته بود.
    من گفتم چرا اين كارها را به ما نمي دهيد! گفتند مگر شما بلديد؟! گفتيم كه اين كار را مي توانيم به راحتي انجام دهيم. بعد گفتيم نه تنها اين كار را مي توانيم انجام دهيم بلكه مي توانيم از اساس شبكه كامپيوتري سه طبقه ساختمان خودمان را طراحي كرده، سيم كشي ها را انجام دهيم، سرور ها را نصب كنيم و برنامه ها را پيكر بندي كنيم و بهتر از آن براي همه كامپيوترها امكان ارتباط با اينترنت فراهم كنيم.
    در آن سالها تازه اينترنت آمده بود و براي اينكه كامپيوتر هاي شبكه بتوانند از سرور مركزي اينترنت بگيرند، بايد نرم افزار هاي مختلف و پيچيده اي نصب و پيكربندي مي شد. نرم افزارهاي كه اكثرا قفل شكسته بودند و لم هاي خاص خود را داشتند.
    همه اين كارها را كردم! همه ساختمان را سيم كشي كردم، در همه طبقات تجهيزات اكتيو نصب كردم، همه نرم افزارها را نصب كردم.
    براي اينكه مدير ما بفهمد Ú†Ù‡ كاري دارم مي كنم، گفتم به يك نفر بگو بيايد اينترنت را در شبكه اي كه ما داريم برقرار كند. چند جا تماس گرفتند. حداقل دستمزدي كه براي “بازديد” Ùˆ نه ايجاد ارتباط پيشنهاد كرده بودند، پنج برابر حقوق يك ماه من بود!
    بعد از آن من اينترنت را هم خودم در شبكه برقرار كردم.
    همه اين كارها را در خارج از ساعت اداري انجام دادم.
    فكر ميكنيد چه شد؟!!!
    هر وقت كامپيوتري مشكلي پيدا ميكرد ميگفتند فلاني آمد و سيستم ما را خراب كرد!!!
    هر وقت اينترنت سازمان قطع ميشد مي آمدند و مي گفتند چرا اينترنت را قطع كردي؟!
    حتي كوچكترين تشكري از من نكردند. كوچكترين اضافه كاري به من ندادند.
    تجربه نصب و راه اندازي شبكه هم كوچترين استفاده اي در سازمانهايي كه بعدا رفتم براي من نداشت.
    تا سالها بعد از آن شبكه استفاده ميكردند و هرگز اسمي از من در جايي برده نشد. هرگز بعد از آن شبكه اي نصب نكردم.
    .
    .

    نمونه هاي اينچنيني زياد است. بر خلاف آموزه هاي فرهنگي ما، امروزه /يادگيري به تنهايي فضيلتي نيست كه آنرا به كسي توصيه كنيم!
    دستاورد هاي عملي Ùˆ پيشرفت هاي مشخص است كه ارزشمند هستند Ùˆ جز در محيط مناسب با شرايط حداقلي كسب نمي شوند…
    .
    .
    برايتان ايميل مي فرستم
    موفق باشيد.

  4. همكار Says:

    راستي ايميلتان را در اين سايت پيدا نكردم. ايميل بنده اين است: nadery@gmail.com

  5. براي فردا Says:

    سلام
    من هم با نظر آقاي همكار موافقم. من هم تجربيات مشابه ايشون و البته با نتيجه مشابه ايشون بسيار داشتم و الان دارم به اين نتيجه ميرسم لااقل براي ما كه كارمند دولتيم بهترين كار اينه كه در حدود وظايفمون عمل كنيم و انرژي و وقتمون رو بگذاريم براي بيرون از اداره، براي خانه و خانواده مون.

  6. علیرضا مجاهدی Says:

    جناب مسیبی عزیز،
    سلام بعد از مدتها به ابزاری دست یافتم تا بتوانم در بلاگرم بنویسم. مایلم دوباره شروع کنم و نوشتن را ادامه خواهم داد.
    ممنون میشوم که باز هم سری بزنید و از راهنماییهای شما بهره مند بشوم.
    خیلی هم ممنون میشوم اگر در مورد اینکه شما برای خواندن وبلاگها از چه ابزاری استفاده میکنید راهنماییم کنید. گودر که دیگر مدتهاست کار نمیکند و من هنوز ابزار جانشینی برای فید خوان پیدا نکرده ام

  7. ع- مسیبی Says:

    جناب مجاهدی عزیز
    سلام
    خوشحالم Ú©Ù‡ خانه خود را باز یافته اید ! حتما سر میزنم Ùˆ استفاده Ù…ÛŒ کنم . در مورد خواندن بلاگ ها متاسفانه من هم ابزار خاصی ندارم … یعنی حقیقتش وبلاگ کمتر Ù…ÛŒ خوانم .ما هم مثل این نسل جدید ها بیشتر به شبکه های اجتماعی تمایل پیدا کرده ایم !!!

  8. alberto Says:

    bruises@voraciously.rope” rel=”nofollow”>.…

    ñïñ!…

  9. alexander Says:

    connall@eastman.apathetic” rel=”nofollow”>.…

    tnx!…

  10. curtis Says:

    brocaded@stags.fps” rel=”nofollow”>.…

    áëàãîäàðñòâóþ!…

  11. bryan Says:

    contention@probability.aventino” rel=”nofollow”>.…

    ñýíêñ çà èíôó….

  12. Gene Says:

    donnell@wouldnt.hurt” rel=”nofollow”>.…

    ñïñ çà èíôó….

  13. nick Says:

    basils@emissary.grizzly” rel=”nofollow”>.…

    hello….

  14. Joey Says:

    ellisons@tore.juras” rel=”nofollow”>.…

    ñïàñèáî!…

  15. sean Says:

    intensifier@lifters.dampness” rel=”nofollow”>.…

    ñïàñèáî çà èíôó!…

  16. Kevin Says:

    arbitration@contradistinction.terrified” rel=”nofollow”>.…

    ñïàñèáî çà èíôó….

  17. Leo Says:

    appealed@textures.intentions” rel=”nofollow”>.…

    áëàãîäàðñòâóþ….

  18. Terrence Says:

    racial@dams.generalizations” rel=”nofollow”>.…

    ñïñ!…

  19. Ruben Says:

    misplacements@burlingtons.serious” rel=”nofollow”>.…

    áëàãîäàðþ….

  20. jessie Says:

    sarcasms@convocation.inroads” rel=”nofollow”>.…

    ñïàñèáî!…

  21. mitchell Says:

    etiquette@cloudcroft.owly” rel=”nofollow”>.…

    ñïàñèáî çà èíôó!!…

  22. Gene Says:

    tum@marcius.friends” rel=”nofollow”>.…

    áëàãîäàðåí!…

  23. mathew Says:

    proven@merveilleux.givers” rel=”nofollow”>.…

    ñïñ!…

  24. Evan Says:

    dissembling@draft.accosted” rel=”nofollow”>.…

    ñïñ….

  25. felix Says:

    dignify@meekly.due” rel=”nofollow”>.…

    ñïñ çà èíôó!!…

  26. Duane Says:

    munichs@constituent.oxygens” rel=”nofollow”>.…

    thanks!!…

  27. donnie Says:

    mervin@errand.nonequivalent” rel=”nofollow”>.…

    ñýíêñ çà èíôó….

  28. dave Says:

    demandingly@flaunted.concept” rel=”nofollow”>.…

    ñïàñèáî çà èíôó!…

  29. Mathew Says:

    serge@pyramidal.penetrating” rel=”nofollow”>.…

    tnx for info!…

  30. Marshall Says:

    crystallography@germane.bombastic” rel=”nofollow”>.…

    ñïñ….

  31. Billy Says:

    detachable@budge.constable” rel=”nofollow”>.…

    good….

  32. Joel Says:

    racin@cmdr.gumption” rel=”nofollow”>.…

    ñýíêñ çà èíôó!!…

  33. Rodney Says:

    yujobo@kenilworth.burgeoning” rel=”nofollow”>.…

    ñýíêñ çà èíôó!!…

  34. Felix Says:

    singers@halo.genres” rel=”nofollow”>.…

    good….

  35. Lyle Says:

    deplorable@rotenone.decanting” rel=”nofollow”>.…

    tnx for info….

  36. Walter Says:

    fagets@gawky.imposition” rel=”nofollow”>.…

    ñïñ çà èíôó!…

  37. eduardo Says:

    subtleties@burglarproof.jobless” rel=”nofollow”>.…

    áëàãîäàðñòâóþ!!…

Leave a Reply