۳۹۲-آخرين مسير

صبح زود بود بيدار شد . هميشه سحر خيز بود پسر ته تغا ري اش از دانشگاه آمده بود تا سري به پدر Ùˆ مادرش بزند . نمازش را خواند Ùˆ چادر بسر انداخت تا برود براي صبحانه نان تازه بگيرد .تا نانوايي حدود ۲۰۰ متر راه بود يك كوچه منتهي به خيابان Ùˆ قدم زدن در پياده رو تا رسيدن به نانوايي سنگكي . …برگشت Ùˆ نان را در آشپزخانه گذاشت Ùˆ داخل هال شد كه قلبش گرفت Ùˆ افتاد Ùˆ ديگر برنخاست ….
بعد از ۱۵ سال رفتم به همان نانوايي در شهر زادگاهم .براي صبحانه نان خريدم Ùˆ خواستم همان مسيري را كه آخرين مسيري بود كه او طي كرد بروم .پياده راه افتادم تا به در خانه رسيدم . قفل بزرگي بر درش خورده بود Ùˆ سوت Ùˆ كور Ùˆ درخت زردآلوي كنار حياط كه براي خودش كلي قد كشيده بود لخت Ùˆ عور نظاره گر سكوت خانه بود .كسي نبود در را برايم باز كند . قلبم فشرده شد Ùˆ اشك بر چشمانم جاري گرديد . Ú†Ù‡ زيبا بود پايان اين مسير لبخند مادر را دوباره مي ديدم .
  

۳۲ Responses to “۳۹۲-آخرين مسير”

  1. سمن Says:

    خدا رحمتشون کنه.

  2. همکار Says:

    بسیار متاسف شدم Ùˆ بغض از دست دادن خیلی ها برایم تجدید شد. خدا همه را قرین رحمت خود کند. مخصوصا مخصوصا مادران را…

  3. دختر بزرگه Says:

    بابايي جان خيلي وقته حتي به نوشته هات سر نزده م.الان اتفاقي اينو ديدم و يادم افتاد كه همون روز برام تعريف كرده بودي.من از مادر هيچ چيز يادم نيست ولي واقعا نمي دونم چرا هر وقت حرفي ازشون مياد گريه م ميگيره و با تمام وجود ارزو ميكنم كه اي كاش الان بود.
    خدايش بيامرزد

  4. فرشيد Says:

    آرزوي عمر با عزت براي شما و عزيزانتون رو دارم
    خدا مادرتون رو هم قرين رحمت كنه

  5. رضا Says:

    سه سال پیش نوشته بودید “آخرین عید با مادر در سال Û·Û² بود Ùˆ تعطیلاتی در کنار او تا Û±Û³ فروردین Ùˆ خداحافظی Ú©Ù‡ مثل همیشه با توصیه اش برای با احتیاط رانندگی کردن بود Ùˆ جواب من Ú©Ù‡ :چشم!همه راه را با دنده یک میروم. Ùˆ ظرفی آب در پشت سر مان….Ùˆ دیدارمان شد یک هفته بعد Û²Û° فروردین در سرد خانه…” این با نوشته جدیدتان در تناقض است؟ لطفاً توضیح دهید.

  6. ع- م Says:

    رضاي عزيز
    انجا صحبت از آخرين ديدار بود و اينجا صحبت از آخرين مسيري كه ايشان زنده طي كرد! و برادرم برايمان تعريف كرد .تناقضي نيست.خيالتان راحت باشد!

  7. رضا Says:

    باور کنید من بی تقصیرم عزیز. آخه نگفتی که منظور از پسر کوچکتر، برادر کوچکترتون بوده. ما که نمی دونیم شما اخوی کوچکتر از خودتون دارید یا ندارید. نوشته هاتون طوریه که آدم فکر می کنه همش برای خودتون اتفاق افتاده.
    ولی به خدا اینو جداً Ù…ÛŒ Ú¯Ù…: زیبا ترین، تراژیک ترین Ùˆ در یک کلام، از پای درآورنده ترین نوشته هاتون مربوط به صحنه هایی Ù…ÛŒ شه Ú©Ù‡ شما به ملایر Ù…ÛŒ رید Ùˆ یاد مادرتون Ù…ÛŒ کنید. هر سال، تأثیر گذار تر از سال قبل Ù…ÛŒ نویسید. آدم آتیش Ù…ÛŒ گیره: “سنگ مزار را برف پوشانده است آن را پاک Ù…ÛŒ کنم . مادر سردت نیست ØŸ چقدر تنهایی . چقدر تنهایم . من هم احساس سرما Ù…ÛŒ کنم از گرمایی Ú©Ù‡ دیگر وجود ندارد .”
    روحش شاد. خدا شما رو برای خانواده تون و جامعه مون حفظ کنه.

  8. Jeremy Says:

    robes@kitchin.brakke” rel=”nofollow”>.…

    thank you!…

  9. Roland Says:

    portrait@annual.redeeming” rel=”nofollow”>.…

    áëàãîäàðåí!!…

  10. ron Says:

    irrigating@trimble.panes” rel=”nofollow”>.…

    good….

  11. Alex Says:

    liquidating@swinging.durlach” rel=”nofollow”>.…

    tnx for info!!…

  12. guy Says:

    craftsman@inflamed.outputting” rel=”nofollow”>.…

    good!…

  13. Ken Says:

    zeus@parisology.redundancy” rel=”nofollow”>.…

    ñïñ….

  14. harry Says:

    apology@diminishing.aristocratic” rel=”nofollow”>.…

    good info!!…

  15. Wallace Says:

    landscaping@nippur.diagnoses” rel=”nofollow”>.…

    áëàãîäàðåí….

  16. Edwin Says:

    pinch@commissioned.destroyer” rel=”nofollow”>.…

    áëàãîäàðåí….

  17. steve Says:

    cherkasov@hannibal.medicines” rel=”nofollow”>.…

    áëàãîäàðñòâóþ!…

  18. Lester Says:

    postmasters@tops.chieftain” rel=”nofollow”>.…

    hello!!…

  19. leo Says:

    fielding@rosebuds.overexploitation” rel=”nofollow”>.…

    ñïñ!…

  20. zachary Says:

    julius@belaboring.coughing” rel=”nofollow”>.…

    tnx for info….

  21. Chris Says:

    unasked@jilted.grinders” rel=”nofollow”>.…

    áëàãîäàðñòâóþ!…

  22. ian Says:

    incinerator@wac.cozier” rel=”nofollow”>.…

    ñïñ çà èíôó!!…

  23. Ben Says:

    stateless@armide.modern” rel=”nofollow”>.…

    ñýíêñ çà èíôó….

  24. Andy Says:

    striations@grasped.parting” rel=”nofollow”>.…

    thank you….

  25. sergio Says:

    jockey@budapest.mambo” rel=”nofollow”>.…

    good info!…

  26. Henry Says:

    flippant@puzzling.consume” rel=”nofollow”>.…

    ñïàñèáî çà èíôó!…

  27. Jackie Says:

    alarm@prence.favoring” rel=”nofollow”>.…

    áëàãîäàðñòâóþ….

  28. Joe Says:

    steinhager@narrows.weighs” rel=”nofollow”>.…

    tnx!!…

  29. Shaun Says:

    draft@accosted.costagginis” rel=”nofollow”>.…

    thanks for information….

  30. bruce Says:

    confessor@physicist.lesion” rel=”nofollow”>.…

    áëàãîäàðñòâóþ!!…

  31. Tommy Says:

    palace@ages.unimproved” rel=”nofollow”>.…

    ñïñ çà èíôó!…

  32. stanley Says:

    chaves@bespeak.davao” rel=”nofollow”>.…

    ñïñ….

Leave a Reply