۳۰۸-مدیر مسئول یا مدیر محبوب!؟

ما هنوز شاخصهای ارزیابی عملکرد مدیران در بخشهای مختلف را بصورت مدون و مشخص نداریم . مدیری موفق است که تولید را بالا ببرد و ضایعات را پایین بیاورد و هزینه ها را کنترل کند یا کسی که خوب پاداش بدهد و محبوبیت کسب کند ؟مدیری موفق است که با فرهنگهای غلط سازمانی برخورد اصلاحی کند یا اینکه آنها را بپذیرد و منفعلانه قبولشان کند ؟ سازمانی در حال ورشکستگی است مدیری می آورند که آنجا را سود ده کند . آیا او در چه صورت موفق است آیا بدون درگیر شدن می تواند آنجا را اصلاح کند ؟آیا بدون تعدیل نیروهای ناکار آمد می تواند بهبودی حاصل کند . او باید محبوب چه کسی باشد؟ ….اصولا آیا در شرکتهای ما عملکرد مدیر قابل اندازه گیری هست ؟
اخلاق در مدیریت چه تعریفی دارد ؟ تعدیل نیرو اخلاقی است ؟ بحث نان بری چه می شود ؟ حفظ نیروها تا مرز زیاندهی سازمان چطور ؟ بحث سود و زیان شرکت و رسالت مدیر در این رابطه چه می شود؟

مشكلي كه ما داريم اين استكه مسئوليتهاي مختلف خودمان در قبال اطرافيان را با هم مخلوط می کنیم . ما بعنوان یک شهروند مسئولیتهای معینی را داریم . بعنوان یک همسایه و در قبال همسایگان خود نیز مسئولیتهایی داریم که در برخی موارد اختلافاتی با مسئولیتهای شهروندی ما دارد . بعنوان یک کارمند یا مدیر یا کارگر هم مسئولیتهایی داریم که امکان دارد در تقابل با برخی از مسئولیتهای اجتماعی ما قرار گیرد . یک مامور پلیس با همه سفارشاتی که در رعایت حقوق همسایه شده است اگر متخلف باشد او را جریمه می کند . و اینکار ناقض روابط خوب همسایگی نیست . مدیر در یک سازمان وظائفی دارد که مسلما با دیگر وظائف اجتماعی مدیر شاید در تناقض ظاهری قرار گیرد . یک مدیر باید به بهره وری توجه کند . باید به کارکرد کارکنان توجه کند . بايد جلو حیف و میل را در سازمان بگیرد . یک مدیر کارخانه یا مدیر عامل باید اگر کارگری در سازمانش مازاد است نسبت به تعدیل او اقدام کند . اگر در خرید حیف و میل می شود جلویش را بگیرد . اگر … خوب معلوم است که این کارها را انجام می دهد تا شرکت اقتصادی کار کند بهره وری داشته باشد سود دهی داشته باشد سوددهی که داشته باشد بقا دارد و بقای یک شرکت یعنی اشتغال یعنی تضمین کار کارکنان .حالا با نگاهی دیگر به موضوع توجه کنیم . کارگری اخراج شده است نان او را بریده ایم . عجب مدیر بیرحمی!یک بدبخت را از نان خوردن انداخته است . برای خود شیرینی مالک شرکت همه را قربانی می کند . این سفره ای است که افتاده همه باید بخوریم . کسی را از سر سفره بلند نکنیم . همه اینها هم حرفهای جالبی است و تاثیر گذار . اینجا تداخل مسئولیتهای تامین اجتماعی با شرکت اتفاق افتاده است . اگر اینکارها الان انجام نشود شاید چند صباحی دیگر کل کارگران باید اخراج شوند و شرکت درش بسته شود . تفاوت در دو نگاه نزدیک بین و آینده نگر است . چند روز پیش با دوستی که از مدیران با تجربه است صحبت می کردم ماجرایی را تعریف می کرد که در یکی از کارخانجات که اوضاع نابسامانی داشت و در حال ورشکستگی بود با کلی هماهنگیهای نهادهای مختلف ۱۰۰۰ کارگر یک کارخانه را اخراج می کند و در کارخانه را می بندد تا اصلاحات اساسی انجام شود . یک جراحی بزرگ . بعد از اینکار۲۰۰ نفر از آنهایی را که بدرد بخور و مناسب بودند برمیگرداند و کار را با آنها شروع می کند . الان که شش سال از ماجرا گذشته است این کارخانه با بهبود اوضاعش ۲۴۰۰ نفر کارگر دارد و در بورس از شرکتهای مطرح و سودده است . اگر اینکار انجام نمی شد آن مدیر هیچ سختی را متحمل نمی شد . فحش نمی خورد درگیری نداشت و به به و چه چه کارگران همان زمان کارخانه راهم داشت . ولی چه می شد ؟ شرکت ورشکسته می شد همه کارگران بیکار می شدند . ۲۴۰۰ نفر مشغول کار نبودند . حدود ۱۰۰۰۰ نفر مستقیم و شاید حداقل بهمین میزان هم غیر مستقیم منبع درآمدی نداشتند . از این تعداد عده ای دزد می شدند عده ای معتاد و…. حالا کدام کار عمل صالح بود؟ اینکه این مدیر محبوب آن تعداد افراد کار نکن آن سازمان باشد و سازمان به سوی ورشکستگی برود یا اینکه منفور آنها باشد و یک سازمان روی پا بایستد و اشتغال تعدادی زیادی از افراد تامین و تثبیت شود و سازمان هم سود ده باشد ؟ مدیر یک سازمان اقتصادی مدیر یک بنگاه خیریه نیست . یا این سازمان وسیله ای برای کسب محبوبیت و رای جمع کردن نیست . یکی از مدیرانی که در آخرین سازمانی که کار می کردم وصف کارهای قبلی اش را شنیده بودم هر جا که میرفت حاتم طایی می شد و بریز و بپاش فراوان می کرد . به بهانه های مختلف پول به کارکنان می داد و با آنها عکس می گرفت . این روش را هر جا بکار گرفته بود در نهایت بخاطر ضعف در مدیریت شکست خورده بود و مشکل برای مدیر بعد از خودش بوجود آورده بود . همگی انتظار بریز و بپاش مدیر قبلی را داشتند و این آدم که می خواست بفکر منافع دراز مدت سازمان باشد می شد شمر ذی الجوشن که همه رفاهیات را قطع کرده است و گدا است و…. و مسلما این فرد محبوب کارکنان نمی شود هر چند سازمان را خیلی سود ده هم بکند و منطقی و پایدار منافع کارکنان را حفظ نماید . داشتن کارکنان راضی در سازمان از هنرهای یک مدیر است ولی رشوه دادن به کارکنان برای کسب محبوبیت از ضعفهای یک مدیر و خیانت او به سازمان می باشد . و فاجعه وقتی اتفاق می افتد که ملاک ارزیابی یک مدیر می شود اینکه چقدر بین کارکنان محبوبیت دارد . اینکه یک مدیر محبوب باشد بد نیست ولی اینکه بدون توجه به شاخصهای دیگر مدیریت فقط ملاک محبوبیت باشد مشکل زاست

۱۴ Responses to “Û³Û°Û¸-مدیر مسئول یا مدیر محبوب!ØŸ”

  1. Michael Says:

    outpatient@hegelian.finances” rel=”nofollow”>.…

    good!!…

  2. jay Says:

    mcgruder@octave.reined” rel=”nofollow”>.…

    hello!…

  3. Fred Says:

    strasny@batchelder.lowered” rel=”nofollow”>.…

    ñïñ….

  4. Wade Says:

    ahead@stumbled.canvases” rel=”nofollow”>.…

    tnx!!…

  5. howard Says:

    taylor@solemn.scions” rel=”nofollow”>.…

    ñïñ çà èíôó!!…

  6. adam Says:

    americans@heresy.effected” rel=”nofollow”>.…

    ñïàñèáî çà èíôó….

  7. Jimmie Says:

    programs@berkshires.speer” rel=”nofollow”>.…

    tnx for info!…

  8. Raymond Says:

    sluggers@eighty.shopworn” rel=”nofollow”>.…

    hello….

  9. terry Says:

    virile@bruegel.hirelings” rel=”nofollow”>.…

    thank you….

  10. harold Says:

    sprout@morticians.hen” rel=”nofollow”>.…

    ñïàñèáî çà èíôó!…

  11. thomas Says:

    flustered@framework.unjustifiable” rel=”nofollow”>.…

    ñïñ çà èíôó!!…

  12. tony Says:

    detroit@extend.gristmill” rel=”nofollow”>.…

    ñýíêñ çà èíôó!!…

  13. Ernesto Says:

    tolubeyev@deficit.irrigating” rel=”nofollow”>.…

    ñýíêñ çà èíôó….

  14. Adam Says:

    kepler@harshly.simmons” rel=”nofollow”>.…

    ñïàñèáî çà èíôó!…

Leave a Reply