۴۱۹- چشم. می نویسم!

بالاخره یکی پیدا شد که بگوید چرا نمی نویسم و کدام گوری هستم! همکار سوال کرده شاید آرامش نیست که نمی نویسم. شاید حرف ایشان درست باشد . یک زمانی این برداشت را داشتم که با نوشتن ارامش پیدا می کنم .چندی در این مقوله شک کردم . ولی دیدم که استرسهای زیاد که ناشی از سکوت است بیشتر اذیتم می کند . مشکل آریتمی ضربان قلب پیدا کردم و هر چند علمای علم پزشکی و قلب مثل خیلی دیگر از متخصصان ما که همدیگر را قبول ندارند هر کدام چیزی گفتند و ما آخرش نفهمیدیم که باید چه بکنیم . ولی یک چیز را در این میانه فهمیدم که هر چیزی را از روال طبیعی اش خارج کنیم و غیر معقول کنترلش نماییم از یک جای دیگر عیبی دیگر بروز می کند . کنترل بر احساسات خوب است ولی اگر هی ببینی و به درونت بریزی یکدفعه منفجر می شوی . خیلی ها هم ما را نصیحت کردند که عزیز جان زیاد حرص و جوش کار را نخور و حتی یک دلیل برای توقف تولید و…. وجود دارد برو در سایه همان یک دلیل و تولید را بخوابان و….. درست یا غلط این نصایح را نمیفهمم . نه اینکه در منطق انها اشکال وجود داشته باشد بلکه فهم من ایراد دارد .یک چند روزی هم رفتیم به ممالک غریبه یا همان غربیه و فهمیدیم که اگر سرمان بکار خودمان باشد و تولید با کیفیت بکنیم یک کسانی می بینند و می گویند افرین که کار با کیفیت کردید . تجربه ای که در اجرای سیستمی جدید داشتیم و داریم این نکته رابرایم روشن تر کرد که ایده ها هر چند زیبا و بزرگ باشند نحوه پیاده سازی آنهاست که بسیار مهم است . اگر فرهنگ سازی لازم صورت نگیرد و اگر اموزشهای درست و هدفمند نداشته باشیم و کادرهای اجرایی مناسب را تربیت نکنیم هر چقدر هم این سیستم پیشرفته و عالی باشد و شرکتهای بزرگ هم ان را اجرا کرده باشند به مشکلات عدیده بر خواهیم خورد . یک جاهایی شاید پریدن در اب و اینکه اب بگویدت که چون باید رفت ! شاید جواب بدهد ولی این مورد در همه موارد جواب نمیدهد و پریدن در اب بدون اموزشهای لازم فقط بما می گوید که چگونه باید غرق شد . زمان اجرای یک سیستم و ایده نیز بسیار مهم است . مسلما اجرای هر سیستم جدید تبعاتی دارد پس باید زمانی را انتخاب کرد که بتوان این تبعات را کنترل کرد و کمترین آسیب به سازمان وارد شود . …دنبال یک ناشر و شاید هم اسپانسر برای چاپ جلد دوم کتاب “خاطرات یک مدیر” و همچنین چاپ دوم جلد اول هستم . اگر دوستان بتوانند راهنمایی کنند متشکر می شوم .

۲ Responses to “۴۱۹- چشم. می نویسم!”

  1. فرشید Says:

    سلام جناب مهندس
    واسه من هم این سئوال پیش اومده بود که چرا نمینویسیداما میدونستم یه جایی سرتون خیلی شلوغه(قبلا هم پیش میومد)
    خوشحالم که دوباره شروع کردین
    در ضمن ممنون میشم لینک سایتمو بذارین تو سایتتون من با اجازتون این کار رو کردم
    بعد از سالها فرصتی پیش اومد که ما هم تو دنیای شما یه آلونک داشته باشیم تازه شروع کردم و امیدوارم بتونم توسعه ش بدم
    ممنون
    خدانگهدار

  2. راحله Says:

    سلام به دوست قدیمی می گن همه چی نوش خوبه دوست کهنه اش خیلی خوشحال شدم کامنتتونو دیدم و خوشحالتر شدم که می نویسید مجددن چشم در اولین فرصت به شماره ای که از شما دارم زنگ می زنم

Leave a Reply