۴۲۲-دلتنگی
شبی که آواز نی تو شنیدم / چو آهوی تشنه پی تو دویدم
دوان دوان تا لب چشمه رسیدم / نشانهای از نی و نغمه ندیدم
تو ای پری کجایی که رخ نمینمایی / از آن بهشت پنهان دری نمیگشایی
من همه جا پی تو گشتهام / از مه و مهر نشان گرفتهام
بوی تو را ز گل شنیدم / دامن گل از آن گرفتهام
تو ای پری کجایی که رخ نمینمایی / از آن بهشت پنهان دری نمیگشایی
دل من سرگشته توست / نفسم آغشته توست
به باغ رویاها چو گلت بویم / در آب و آیینه چو مهت جویم / تو ای پری کجایی؟
در این شب یلدا ز پیات پویم / به خواب و بیداری سخنت گویم / تو ای پری کجایی؟
!
مه و ستاره درد من میدانند / که همچو من پی تو سرگردانند
شبی کنار چشمه پیدا شو / میان چشم من هویدا شو
تو ای پری کجایی که رخ نمینمایی / از آن بهشت پنهان دری نمیگشایی
دی ۱۱م, ۱۳۸۸ at ۶:۱۹ ب.ظ
اگر که صداقت بهترین سیاست است پس در این سایت برای نشان دادن سیاست شما در این مقطع از زمان و اوضاع به موجود آمده صداقت نشان دهید.