۳۶۶- هنر مديريت در مديريت هنري

باز هم (همكار ) حضور پر بار Ùˆ فعالي در صحنه داشت! همه راههايي كه بيان شد مي توانند بما كمك كنند تا در اين شرايط بتوانيم ضمن حفظ ارزشهاي كاري خودمان را هم حفظ كنيم . تغيير محل كار يك راه حل منسوخ نيست چرا كه همه جا دقيقا آسمان همان رنگ نيست . بالاخره اين آسمان در جايي ابري است در جايي آفتابي است Ùˆ در جاي ديگر كمي تا قسمتي ابري . رفتن به كشوري ديگر هم اگر من Ùˆ جنابعالي مي خواستيم برويم تا حالا رفته بوديم . ولي براي برخي مي تواند يك راه حل باشد . ولي محتواي نوشته من اينست كه چگونه بمانيم Ùˆ چگونه خوب بمانيم Ùˆ چگونه موثر بمانيم . درس خواندن Ùˆ قدري تامل خوب است ولي متاسفانه آن هم شده است يك اپيدمي كه همه مي خواهند يك عنوان جديد به جلوي اسمشان اضافه كنند بي انكه در محتوايشان تغييري حاصل شود . مبيني طرف را كه چند سال است نديده اي Ùˆ اصلا در خط درس Ùˆ اين حرفها نبوده پيدايش مي شود با يك عنوان دكتر در جلوي اسمش . وقتي اينگونه بشود ديگر اين درس خواندن هم چاره ساز نيست باز غريبي در بين يك عده دكتر!!! ديدگاهها كه عوض نشده است . حالا مي بيني طرف همان ديدگاههاي مدريت سنتي را در زبان دارد Ùˆ عنوان دكتر را در جيب . چيزي فرق نكرده .نگاهها همان است كه بود . يك نكته هم كه ايشان اشاره كردند اينكه ذات ما اينست كه كار كنيم پس خيالت راحت ما خيلي خودمان را نمي توانيم تغيير دهيم . بالا برويم پايين بياييم (خودم را مي گويم) اگر توليد بخواهد متوقف شود در بخش خصوصي باشد يا دولتي فرقي نمي كند تنمان مي لرزد Ùˆ رگ گردنمان بيرون مي زند . اگر يك روز قطع برق داريم همه اش چرتكه مي اندازيم كه چقدر به سازمان ضرر وارد شده است Ùˆ….. اصول اخلاقي Ùˆ كاري را كه به آم معتقديم ازش كوتاه نمي اييم . هر چند گاه حس مي كنيم چقدر تنهاييم.

در يكي از سازمانهاي قبلي كه كار مي كردم يك سرپرست فني بود كه خيلي متعهد و دلسوز و فني كار خوشفكري بود . مي گفت ما كه از همه بيشتر كار مي كنيم بيشتر هم كار به دوشمان مي گذاريد . مثال الاغ چموشي را ميزد كه براي اينكه بار را نريزد ديرتر از همه بارش مي كردند و زودتر از بقيه بارش را برمي داشتند . مديران در سازمانها بايد به اين نكته توچه كنند كه چنين ديدگاهي در سازمانشان نهادينه نشود كه هر كه چوش تر و از زير كار در روتر باشد راحت تر است و بي زحمت تلاش هما نقدر بهره مي برد كه فرد پر تلاش و دلسوز. درست است كه طبيعتا در كوتاه مدت گرايش بسمت حل مشكلاتمان با افراد متعهد و دلسوز داريم ولي بايد در جايي و بگونه اي اين تفاوت را بين انها قائل شويم و فقط حرف نباشد .و گرنه در نهايت افراد سازمان ميل مي كنند كه همه چموش و فراري از كار باشند .

حدود دوهفته پيش كنسرتي توسط شهرام ناظري در شهر برگزار شد . بليط تهيه كرديم تا كنسرت را ببينيم . دستمان كه به كنسرتهاي شجريان در تهران نميرسد بليطش ايكي ثانيه اينترنتي فروخته Ùˆ تمام مي شود . پسرش هم كه اعلام استقلال كرده است بليطش در يك روز بهمين طريق تمام مي شود . گفتيم بالاخره از هيچي بهتر است! روي بليط نوشته بود كه نيم ساعن قبل در محل حضور پيدا كنيد Ùˆ راس ساعت ۸ درب سالنها بسته مي شود . سالن را هم در طول به ۳ بخش تقسيم كرده بودند Ùˆ بليطهاي مجزاي a ,b,c مي فروختند . بليط a گرفتيم Ùˆ سر ساعت ۷ رفتيم كه بي دغدغه برويم سر جايمان بنشينيم . چقدر دختر بزرگه حرص خورد كه مامان در اين حير Ùˆ وير در فكر خريدن گوشت است Ùˆ اينكه روز بعد تعطيل است Ùˆ مغازه ها باز نيست Ùˆ اينكه ديرمان مي شود . … رفتيم به طرف سالن محل برگزاري كنسرت . درها بسته بود .اين محل معمولا براي برگزاري نمايشگاههاي مختلف استفاده مي شود Ùˆ اصلا مناسب كنسرت Ùˆ از اين حرفها نيست . در بزرگ دو لنگه اي بود كه دو صف در دو طرف آن تشكيل شده بود Ùˆ يك عده هم در وسط روبروي در اجتماع كرده بودند Ùˆ در هنوز باز نشده بود . كلي آدم با كت Ùˆ شلوارهاي يكدست Ùˆ ارم مخصوص گروه با تيپ هاي هنرمندانه (موي بلند دم اسبي) موبايل Ùˆ بي سيم بدست درداخل قدم مي زدند Ùˆ معلوم نبود Ú†Ù‡ چيزي را هماهنگ مي كردند . نكته جلب اين بود كه لنگه هاي در به طرف بيرون باز مي شد .به همسرم Ùˆ بچه ها گفتم برويم وسط بايستيم چون اين درها باز شود صفها بهم مي خورد . ساعت ۸ شد Ùˆ هنوز خبري نبود يك اقايي آمد Ùˆ يك عذرخواهي نمايشي كرد Ùˆ رفت . بعد يكنفر امد كليد به قفل در انداخت ولي ظاهرا كليد عوضي بود . او رفت Ùˆ يكنفر ديگر امد كليد او هم به قفل نمي خورد بعد از چند دقيقه همان نفر اولي با كليدي آمد كه گشاينده قفل گرديد Ùˆ در شروع به باز شدن كرد . در بايد به بيرون باز مي شد Ùˆ مردم كه در صف ايستاده بودند بايد صف را بهم ميزدند تا در بتواند باز شود .بهر زحمتي بود در باز شد كه تازه هنرمندان بيادشان افتاد چطور بليط بگيرند دوباره خواستند در را كه با آن همه زحمت باز شده بود ببندند كه هجوم مردم اجازه نداد . دو نفر با دستهاي زنجير شده بهم يك سمت مردم را مهار كردند تا يكنفر در فضاي باقيمانده يكي يكي بليط را از مردم بگيرد Ùˆ انها را راه دهد . افراد كه وارد مي شدند بليط هر بخش را كه در دست داشتند كنترلي وجود نداشت Ùˆ طبيعتا خيلي از انها بسمت بخش a رفتند Ùˆ نشستند . Ùˆ خيلي از بليط بدستهاي اين بخش سر پا ماندند . به دخترم گفتم ببين قدري مديريت مي كردند اينهمه بلبشو حاكم نمي شد . گفت بابا اينجا ديگر Ú†Ù‡ ربطي به مديريت دارد . برايش توضيح دادم كه همه چيز در نهايت به مديريت برمي گردد. برايش توضيح دادم كه اگر برگزار كنندگان كنسرت از همان دم در چند سه راهروي عبور براي سه بخش سالن تهيه مي كردند Ùˆ در سالن را از همان ابتدا باز مي گذاشتند اين بلبشو بوجود نمي امد . فقط فكر اين را كرده بودند كه كت Ùˆ شلوار ست بپوشند ولي اينكه در به بيرون باز مي شود Ùˆ صفهاب بهم مي خورد را نديده بودند . اينكه با گذاشتن سه نفر از همان آدمهاي سرگردان در محوطه در جلو هر در سالن بليطها را كنترل كنند را نديده بودند . تازه وقتي موعد ورود افراد رسيد يادشان افتاد كه بايد نظمي بدهند Ùˆ همان اقاي هنرمند مودب كه عذرخواهي كرد حالا فرياد مي زد Ùˆ به مردم توهين مي كرد . …. ساختن يك سالن درست حسابي چند منظوره مگر چقدر خرج دارد كه براي هر شهر يكي نمي سازند تا براي چنين مواقعي استفاده شود . يك هنرمند معروف نبايد يك مدير برنامه درست Ùˆ حسابي داشته باشد كه بتواند يك برنامه را مديريت كند تا اينقدر به مردم توهين نشود؟ خوب شد برق نرفت وگرنه هر Ú†Ù‡ هنر مديريتي بود را يكجا در اين مراسم مي ديديم .

۲ Responses to “۳۶۶- هنر مديريت در مديريت هنري”

  1. همكار Says:

    سلام
    من فكر مي كنم اگر بخواهيم با ماشين مسابقه اي در ترافيك تهران رانندگي كنيم، هم به ماشين لطمه مي زنيم و هم به ديگران و هم به خودمان.
    هر سيستم ظرفيتي دارد كه تلاش براي استفاده بيشتر از آن صحيح نيست. ظرفيت سيستم هاي ايراني نيز هميني هست كه الان مي بينيم.
    يكي از كارهايي كه مي توان كرد به جاي تلاش براي سرعت بيشتر در محيط چسبناك فعلي، تلاش در جهت ظرفيت سازي است.
    اين تلاش مي تواند تاسيس شركت مستقل، همكاري با شركت هاي موفق و تغيير نوع فعاليت از فعاليت هاي سرپرستي و مديريت مياني به مديريت كلان و ارشد است.
    اما باز هم با اين روش، ظرفيت دروني شركت خودمان را افزايش داده ايم و ظرفيت كلي حركت خيلي تغيير نداده ايم.
    در اين سطح، مي توان سراغ تشكيل اصناف، اتحاديه ها Ùˆ … حتي فعاليت هاي مديريتي در سطح استان Ùˆ كشور رفت.
    اما هيچوقت نبايد فراموش كرد جامعه، جهش هاي زياد را نمي پذيرد همانطور كه گاليله، اميركبير و خيلي از نخبگان فراري امروز را كه به ديار فرنگ مهاجرت كرده اند نمي پذيرد.

  2. eaglebig Says:

    سلام…مدیرتو این مملکت یعنی یه آدمی Ú©Ù‡ بلده کاغذ امضا کنه Ùˆ البته همه Ù…ÛŒ تونن اینکارو بکنن پس اگر لابی لازم را داشته باشی حتما Ù…ÛŒ توانی مدیر خوبی هم باشی!!!!

Leave a Reply