۴۷۳- یوم تبلی السرائر

مدیر یک کارخانه بخش خصوصی بودم. یکی از کارکنان Ú©Ù‡ خودش Ù…ÛŒ بایست مظهر امانت داری باشد در امانت خیانت کرد . پس از بررسی های لازم او را اخراج کردیم.خیلی ها واسطه شدند Ùˆ تا شنیدند Ú©Ù‡ Ú†Ù‡ شده است حرف خود را پس گرفتند Ùˆ اخراج را تایید کردند . مدتی تلفنهای تهدید آمیز به خانه Ù…ÛŒ شد . دستمالی جلوی گوشی Ù…ÛŒ گذاشتند Ùˆ من Ùˆ خانواده ام را تهدید بمرگ Ù…ÛŒ کردند .حتی در زمانهایی Ú©Ù‡ گوشی را همسرم برمی داشت نیز تهدید را اعلام Ù…ÛŒ کردند . مواظب بودیم بچه ها گوشی را برندارند Ú©Ù‡ اشفته Ùˆ نگران شوند .صدا مشخص بود Ú©Ù‡ خودش بود به او گفتم Ú©Ù‡ او را شناخته ام Ùˆ بهتر است این تماسها را قطع کند تا از طریق قانونی اقدام نکنم . تماسها قطع شد …. چند سال بعد آمد Ùˆ اقرار کرد Ú©Ù‡ او بوده است Ùˆ حلالیت طلبید.او را بخشیدم . بهر حال منافعی را از دست داده بود Ùˆ عکس العمل طبیعی بود . در زمانهای مختلف طریق تهدید قدری عوض Ù…ÛŒ شود. موضوع Ùˆ انگیزه ها همان است. اینده نگر Ù…ÛŒ شوند .نگرانی اینکه در آینده پته شان روی آب بیفتد آنها را وادار Ù…ÛŒ کند از طریق ایمیل Ùˆ نظرات سایت Ùˆ وبلاگ Ùˆ موبایل Ùˆ پیغام تهدید کنند . غافل از اینکه هیچ جسدی در قعر آب نخواهد ماند Ùˆ خورشید هم همیشه پشت ابر جا خوش نمیکند . Ú†Ù‡ تهدید باشد Ú†Ù‡ نباشد .به آن فرد گفتم واقعا فکر کرده بودی با آن سوء استفاده زندگیت روبراه Ù…ÛŒ شود؟ نمی دانستی Ú©Ù‡ به چنین خفتی خواهی افتاد؟ آیا ارزش داشت Ú©Ù‡ چنین اعتبارو اسمت را قربانی کنی؟ …. Ùˆ او فقط پشیمان بود .همیشه اینگونه سوء استفاده ها به سادگی کار این فرد نیست Ùˆ پیچیده تر عمل Ù…ÛŒ شود Ú©Ù‡ رد گیری آنهم مشکل است ولی بهر حال من اعتقاد دارم یک قاضی نامریی وجود دارد یک بالانسر وجود دارد Ú©Ù‡ داده ها Ùˆ ستاده های ما را متعادل Ù…ÛŒ کند . مال Ùˆ دارایی فقط پول نیست مجموعه ای از پول Ùˆ سلامتی Ùˆ زن Ùˆ فرزند Ùˆ….. است . حتی یک خواب راحت هم دارایی است . باید ببینیم Ú†Ù‡ Ù…ÛŒ دهیم Ùˆ Ú†Ù‡ Ù…ÛŒ گیریم . حکایت آن تاجری نباشیم Ú©Ù‡ گندم را احتکار Ù…ÛŒ کرد تا در روزی Ú©Ù‡ مردم نیازمند ترند آن را به قیمت بیشتر بفروشد غافل از اینکه در ته انبارش موشها بتدریج این انباشته را به تاراج Ù…ÛŒ بردند Ùˆ او هر Ú†Ù‡ انباشته بود را تقدیم موشها کرد .زندگی قواعد خودش را دارد . میلیونها سال بر این قاعده ها چرخیده است ومیلیونها سال دیگر هم خواهد چرخید. آدمها Ùˆ بازیگرها عوض Ù…ÛŒ شوند لیکن نقش ها Ùˆ کاراکترها ومفاهیم همانهایی است Ú©Ù‡ بوده است . هابیل گفت: اگر هم روزى دست به سوى من دراز کنى تا مرا بکشى ØŒ من هیچ گاه دست به سویت دراز نمى کنم Ø› چون از پروردگار جهانیان مى ترسم . بعد سرش ‍را برگرداند. با دست چشم نمناک خود را مالید. آخر او قابیل را دوست داشت .آن گاه به راه خود ادامه داد، در حالى Ú©Ù‡ باد موهایش را شانه مى زد. گوسفندان در سبزه زار وسیع Ú©Ù‡ تا دور دست مى رفت ،به چرا مشغول بودند.در گوشه اى از این دشت وسیع تپه Ú©ÙˆÚ†Ú©Ù‰ قرار داشت Ú©Ù‡ تک درختى میهمان آن بود. هابیل در سایه آن خوابیده بود. در خیالش هیچ نقطه تاریکى دیده نمى شد. خیالش مانند باد خنکى Ú©Ù‡ به صورتش ‍مى خورد،سبک Ùˆ ملایم بود؛ اما کمى دورتر، پشت درختى دیگر، قابیل سخت ترین لحظه هاى عمرش را مى گذراند. کمى درنگ کرد. به چهره هابیل چشم دوخت . لبخندى بر لبهاى هابیل نشست . آه Ú©Ù‡ Ú†Ù‡ قدر این لبخند برایش آشنا بود! دلش نمى آمد آن چهره را در هم ببیند. خود را عقب کشید. خواست سنگى را Ú©Ù‡ در دستش بود به زمین بیاندازد؛ اما ناگهان همان صدا؛ همان صداى شومى Ú©Ù‡ آشنایش بود،به او فرمان داد: (برو!برو! بهترین فرصت است ). قابیل دوید Ùˆ خود را بالاى سر برادر رساند، سنگ را بلند کرد Ùˆ بر سر برادر کوبید. خون به صورت قابیل پاشید،انگار Ú©Ù‡ به صورت خوابیده اى آبى بپاشند؛قابیل به هوش آمد. خود را بالاى سر برادر دید،و سنگى خون آلود Ú©Ù‡ در دستش داشت . سبزه ها سرخ رنگ شده بودند. قابیل خود را عقب کشید. سنگ را به زمین انداخت . بلند شد، چند قدم به عقب رفت . خواست فرار کند؛ اما…اما با این جسد Ú†Ù‡ مى توانست بکند. اگر پدرش او را در این حال مى دید Ú†Ù‡ مى کرد؟ Ùˆ از کلاغ آموخت Ú©Ù‡ گناهش را پنهان کند ولی آنکس Ú©Ù‡ آگاه از همه امور است راز او را آشکار کرد Ùˆ همه چیز در روزی Ú©Ù‡ خواهد امد اشکار خواهد شد.
 
 
 
 
 
 

 

۴ Responses to “۴۷۳- یوم تبلی السرائر”

  1. همكار Says:

    آها! اين شد يه چيزي!
    كم كم اون حال و هواي دلپسند و ناياب دوباره داره به سايتتون مياد.

    پ.ن: ممنون از اينكه خودخواهي من را به خاطر اينكه علايقم را به برخي نوشته هايتان و سبك متفاوت آن ابراز مي كنم، در اندازه نظر يك فرد مي بينيد و نه بيشتر از چيزي كه خوانندگان خاموش اين سايت مي خواهند.

  2. مریم سادات Says:

    زیبا و آموزنده بود مثل همیشه :)

  3. meeting Says:

    سلام
    کل ارشیو را سیو کرده ام که بعدا مطالعه کنم.
    ممنون از این همه نوشتن در باب مدیریت.

  4. mina khoshnam Says:

    دقیقا طبق نظر شما ، دارایی فقط مال و ثروت نیست. خواب راحت هم جزو دارایی گرانبهای هر شخصی است. علاوه بر آن، داشتن دلی شاد و وجدانی سبز و یک روحیه قناعت پذیر از بهترین نعمت هایی است که خداوند ارحم الراحمین به بنده ی خاصش عطا می کند.

Leave a Reply