۳۶۷-باز هم كارتيمي!

اینکه شما یک چیز را بیان کنید یک چیز را اعتقاد داشته باشید و یک چیز را بخواهید در دیگران نیز مقبولیت ایجاد کنید مقوله های متفاوتی هستند . به مصداق کلام خداوند که می فرماید چرا می گویید آنچه عمل نمی کنید سعی كنيم هیچگاه مصداق این کلام نباشيم . پس به آنچه می گویيم اعتقاد داشته باشيم و به آن عمل کنيم . در مقولات اجتماعی اینکه شما به یک چیز معتقد باشید برای جاری سازی آن در بین همه کافی نیست . در این مقولات شما باید فرهنگ لازم را پیاده بکنید یا بکنند . ما هنوز در برخي موارد براي يادگيري در ابتداي راه هستيم شما مي اييد در اينترانت شركت يك فضاي گفتگو فراهم مي كنيد افراد مي ايند و مطلب مي نويسند ولي خيلي ها بدون نام يا با نام مستعار مي ايند . پیام گذاشتن در سايت بدون اسم مثل زنگ در خانه مردم را زدن و فرار کردن است. می آیند بیانی می کنند . مسلما شما برای پاسخگویی باید بدانید به چه کسی و با چه فرهنگی و با چه معلوماتی سخن می گویید . شما ببینید در اين سايت کسی می خواهد حرف بزند نامش را نمی گوید انتظار هم دارد صاحب سايت حرفهایش را تایید کندو بگذارد بقیه هم ببینند . ولی گام پیش نمی گذارند که همین را مستقیم يا با نام بگوید . اگر من به چنین فضایی اعتقاد داشته باشم و حدودهفت سال هم در فضای اینتر نت از طریق سایتم با همه در ارتباط بوده باشم کفایت نمی کند که این فضا ایجاد شود . محیط باید آماده شود فرهنگ باید ایجاد شود . مثلا کار تیمی نیازمند کار مداوم و فرهنگ سازی است . درست كردن تيم فلان و بهمان يا كميته چي و چي گامهای ساختاری و اولیه است . ولی وقتی نمی توانیم با هم گفتگو کنیم . وقتی تا اختلاف سلیقه پیدا می کنیم قهر می کنیم و تیم و جلسه را بهم می زنیم . وقتی تیم را در صورتی قبول داریم که همه مثل من فکر کنند معلوم است که نمی شود . تازه مگر سازمان ما جدای از تمام مملکت است وقتی مشکلات کار تیمی را بیان می کنیم یعنی همه ما این مشکلات را داریم .. فقط يكي بايد یک آینه بگيرد جلویمان که ببینیم جلوه اي ديگر از اين آفتهاي كارتيمي را . و سعی کنیم خودمان را اصلاح کنیم .. همه فکر می کنیم خدای همه چیزیم و بقیه اشتباه می کنند . مخصوصا اگر طرف مقابلمان یک مدیر باشد او می شود منشا همه کارهای بد و ما می شویم مظلومانی که حقمان را خورده اند و مورد ستم واقع شده ایم . کار تیمی محتاج این است که جوانان در سازمانهاي كاري خود تمرین کارتیمی کنند اگر مدير در اینکار ضعیف است شما اینکاررا بکنید . میدان باز برای عمل است . همه ایده آل گرا هستیم خیلی هم خوب است باید ایده آل گرا باشیم . ولی اشکال آنجا است که خودمان را ایده آل می بینیم . خودمان می شویم خط کش همه کار های خوب و همه را با خودمان می سنجیم و هر کس را بر صراط غلط می بینیم . دیگران را مسخره می کنیم . کسی از ما انتقاد کرد شدیدا در مقابلش موضع می گیریم .زمین و زمان را بهم می بافیم تا طرف را له کنیم تا دیگر جرات نکند از ما انتقادی بکند . ایده آل گرایی خوب است اگر بیاییم از خود شروع کنیم برای اصلاح . اگر فكر مي كنيم حرفي براي گفتن داريم بياييم و بگوييم مسلما گوشهايي براي شنيدن پيدا خواهد شد .
زنگ نزنیم و برویم . بایستیم تا طرف در را باز کند و بگوییم :
کاری نداشتم فقط خواستم سلامی عرض کنم خدا نگهدار .

۴ Responses to “۳۶۷-باز هم كارتيمي!”

  1. همکار Says:

    سلام.
    من که نفهمیدم چی شده!
    اما اگر یادتان باشد، قبلا نیز در این مورد بحث هایی داشتیم. خلاصه آن بود که خیلی به ماهیت فیزیکی و اسم و رسم طرف کاری نداشته باشیم و سعی کنیم بر منطق سخنش متمرکز شویم. همانطور که ما هم به عنوان خواننده سعی می کنیم بر موقعیت و کسب و کار شما تمرکز نکنیم.
    اگر کسی نظری می دهد و اصرار دارد نظرش درست است می توان احتمال داد که واقعا نظرش درست است! نه اینکه حمل بر لجبازی و یکدندگی کرد (هر چند ممکن است اینگونه باشد).
    به هر حال یکی از مزایای عالی وبلاگ و سایت این است که دیگران فارغ از خیلی مسایل آدم را نقد (منصفانه یا غیر منصفانه) می کنند. حرف هایی می زنند که در عالم واقعی هیچوقت جرات گفتن آنرا ندارند یا رویشان نمی شود. این مسئله کمک می کند تا سعه صدر نویسنده ابعاد جدیدی پیدا کند.

  2. همکار Says:

    -ادامه-
    از طرف دیگر، همه ما به تجربه دریافته ایم که لازم نیست حتما طرف گفتگویمان صراحتا تاثیر حرف های ما بر خودش را نشان دهد یا صراحتا حرف حق ما را تایید کند و بله بگوید (هر چند در محیط کار خیلی از مدیران این انتظار را دارند و می خواهند فقط سمعا و طاعتا بشنوند).
    چه بسیار که گفتگوی ما به ظاهر بی نتیجه می ماند ولی در عمل تاثیر عمیقی بر فرد می گذارد و به مرور نظرات وی عوض می شود. پس فرصت دادن به طرف مقابل برای تفکر و تعمق مهم است و فکر می کنم یکی از مهارت های مهم کار تیمی باشد!
    چه بسیار افرادی که در شدیدا در برابر گفتگو های بنده موضع گرفته اند و مدت کوتاهی بعد، آنها را در حال ارائه نظراتم به دیگران به عنوان یافته های جدیدشان دیده ام. احساس تفاهمی که به آدم دست می دهد گاهی مدتها بعد از جلسات است.

  3. همکار Says:

    -ادامه-
    در ضمن اجازه بدهیم که اطرافیانمان از جماعت مدیر پیشه و مدیر مآب دل خوشی نداشته باشند و آنها را کمی تا قسمتی دشمن بدارند! چرا که خیلی اشتباه نمی کنند!!! این جماعت، دیری است با ندانم کاری های خود تیشه به ریشه خیلی چیز ها زده اند و به قول یکی از بزرگان مدیریتی، آموزش ناپذیر ترین قشر سازمان هستند. کمتر یاد میگیرند و بیشتر دستور می دهند. ناراحت نشوید، کمتر مدیری را دیده ام که متوجه مسئولیتی که بر دوشش است باشد. کمتر مدیری را دیده ام که بدون استفاده از موج سواری و ماهیگیری از آب آلوده و بیشتر بر اساس توانایی های فردی اش به موقعیت مدیریتی رسیده باشد.

  4. همکار Says:

    -ادامه-
    از بس دختر Ú©ÙˆÚ†Ú©Ù… جیغ Ù…ÛŒ زند نمیتوانم بیش از این بنویسم….
    فعلا خدانگهدار

Leave a Reply