۴۷۷- نتیجه گرایی

در دانشگاه استادی داشتم که سه تا از درسهای تخصصی را با ایشان گذراندم . سه تا درس سه واحدی. ایشان وقتی امتحان می گرفت سه یا چها رسوال بیشتر نمیداد و بیست نمره هم تقریبا به تساوی بین سوالات تقسیم می شد . سوالاتی که حسابی عرق ما را سر جلسه در می آورد . ولی تصحیح کردن ورقه های ما وقت زیادی از ایشان نمی گرفت .تصحیح هر ورقه چند ثانیه طول می کشید . به جواب اخر نگاه می کرد اگر درست بود نمره کامل را می داد و اگر حتی یک هزارم هم غلط بود صفر به سوال تعلق می گرفت . استدلال ایشان که دکترای رشته خود را داشتند و چندین کتاب نیز نوشته بودند این بود که مهندس در محاسبه نباید اشتباه کند . فرض کنید می خواهید زاویه پرتاب سفینه به ماه را محاسبه کنید اگر حتی یک ده هزارم هم مثلا اشتباه کنید سفینه بجای ماه سر از مثلا مریخ در می اورد و تمام زحمات بر باد می رود . داشتیم اساتید دیگری که به حتی یک علامت منها یا تقسیم هم نمره اختصاص می دادند و با ریز کردن بارم کلی سوال بهر کاری که دانشجو کرده بود نمره می دادند . ولی انصافا استدلال اولی قوی تر بود . اگر شما به نتیجه ای خلاف آنچا در هدف داری نرسی چه فایده که در وصف راه آمده سخن بگویی؟ شما می خواهید فلان محصول را تولید کنید ولی بهر دلیل موفق نمی شوید . حاصلی نداشته اید و شکست خورده اید . کلی پیست را دویده اید ولی آخر شده اید حالا بنشینید و بگویید من خیلی با استیل و فرم مناسب می دویدم و زاویه گامهای من خیلی علمی بر زمین فرود می آمد! نتیجه چه شده است . شما اخر شده اید . دیدگاه نتیجه گرایی می تواند ما را در رسیدن به اهداف کمک کند و باعث پیشرفت در امور گردد . خیلی از کارهای نیمه تمام یا شکست خورده ما به این خاطر است که این دیدگاه وجود ندارد و در حین کار یادمان می رود که آمده ایم تا به جایی برسیم نه اینکه قدم بزنیم . اگر فلان دستگاه را نتوانیم در موقع مقرر آماده کنیم تا فلان محصول تولید شود دیگر مهم نیست که چقدر زحمت کشیده ایم یا میزان تاخیرمان ده دقیقه است یا ده روز . مهم اینستکه ان محصول بموقع تولید نشده است . در فوتبال هم این بحث به شکل بازی زیبا یا بازی برنده مطرح است . تیمی که بازی زیبا می کند ولی برنده نمی شود امتیازی نمی گیرد . خیلی از کارکنان ما در بنگاههای اقتصادی دید نتیجه گرا ندارند و همین باعث می شود که کارها یا انجام نشود یا با تاخیر انجام گیرد . دنبال این نباشیم که کار را پیش ببریم بلکه تلاش کنیم که کار را تا رسیدن به نتیجه پیش ببریم .

۸ Responses to “۴۷۷- نتیجه گرایی”

  1. محبوبه Says:

    با سلام
    مطالب بسیار زیبا و آموزنده هستند من بعضی وقت ها میام مطالب وبلاگتونو میخونم ،و اون استدلال استاد محترم هم استدلال قوی وزیبایی بود واین جمله هم قشنگ بود«ما آمده ایم تا به جای برسیم نه اینکه قدم بزنیم»ولی بعضی مواقع در برخورد با کمی مشکل وناملایمات و ،وقتی نتیجه کار چه تو زندگی چه دانشگاه اونجور که فکر میکردیم پیش نمیره به خصوص که می بینی نسبت به زمان خودت عقب هستی ،نا خوداگاه انگیزه کم میشه ،چه کار باید کرد که این انگیزه همیشه قوی بمونه ؟
    ——————————————————-
    پاسخ: باید در انگیزه هایمان تجدید نظر کنیم!

  2. مریم سادات Says:

    :)

  3. مهرداد Says:

    خوب ومنطقی بود عقاید استادتان ولی در آن زمان نگاه ما این نبود دنبال نمره بودیم

  4. گزاره‌ها » لینک‌های هفته (۴9) Says:

    [...]  ۴۷۷- نتیجه گرایی (نکته‌ی مورد نظر ایشون جالب Ùˆ درسته؛ اما “رفتن رسیدن است” هم به جای خودش!) (خاطرات یک مدیر) [...]

  5. آیت Says:

    سلام

    البته دید استاد شما خیلی جالب بوده،ولی مطمئنا برای پرتاب کردن یک سفینه به ماه مدت بسیار زیادی وقت برای محاسبه لازمه Ùˆ برای یک امتحان ۲۰ نمره ای فکر نکنم بیشتر از ۲ ساعت!Ùˆ این جاست Ú©Ù‡ شاید به غیرمنصفانه بودن تفکر استاد Ù¾ÛŒ ببریم.

  6. جواد Says:

    باسلام
    من با ديدگاه مطرح شده موافق نيستم، چون با منطق تشويق در مديريت نميخواند، مثلا شما اگر مهندسي داشته باشيد كه بخواهيد موضوع مشخصي را كه نياز به تجربه دارد به او ياد بدهيد ، قاعدتا هميشه به دنبال اين بايد باشيد كه تا هرجا كه درست انجام داده را ببينيد و برايش تشويقش كنيد تا برود و باقي را هم يا دبگيرد ، اين ديدگاه كه به خاطر يك اشتباه كوچك تمام زحمات فرد را سفر در نظر بگيريم شايد از ديد نتيجه گرايي درست باشد (كه من شك دارم ) ولي با ديدگاه مربي گري و رشد و تشويق نفرات در تضاد است

  7. sufi Says:

    سلام از خوندن وبلاگتون واقعا لذت بردم .من خودم بیشتر برنامه ریزی هایی که می کنم به خاطر ترس از مطلوب نبودن نتیجه نیمه نموم رهاش میکنم که واقعا خودمم نمی دونم باید چی کار کنم!

  8. سرو کهن Says:

    با سلام
    من با دیدگاه شما کاملا مخالفم
    نتیجه گرایی صرف ، خودش یه مشکل خیلی بزرگ در مدیریت ایجاد میکنه .
    همیشه و همه جا نتیجه گرایی ؟!
    این نتیجه گرایی مشکل ایجاد میکنه .
    توی دانشگاه به جای اینکه به مقدار معلومات دانشجو اهمیت داده بشه ،صرفا نمره آخر ترم که گاهی با تقلب به دست اومده مهمتره !!!
    آیا این ملاک درستیه برای قیاس دو نفر ؟
    نتیجه گرایی باعث بی اانگیزه شدن افرادی میشه که بنا به دلایلی نتونستن به هدف برسن اما این نرسیدن ، دلیل بر بی ارزش بودن کار اونها نیست .
    اگه به جای تاکید بر نتیجه محوری ، ارزش محوری رو تقویت کنیم ، به نظرم در نرسیدن به هدف دچار سرشکستکی نمیشیم .

    به نظرم استراتژی به اندازه خود هدف مهمه .

Leave a Reply