۴۸۲- كله قند سازماني

يك سازمان داراي يك هرم سازماني است كه مديران در بالاي هرم Ùˆ كاركنان در قاعده آن قرار دارند .بديهي استكه از نظر كميت اين دو راس قابل مقايسه نيستند .بالاي هرم تعداد اندك هستند ولي از نظر تاثير گذاري بيشترين اثر را بر روند حركتي سازمان دارند . كيفيت كار آنها نيز در يك بازه زماني بلند مدت شكل ميگيرد بعبارتي براي اينكه يك مدير با تجربه Ùˆ كار كشته داشته باشيم بايد هزينه هاي بسياري را بكنيم تا به اين شرايط دست يابيم . صرف نظر از كميت Ùˆ كيفيت Ùˆ ميزان اثر گذاري رده هاي مختلف اين هرم آنچه مسلم است اينكه بدون هيچكدام از اين رده ها شركت نمي تواند به حيات خود ادامه دهد . برخي از سازمانها بودن توجه به رده هاي مختلف اين هرم سعي دارند با حذف برخي از رده ها مثلا مديران مياني سازمان را متعادل Ù†Ú¯Ù‡ دارند كه نشدني است . سازماني عريض Ùˆ طويل كه مي بايست بر اساس ساختار سازماني Ùˆ چارت مربوطه كه براي قوام ان طراحي شده است در كليه جايگاهها افراد متناسب Ùˆ توانمند را داشته باشد هر روزه شاهد اين است كه اين مديران در رده هاي مختلف هرم را از دست مي دهد Ùˆ با رفتن هر كدام مدير راس هرم مسئوليت كار او را بعهده مي گيرد يا يك ژوكر مديريت را وارد گود مي كند كه ان جايگاه را خالي نگذارد ØŒ ژوكري كه مسلما نمي تواند در يك زمان اگر بخواهد موثر باشد چند نقش را ايفا كند . مسلما اگر ما سعي كنيم اين هرم را برعكس روي زمين بگذاريم نامتعادل مي گردد Ùˆ هر لحظه امكان فرو افتادن آن وجود دارد . تمثيل سوار شدن Ùˆ پياده شدن از قطار سازمان را در اينجا اگر بكار بگيريم بايد اينگونه بگوييم كه سازماني جوان كه مي بايست شاهد سوار كردن افراد جديد Ùˆ توانمند در رده هاي مديريتش باشد اگر در هر ايستگاه Ùˆ حتي غير ايستگاه افراد موجود Ùˆ توانمند خود را پياده كند مشكل را بايد در بالاترين راس هرم دانست . ..Ùˆ در نهايت يك سازمان تبديل به يك نمايش يكنفره مي گردد كه يكنفر مي خواهد نقش حاكم Ùˆ محكوم ØŒ نقش عاشق Ùˆ معشوق، نقش شيرين Ùˆ فرهاد ØŒ نقش كارگر Ùˆ مدير را بازي كند كه مسلما اين نمايش را تبديل به يك كمدي گريه اور مي كند . خنده تلخ من از گريه غم انگيز تر است كارم از گريه گذشته كه به آن مي خندم . يكي از همكاران سابق زنگ زده بود Ùˆ با بغض از شرايطي مي گفت كه در شركت ايجاد شده است . روحيه هاي درب Ùˆ داغوني كه افراد دارند Ùˆ محيط كار برايشان بسيار سخت Ùˆ طاقت فرسا شده است . هر كدام كه فرصتي براي كار در جايي ديگر مي يابند خود را از اين قطار به بيرون مي اندازند .سازماني كه زماني سرشار از شور Ùˆ انگيزه بود . مثلي ملايري داريم كه مي گويد” طرف گلي او گرفته كه فقط خوش مينه بيره سرش” ” طرف گلي اب گرفته كه فقط خودش مي تواند بسرش بگيرد” ملغمه اي ساخته مي شود كه هيچكس نميتواند جمعش كند . هر روز بر زيان انباشته شركت افزوده مي شود . هر ماهه بر اقساط عقب افتاده افزوده مي گردد . هر روز هزينه هاي لوكس گرايانه شركت اضافه مي شود . سود تاخير وامهاي شركت به ده برابر مبلغي ميرسد كه انتظار دارند در سال جاري سود ببرند . ميزان بدهي هاي شركت از ميزان سرمايه گذاري انجام شده بيشتر شده است Ùˆ…. Ùˆ اين سازماني است كه كله قند را وارونه به زمين گذاشته است Ùˆ ستونهاي حمال سازه شركت نيز نابود شده است! نمايش ادامه دارد… Ùˆ گريه ها !

بحث تسهيلات بانكها به شركتها ي توليدي از مقوله هاي بسيار بحث برانگيز و روز است ! هميشه برايم اين نقطه ضعف در بررسيهاي بانكها براي دادن تسهيلات به شركتها در ذهن بوده است كه چرا فقط به داراييهاي مشهود وودفتري شركتها توجه مي كنند . نحوه مديريت هزينه ها در يك شركت و كلا نوع مديريت و بررسي شاخصهاي مختلف استاندارد عملكرد از مقوله هايي است كه بانكها از آن غافل مي شوند و اگر تازه همه چيز در راستاي قانوني و درستش انجام شود تسهيلات را به شركتي مي دهند كه آن را مي گيرد و با سوء مديريت فقط به بدهيها مي افزايد و باز دهانش را باز مي كند كه اي واي داد فرياد كه در اين مملكت به توليد كنندگان تسهيلات نمي دهند!

امروز ماجراي يك شركت خصوصي ايراني راشنيدم كه بعلت عدم وجود حاشيه سود و زياندهي مجبور به تعطيلي كارخانه اش مي گردد و كارگرانش به بيمه بيكاري معرفي مي شوند . بعد از دو سال كه بيمه بيكاري تمام مي شود صاحب شركت دلش نمي ايد انها را به امان خدا رها كند و دوباره آنها به سر كار برمي گرداند و فقط از انها مي خواهد كه خرج خودشان را در بياورند و سودي از انجا نمي خواهد .تعهد اين مالك شركت به سرنوشت كارگران و خانواده انها بسيار تحسين برانگيز است . لذت بردم!

اين روزها فصل پاييز با يك دگرديسي به زمستان تبديل شده است . ياد بچه گيها افتاديم و سرماي آنزمانها كه بسيار شديدتر از حالا بود .از بازي در برف كه بخانه مي امديم دستهاي سرما زده ما توسط مادر در ظرفي از آش ترخينه فرو مي رفت تا در كوتاهترين زمان با گرماي انباشته در آش دستهايمان از سرما زدگي نجات يابند . در زماني كه وسيله گرمايش خانه ها كرسي بود كه هر روز صبح توسط مادر آتش آن تازه مي شد و چراغ خوراك پزي سه فتيله اي كه ابگوشتي بر روي آن قل قل مي كرد يا چراغ علاء الدين يا والور كه كتري اي آب بر روي ان بود تا هواي اتاق خيلي خشك نشود . سرمايي بود كه با گرماي محبت اطرافيان قابل تحمل مي شد .سرماي كمتر اين روزها را چگونه تاب بياوريم؟

۱۴ Responses to “۴۸۲- كله قند سازماني”

  1. Jackie Says:

    hubies@numerals.velvet” rel=”nofollow”>.…

    ñýíêñ çà èíôó!…

  2. max Says:

    toonker@foolhardy.wolpes” rel=”nofollow”>.…

    tnx!…

  3. otis Says:

    souvanna@subside.departures” rel=”nofollow”>.…

    ñýíêñ çà èíôó!…

  4. otis Says:

    patrols@establishments.backside” rel=”nofollow”>.…

    áëàãîäàðñòâóþ!…

  5. Herman Says:

    interglacial@guinea.veldt” rel=”nofollow”>.…

    áëàãîäàðþ!!…

  6. Gilbert Says:

    socioeconomic@diameters.lodowick” rel=”nofollow”>.…

    ñïñ çà èíôó….

  7. Sidney Says:

    fosters@tommys.formulas” rel=”nofollow”>.…

    ñïñ!…

  8. ramon Says:

    figurines@newtonian.linguist” rel=”nofollow”>.…

    ñïàñèáî çà èíôó!…

  9. Nathaniel Says:

    chaffing@alveolus.sides” rel=”nofollow”>.…

    ñýíêñ çà èíôó!…

  10. Alan Says:

    slaked@gage.chains” rel=”nofollow”>.…

    thanks for information!!…

  11. wallace Says:

    sisk@haystacks.stator” rel=”nofollow”>.…

    tnx for info….

  12. jon Says:

    laughs@wail.uninominal” rel=”nofollow”>.…

    ñïñ çà èíôó….

  13. Bradley Says:

    cleido@toland.alloy” rel=”nofollow”>.…

    ñïñ çà èíôó….

  14. Jessie Says:

    kicks@amici.meanin” rel=”nofollow”>.…

    thank you!!…

Leave a Reply