۴۸۴-بستی از روی محبّت بزنیم!

در يكي از كارخانجاتي كه مدير كارخانه بودم فردي براي استخدام مراجعه كرده بود.در مراحل آخر گزينش او اخرين مصاحبه را با او داشتم Ùˆ در نهايت نظرم را در انتهاي فرم او نوشتم : با جذب ايشان موافقت نمي شود.مدتي از اين ماجرا گذشت تا اينكه يكروز در گشت روزانه با اين مهندس جوان برخورد كردم كه لباس كار بر تن داشت Ùˆ مشغول كار بود . يادم امد كه من او را تاييد نكرده ام ! چرا مشغول كار شده بود ØŸ گفتم پرونده ايشان را اوردند Ùˆ برگه اي كه نظر خودم را نوشته بودم را نشانم دادند كه : با جذب ايشان موافقت مي شود ! گفتم اينكه نمي شود است Ùˆ انها گفتند كه مي شود خوانده اند Ùˆ اين بخاطر عجله اي بود كه من در نوشتن داشتم Ùˆ “Ù†” خيلي واضح نبود! مثل بعضي از مواقع كه نام فاميل مرا سيبي مي خوانند ! مانديم Ú†Ù‡ بكنيم ايشان مشغول كار شده بود Ùˆ كلي براي خودش ذوق كرده بود Ùˆ برنامه ريخته بود Ùˆ…. دلم نيامد او را لغو قرارداد كنم Ùˆ ادامه همكاري را منوط به ديدن عملكرد او كردم . ايشان در آن كار خانه ماند Ùˆ كار كرد هر چند با آنچه ايده ال ما بود فاصله داشت !

چند روز ييش لامپ حمام سوخت . قاعدتا بايد يك لامپ مي خريدم Ùˆ با باز كردن حباب چراغ لامپ را تعويض مي كردم . هر كاري كردم حباب باز نشد . شديدا قفل كرده بود Ùˆ به پايه چراغ چسبيده بود Ùˆ هر Ú†Ù‡ زور زدم Ùˆ ضربه به بدنه پايه نشد كه نشد . يكبار قبلا اين تجربه را داشتم Ùˆ درآن  تجربه آخر حباب را شكستم تا لامپ را عوض كنم Ùˆ يك حباب جديدي جايگزين كردم . اینباررفتم ابتدا چاه را بكنم Ùˆ بعد مناره را ….. اول حباب را بخرم Ùˆ بعد قديمي را بشكنم . الكتريكي ها حباب را نداشتند Ùˆ گفتند اينها قديمي شده است Ùˆ حبابش كم ييدا مي شود . يكي از انها لامپي جديد را بمن معرفي كرد كه نياز به حباب نداشت Ùˆ حباب سر خود بود . جديد بود Ùˆ تازه توسط يكي از سازندگان وطني توليد شده بود . با شك Ùˆ ترديد گرفتم اول مطمئن شدم چيني نباشد .وقتي خيالم راحت شد كه وطني است با توجه به اينكه عينك (سواد) Ù… را همراه نداشتم از فروشنده خواستم ببيند كه روي جعبه لامپ استفاده آن در محيط مرطوب مجاز هست يا نه. فروشنده روي جعبه را خواند Ùˆ گفت بله اينجا نوشته: در محيط هاي با رطوبت بالا استفاده شود. گرفتم Ùˆ بخانه امدم . سوادم را بر چشم زدم كه دوباره خودم مشخصات را كنترل كنم بهر حال بحث ايمني در ميان بود ديدم كه ۵ نكته را قيد كرده كه رعايت كنيم Ùˆ يكي از آنها اين بود كه: در محيط هاي با رطوبت بالا استفاده نشود. دوباره شال Ùˆ كلاه كردم Ùˆ رفتم سراغ فروشنده كه عزيز جان مگر سواد نداري گفت: چرا ديپلم دارم ! گفتم چرا براي من اين نوشته را غلط خواندي . آن را گرفت Ùˆ ورانداز كرد Ùˆ گفت اينجا نوشته كه در دماي بالاي ۴۸ درجه سانتيگراد استفاده نشود . حمامتان به اين درجه ميرسد ØŸ!! گفتم عزيز من اين يكي از تذكرات سازنده است . حالا يا واقعا نمي فهميد يا خودش را به نفهمي زده بود . گفت حمام كه رطوبت بالا ندارد گفتم عزيز من پول ما را پس بده برويم ظاهرا شما بعلت صرفه جويي شديد با ابسرد حمام مي كنيد Ùˆ در حمامتان بخار نيست Ùˆ پو لم را گرفتم Ùˆ بيرون امدم . بفكرم رسيد كه اگر پايه چراغ موجود است ايندفعه بايد چراغ را بشكنم Ùˆ حباب را سالم Ù†Ú¯Ù‡ دارم . پايه را يافتم Ùˆ خريدم Ùˆ همين كار را كردم . كار قدري سخت تر شد ولي بالاخره شدني بود . پايه را شكستم ولي باز با زحمت Ùˆ خلاقيت Ùˆ به زور پيچ گوشتي Ùˆ گوشتكوب توانستم باقيمانده پايه را از حباب جدا كنم ! براي وصل پايه روي ديوار Ùˆ وصل مجدد سيم به آن كار با اعمال شاقه انجام شد . نميدانم چرا توليد كنندگان اين چراغها براي راحتي كار فكري نميكنند . بگونه اي كه يك فرد عادي بتواند براحتي لامپ Ùˆ حتي كل چراغ را تعويض كند . مثلا اين روش قرار دادن سيم زير پيچ Ùˆ بستن آن را با يك سيستم سوكت فشاري جايگزين كنند كه بتوان با فشار دادن سر سيم انرا در محل اتصال محكم كرد Ùˆ…. دريغ از ذره اي خلاقيت در اينمورد ….خلاصه اين هم داستاني از يك “Ù†” كه مفاهيم را عوض كرد !!!

بحث خريد و تقلب شد ياد موضوعي ديگر افتادم. رفته بودم آجر نما بگيرم . به فروشنده گفتم از چهار رنگي كه كارخانه توليد مي كند مي خواهم . گفت سه رنگش را بيشتر نداريم و موجودي فعلي ما همين است گفتم اشكال ندارد همين را بفرستيد . استاد نصاب كه آمد نصب را شروع كند ديد فقط از دو رنگ فرستاده است ! جالب بود كه تبليغ هم مي كرد كه ما ارزانتر از همه جا مي دهيم و بعد متوجه شدم كه اينها بند بين اجرها را هم جزو متراژ حساب مي كنند يعني فضاي خالي را هم با خريدار حساب مي كنند و مي گويند ما ارزان مي دهيم . دروغگويي و غش در معامله در حد تيم ملي! بر روابط تجاري بازار حاكم است . خودمان بهم رحم نداريم !

صحبت رحم كردن شد .تازگيها شهرداري با كلي خرج دست به ترميم جدول خيابانها زده است Ùˆ جداول باغچه هاي وسط خيابان ها را كه بعنوان مانعي بر سر راه عابر بد بخت بودند را اصلاح نمو ده اند . در برخي از جاها كه احتمال عبور بيشتري را براي عابر از خيابان داده اند هم خط كشي كرده اند Ùˆ جدول را بريده اند تا عابر براحتي عبور كند . ما هم كه عاشق نظم Ùˆ سيستم Ùˆ اين بچه مثبت بازيها هستيم ! براي عبور از خيابان از اين نقاط استفاده مي كنيم . هر چقدر صبر مي كنيم يك ماشين سرعتش را كم كه نمي كند هيچ بلكه بر سرعتش هم اضافه مي كند تا نكند پا بر خطوط بگذارم Ùˆ بخواهم با آرامش از خيابان رد شوم Ùˆ ايشان صدم ثانيه اي ديرتر بمقصد برسد . Ùˆ باز بعد از اين اصلاح هندسي بايد مثل ماتادورها كه از جلوي گاو خشمگين فرار مي كنند خود را با آن سمت خيابان برسانيم…. وقتي خودمان بخودمان رحم نمي كنيم Ú†Ù‡ انتظاري داريم از اينكه
….

باشد به دل کوزه آب، که بدان سنگ شکست
بستی از روی محبّت بزنیم
تا اگر آب در آن سینه پاکش ریزند…آبرویش نرود

۹ Responses to “۴۸۴-بستی از روی محبّت بزنیم!”

  1. massoumeh Says:

    salam
    khili mamnoon weblog aliei darin
    khoshhal misham age betoonim tabadole link dashte bashim

  2. عادله Says:

    khili mamnoon weblog aliei darin

  3. gholami Says:

    merc jaleb bud

  4. Fatemeh Says:

    کاش زمان مصاحبه من هم شخص مصاحبه کننده اگه خيال رد کردن منو داشتند عجله داشته باشند و يک عدد -ن-ناقابل را جا بندازنند..
    وبلاگ پرمحتوايي داشتيد آقاى مدير
    موفق باشيد..

  5. stuart Says:

    willed@situated.forepaws” rel=”nofollow”>.…

    ñïñ!…

  6. Milton Says:

    intranasal@diamond.jenni” rel=”nofollow”>.…

    hello….

  7. Dustin Says:

    sluggishly@gulfs.ducts” rel=”nofollow”>.…

    ñïàñèáî….

  8. Brett Says:

    conspiratorial@spares.generated” rel=”nofollow”>.…

    ñýíêñ çà èíôó!…

  9. kurt Says:

    compels@cooped.barns” rel=”nofollow”>.…

    hello!!…

Leave a Reply