۳۷۶- خاطره هاي مجسم

بعضي وقت ها براي اينكه بياد گذشته ها بيفتيم يك بهانه لازم است . معمولا ديدن يك چيز مي تواند ما را به گذشته ها ببرد . يك تابلو نقاشي خانه پدري ØŒ يك بشقاب عتيقه Ú¯Ù„ قرمزي قديمي ،يك فرش دستباف كه مادر براي سرگرمي بافته است Ùˆ… تعلق به اشياء بيشتر به خاطر اين حسي است كه به ما دست مي دهد Ùˆ مار ابه گذشته مي برد .يادگاري دادن Ùˆ گرفتن زماني خيلي رواج داشت . ولي الان ديگر كمتر كسي در فكر اين است كه گذشته را با يك شيئي به خاطر بياورد . فضاي خانه محل اطراق كوتاه مدت شبانه است . وسايل خانه هر چند وقت يكبار نو مي شوند . تلويزيون با سريال ماه مبارك سر بزنگاه توالت خانه را ياد آور بوي پدر خانواده بيان مي كند Ùˆ…. يك بهانه هم براي اين گريز از گذشته وجود دارد Ùˆ آن اينكه به فردا بينديشيم .گذ شته ها گذشته .ولي مگر مي شود بدون خاطره زندگي كرد؟

One Response to “۳۷۶- خاطره هاي مجسم”

  1. مهدی هدایی Says:

    سلام قربان. که یعنی احساس نزیکتر از یک خواندن و نوشتن به متون شما دارم. خوشحالم که کوتاه اما پُر می خوانم. و پشت این کوتاه های پُر پَری است که صاحب می پراند و صاحب این پُر ِ پَروازی دیگران را هم به سهامدار پرواز می داند. ممنونم. خیر و برکت و نور باران روزها و شبان شما. مهدی

Leave a Reply