۵۰۰-شخصیت جمعی( بخش سوم)

چیزی که به ارتباط بین افراد کمک می کند اینستکه اطرافیانمان بدانند که به آنها نیاز داریم. شرط اول ایجاد یک سیستم مبتنی بر کار تیمی در سازمان اینستکه افراد تیم بدانند که به همدیگر نیازمندند. مدیر یک سازمان باید بتواند این احساس را با بیان شفاف در اعضای تیم بوجود آورد که به یاری آنها نیازمند است. آنهایی که خود را بی نیاز یاری دیگران می دانند و خود را کاملترین حس می کنند اصلا نمی توانند کار تیمی کنند . انسانها نیاز دارند که کمک کنند ! دیده اید که وقتی از کسی آدرس میپرسید در اکثر مواقع طرف شما با چه ذوقی پاسخ شما را  میدهد  .عید سال گذشته از بروجرد رد می شدیم از دو چرخه سواری در حال حرکت مسیر خروج از شهر و جاده خرم اباد را پرسیدیم .چنان با وجد و علاقه در همان حال دوچرخه سواری به پاسخگویی پرداخت که نزدیک بود سرنگون شود . این احساس انسانها را و اطرافیانمان را احترام بگذاریم . هیچ چیز بیاد ماندنی تر از ایجاد یک حس زیبا نیست که کسی در ما بوجود اورده است. با خیلی ها روبرو می شویم ،صحبت می کنیم ، کار برایمان انجام می دهند ، کار برایشان انجام می دهیم و بعد همه از یادمان میروند . کسانی در اندیشه ما جا می گیرند که حسی زیبا را در ما بیدار کرده اند . اینها بخشی از خاطرات ما می شوند . وقتی برای یک کار مثبت کسی را تشویق می کنید نه با پول که با جمله ای صمیمانه و لبخندی واقعی بگونه ای که او باور می کند شما قدر دانش هستید در او حس مهم بودن و تاثیر گذار بودن را ایجاد می کنید و این حس و امید تکرار دوباره اش راز ماندگاری روحیه انجام کار های مثبت در افراد است . وقتی شما با کارکنان و یا کلا اطرافیانتان از آنچه می تواند باشد سخن می گویید در او حس بهتر شدن را بوجود می آورید و حس تحقیر و سرکوفت بخاطر آنچه هست را از او دور می کنید . همه ما مجموعه ای از رفتارهای غلط و درست را بهمراه داریم ! پست سازمانی نباید این احساس را در ما بوجود اورد که ماقضاوت کننده همه اطرافینمان هستیم و هیچکس حق ندارد در مورد ما قضاوت کند . یاد بگیریم از جلد قاضی و مجری قانون خارج شویم و اشتباهات دیگران را بگذاریم و بگذریم .

۲۳ Responses to “۵۰۰-شخصیت جمعی( بخش سوم)”

  1. حسن میرزایی Says:

    سلام مدیر محترم
    هرچند شما مدیر صنعت هستید ومن آموزش
    ولی به نظر میرسد دیدگاههای مشترکی داریم
    مطلب تقلب در جایزه شما اشاره به نکته ای اساسی داشت
    که با توضیحاتی در وبسایتم درج کردم
    در ضمن شما را به پیوند ها افزودم
    موفق باشد

  2. حسن میرزایی Says:

    سلام مدیر محترم
    هرچند شما مدیر صنعت هستید ومن آموزش
    ولی به نظر میرسد دیدگاههای مشترکی داریم
    مطلب تقلب در جایزه شما اشاره به نکته ای اساسی داشت
    که با توضیحاتی در وبسایتم درج کردم
    در ضمن شما را به پیوند ها افزودم
    موفق باشد
    http://novelschoolmanagement.com/2751-تقلب-در-جایزه!!!

  3. همکار Says:

    سلام. امیدوارم حالتان خوب باشد و سلامت باشید.
    اجازه بدهید با نگاه انتقادی کمی موضوع را بیشتر بشکافیم، چون موضوع این نوشته شما از درگیری های روزمره من است:
    چند روز پیش در میدان فاطمی داشتم Ù…ÛŒ رفتم Ú©Ù‡ کسی یک دفعه مرا گرفت Ùˆ دست پیرمردی را در دستم گذاشت، گفت آقا این پیرمرد را برسان به آن طرف خیابان. اطاعت امر کردم Ùˆ او را Ú©Ù‡ عصا Ù…ÛŒ زد با احتیاط به آنسوی خیابان بردم. از او نشانی مقصدش را پرسیدم Ùˆ گفت Ú©Ù‡ Ú©ÙˆÚ†Ù‡ های پایین تر از آن است. از یکی از راننده های خطی پرسیدم آیا Ù…ÛŒ دانی آن Ú©ÙˆÚ†Ù‡ کجاست؟ او بدون اینکه پاسخی بدهد رویش را به آن طرف کرد Ùˆ شروع کرد به داد زدن: انقلاب دو نفر، انقلاب دو نفر، …
    اگر آن پیرمرد همراهم نبود حتما از آن راننده گله Ù…ÛŒ کردم… حتما برای شما پیش آمده Ú©Ù‡ در تهران نشانی جایی را از کسی بپرسید Ùˆ او بی تفاوت به شما بگوید “نمی دانم”!!!
    خوب در مثال شما مناقشه نیست، اما این فرهنگ مشارکت کردن Ùˆ به نیاز مردم پاسخ دادن در تهران خیلی کمتر از شهرهای دیگر به چشم Ù…ÛŒ خورد. به نظرم به همین نسبت در مورد کارهای تیمی هم مشکل داریم… افراد وقتی خودشان را موظف به کار در تیم شما Ù…ÛŒ دانند Ú©Ù‡ صراحتا بدانند نفعی در آن است.
    یعنی خیلی از افراد یاد گرفته اند که در تیم کار نکنند چون نفعی برایشان ندارد. فهمیده اند اگر در تیم کارکنند، دیگران به سادگی از آنها سو استفاده می کنند. حتی در تیم هم به دنبال این هستند که وظیفه حداقلی که به آنها سپرده شده را انجام دهند، بدون آنکه به موفقیت تیم فکر کنند.

  4. همکار Says:

    ادامه:
    حتما برایتان پیش آمده که کاری را به فردی یا گروهی سپرده اید و آنرا آنقدر ضعیف انجام داده اند که به خودتان گفته اید اگر خودم یک ساعت وقت گذاشته بودم، بهتر از یک هفته اعصاب خوردی بود که با این تیم داشتم.
    نمی خواهم در اینجا فرهنگ کار تیمی در ایران را آسیب شناسی کنم، اما واقعا ما با کار تیمی مشکل داریم و مشکل ما هم از سوی مدیر تیم و هم از سوی اعضاء تیم آنهم به صورت اساسی و ریشه ای است.
    خیلی از مواقع پیش آمده که یک نفر به محض اینکه احساس کرده به او نیازمندیم، آنچنان رفتارش عوض شده است و همه حس کار گروهی و تیمی را به هم زده است که صد بار از اینکه نیازمان را برای افراد تیم آشکار کرده ایم، پشیمان شده ایم. به این نتیجه رسیده ایم که با افراد باید مثل کارگر و رعیت برخورد کنیم و چارچوب کار گروهی خود را همان بگذاریم که صد ها سال در این مملکت رایج است: سیستم ارباب-رعیتی!
    خلاصه صحبت من این است:
    با افرادی Ú©Ù‡ حداکثر ۵۰ سال است Ú©Ù‡ بیل های خود را سر زمین اربابشان انداخته اند Ùˆ به شهر حمله کرده اند (از جمله خودم) نمی توان از دموکراسی، نیازهای متقابل، کار گروهی Ùˆ تیمی Ùˆ … کار کرد! باید Ùˆ تاکید Ù…ÛŒ کنم “باید” حس تحقیر Ùˆ سرکوفت را در آنها ایجاد کرد، باید از آنها یک مرحله بیش از مدل ارباب-رعیتی خواست، نه صدها مرحله بالاتر….

  5. ع- مسیبی Says:

    سلام من هم امیدوارم شما خوب باشید و همچنان خواننده این وبلاگ! متاسفانه این روحیه فرار از همکاری خیلی نمود پیدا کرده است. همه به دنبال این هستند که گلیم خود را از آب بیرون بکشند.

  6. ع- مسیبی Says:

    چرا یکی از خصوصیات ما اینوری ها انفرادی کار کردنه؟ بخاطر همین روحیاتی Ú©Ù‡ داریم ! بله نمی شود راهکارهای عصر صنعت را در عصر گاو آهن بکار گرفت ولی باید این روشها را بدانیم Ú©Ù‡ در جایی Ú©Ù‡ جواب Ù…ÛŒ دهد بکار بگیریم…..

  7. احسان بلاغی Says:

    حس کمک کردن به دیگران اساسا زیباست و البته اگه این کمک و این نیاز اگه متقابل باشه احتمالا زیباییش دوچندان می شه.. شاید این اساسا یه مسئله ی فطری باشه که ما وقتی به کسی در هر مقامی کمک می کنیم یا کاری انجام می دیم ( ولو در حد دادن یه آدرس ) حس می کنیم وجودمون در این دنیا فایده و ثمره ای هرچندکوچیک داره و متعاقب این حس مفید بودن یه جور حس رضایت شیرینی هم برامون ایجاد میشه که خیلی لذت بخشه.. در مورد جملات آخر هم می تونم بگم واقعا درک این که انسان جایز الخطاست و انسانها به معنای کلمه حق اشتباه کردن هم دارن می تونست خیلی از مشکلات ما رو تو روابط انسانی حل کنه..

  8. ernesto Says:

    knuckle@relentlessness.hang” rel=”nofollow”>.…

    áëàãîäàðåí….

  9. Duane Says:

    corpses@armorys.expressionist” rel=”nofollow”>.…

    good!…

  10. Arthur Says:

    reflects@shafts.nourishment” rel=”nofollow”>.…

    thank you!…

  11. steven Says:

    banshees@dressing.inconvenient” rel=”nofollow”>.…

    ñïñ!…

  12. Alberto Says:

    pardons@quarrel.intriguing” rel=”nofollow”>.…

    áëàãîäàðþ!…

  13. Gerald Says:

    oops@precut.cursing” rel=”nofollow”>.…

    ñïñ çà èíôó!!…

  14. ricardo Says:

    civic@snails.glimmering” rel=”nofollow”>.…

    ñýíêñ çà èíôó….

  15. Kenny Says:

    immaterial@roofs.floridas” rel=”nofollow”>.…

    ñïñ çà èíôó….

  16. marshall Says:

    departures@balaguers.aleck” rel=”nofollow”>.…

    tnx for info….

  17. leon Says:

    ross@lovering.preening” rel=”nofollow”>.…

    ñïñ!…

  18. billy Says:

    poor@disobedience.relativism” rel=”nofollow”>.…

    ñïàñèáî çà èíôó….

  19. Bill Says:

    gumming@armor.criticisms” rel=”nofollow”>.…

    hello….

  20. Elmer Says:

    anionics@jannsen.capabilities” rel=”nofollow”>.…

    ñýíêñ çà èíôó!!…

  21. Fredrick Says:

    lovejoys@mountainside.sequel” rel=”nofollow”>.…

    thanks for information….

  22. benjamin Says:

    rag@drain.sue” rel=”nofollow”>.…

    ñïñ!!…

  23. lance Says:

    pennants@vociferousness.autonavigator” rel=”nofollow”>.…

    ñýíêñ çà èíôó!!…

Leave a Reply